معبرسایبری میرزا حسن

تاریخ: سه شنبه 23 اسفند 1390 ساعت: 1:25 ب.ظ بازدید: 263 نویسنده: میرزا حسن

چهار شنبه سوری و ترقه بازی از دیدگاه علما و مراجع


خرید و فروش ترقه و انجام چهارشنبه سوری و سیزده بدر به اعتقاد نحسی 13 و احیای مظاهر ملی گرایی مانند تخت جمشید چگونه است؟ متاسفانه این اعمال مورد تشویق قرار گرفته است؟


حضرت آیت الله خامنه ای:

چهارشنبه سوری و سیزده بدر مبنای عقلایی ندارد.(مجموعه استفتائات)

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی (ره):

در فرض مزبور که دارای خطرات جانی و مالی است  و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست.

حضرت آیت الله بهجت(ره):

این کارها مشروعیت ندارد.

حضرت آیت الله خامنه ای:

چهارشنبه سوری و سیزده بدر مبنای عقلایی ندارد

حضرت آیت الله تبریزی(ره):

هیچ یک ا زاین امور رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این مورد تشویق به دنیا غافل کردن از آخرت است و این که تصور می کنند این امور مردم را به حفظ وطن و عزت وا می دارد تصوری باطل است، آنچه مردم را به عزت می رساند و به حفظ وطن وا می دارد ایمان است و بس.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:

اشکال دارد.

حضرت آیت الله سیستانی:

اموری که به جامعه ضرر می زند و موجب ایذاء مردم است مانند استعمال ترقه خرید و فروش آن جایز نیست.  

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

 این کارها شایسته مسلمان نیست.

چهار شنبه سوری و فتوای علمای اسلام

نظرات-علما-در-مورد-چهارشنبه-سوری!! نظرات-علما-در-مورد-چهارشنبه-سوری!! نظرات-علما-در-مورد-چهارشنبه-سوری!! نظرات-علما-در-مورد-چهارشنبه-سوری!! نظرات-علما-در-مورد-چهارشنبه-سوری!! امتیاز : 622 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 22 اسفند 1390 ساعت: 2:25 ب.ظ بازدید: 1934 نویسنده: میرزا حسن

آنچه كه ما باید به آن افتخار كنیم رسم شهادت و سنت الهی مرگ در راه خداست كه در نظام اسلامی احیاء گردید.

امام خامنه ای(قلوبناه فداه)

 

http://ups.night-skin.com/

روز بزرگداشت شهدا گرامی باد.

بیاد آنان که جانانه جان خود را نثار دین ومرز وبوم خود کردند.....


بسم-رب-الشهدا بسم-رب-الشهدا بسم-رب-الشهدا بسم-رب-الشهدا بسم-رب-الشهدا امتیاز : 817 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 22 اسفند 1390 ساعت: 1:59 ب.ظ بازدید: 196 نویسنده: میرزا حسن

احیاى فرهنگ شهادت

در مکتب توحید، آن چیزى داراى ارزش و ماندگارى است که در راه خدا و براى خدا شکل گیرد. هر مقدار از عمر انسان که براى خدا صرف شود. هر کارى که براى خدا انجام گیرد، مالى که در این راه هزینه شود. از ارزش واقعى و ماندگارى برخوردار است و در این راستا هرچه انجام کارى براى خدا سخت تر و نیت خالص تر باشد ارزش و اثر آن بیشتر است. بنابراین هرگونه اهتمام و تلاش در راه خدا مصداق جهاد فى سبیل اللّه است.

در این مکتب، از خود گذشتگى در راه خدا و دفاع از حق در بالاترین حد، ارزشگذارى شده است و فرهنگ ایثارگرى و شهادت طلبى در متن اسلام از درخشش و ویژگى برجسته اى برخوردار است.

دستاورد اساسى حضرت امام خمینى در رهبرى انقلاب اسلامى، احیاء اسلام ناب محمّدى(ص) و مهمترین ویژگى آن احیاء فرهنگ شهادت و ایثارگرى بود. با مرورى گذرا در فرایند نهضت امام خمینى و قوام نظام اسلامى به خوبى مى توان دریافت که اگر فرهنگ شهادت طلبى و ایثارگرى نبود، نه انقلاب به پیروزى مى رسید و نه نظام اسلامى دوام مى یافت، همانگونه که در صدر اسلام نیز اگر این ویژگى نبود نه اسلام شکل گرفته بود و نه دوام مى یافت.

بنابراین موضوع شهادت و ایثارگرى سکه پربهایى است که در یک روى آن باید والاترین ارزشهاى الهى را مشاهده کرد و در روى دیگر آن دستاوردها و آثار و برکات بى بدیل را.

 

شهید در لغت به معنى گواه، حاضر، ناظر و... و در اصطلاح دینى به کسى اطلاق مى شود که با انتخاب آگاهانه، و بر اساس حجت شرعى، در راه خدا به شهادت مى رسد و در قانون اساسنامه بنیاد شهید انقلاب اسلامى این گونه تعریف شده است، «شهید به کسى گفته مى شود که جان خود را در راه انقلاب اسلامى و حفظ دستاوردهاى آن یا دفاع از کیان جمهورى اسلامى در مقابل تهدیدات و تجاوزات دشمن و عوامل ضد انقلاب و اشرار نثار نموده یا مى نماید.»

شهادت قلّه کمال

شهادت از برترین واژه هاى فرهنگ اسلامى و از مقدّس ترین مفاهیم معارف الهى است. شهادت اوج کمال انسان است، آنگاه که انسان تمام هستى خود را یکجا نثار معبود مى کند و قطره وجودش به دریاى بیکران هستى مطلق مى پیوندد.

رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمود:

«فوق کلّ ذى برٍّ برٌّ حتى یقتل فى سبیل اللّه، فاذا قُتِلَ فى سبیل اللّه فلیس فوقه برّ؛(1) بالاتر از هر خیر و نیکى، خیر و نیکى وجود دارد تا انسان در راه خدا کشته شود که بالاتر از کشته شدن در راه خدا، خیر و نیکى یافت نشود.»

همچنین پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «اشرف الموت قتل الشهادة؛(2) شهادت برترین مرگ ها است.»

و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمود: «لوددت انّى اُقتَل فى سَبیل اللّه، ثمّ احیا ثمّ اُقتَل ثمَّ اُحیا ثم اقتل ثمّ اُقتَل؛(3) دوست دارم در راه خدا کشته شوم(نه یک بار و دو بار که) بارها کشته شوم و زنده شوم و باز هم کشته شوم.»

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در مقام دعا و درخواست از خداوند متعال عرضه مى دارد: «نسأل اللّه منازل الشّهداء؛(4) از خداوند جایگاه شهیدان را طلب مى کنم.»

مقام شهید

شهید مصداق عینى شهادت است ه با انتخاب آگاهانه و در کمال خلوص، هستى خود را یکجا به آفریدگار جهان تقدیم مى کند و به سرچشمه بقا و حیات، پیوند مى یابد.

درک مقام شهید از توان و ظرفیت فهم ما خارج است و تنها منبع وحى الهى است که شمه اى از این مقام را براى ما بازگو فرموده است: «ولاتقولوا لِمَن یُقتَلُ فى سَبیل اللّه اَموات بل احیاء ولکن لاتشعرون؛(5) براى کسانى که در راه خدا کشته مى شوند نگویید مردگانند (کلمه اموات را درباره شهدا به کار نبرید) بلکه آنها زنده اند، لکن شما درک نمى کنید.»

این آیه ضمن آن که بر زنده بودن شهدا تأکید مى ورزد، درک این مقام را از حیطه شعور و فهم بشر در این دنیا خارج مى شمارد. در حالى که در آیه فوق از به کار بردن تعبیر اموات در مورد شهدا نهى مى کند، در آیه اى دیگر از پندار مرده بودن آنان نیز نهى فرموده است که نه فقط به زبان نگویید آنها مرده اند بلکه به دل نیز راه ندهید.

«ولا تحسبنَّ الّذین قُتِلوا فى سَبیل اللّه امواتاً بل احیاءٌ عند ربّهم یرزقون؛(6) کسانى را که در راه خدا کشته شده اند مرده مى پندارید، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.»

امام خمینى(قدّس سرّه) در این زمینه مى فرماید:

«اگر نبود در شأن و عظمت شهداى معظم فى سبیل اللّه جز این آیه کریمه، که با قلم قدرت غیب بر قلب مبارک نورانى سید رسل صلى اللّه علیه و آله و سلّم نگاشته و پس از تنزل مراحلى به ما خاکیان صورت کتبى آن رسیده است، کافى بود که قلمهاى ملکوتى و مُلکى شکسته شود و قلبهاى ماوراى اصفیاءاللّه از جولان در حول آن فرو بسته شود. ما خاکیان محجوب یا افلاکیان چه دانیم که این «ارتزاق عند الرّب شهدا» چى است. چه بسا مقامى باشد که خاص مقربان درگاه او جلّ و علا و وارستگان از خود و ملک هستى باشد، پس مثل من وابسته به علائق و وامانده از حقایق چه گویم و چه نویسم، که خاموشى بهتر و شکستن قلم اولى است.»(7)

امام خمینى همچنین پیرامون نکاتى از همین آیه مى فرماید: «در این آیه کریمه بحث در زندگى پس از حیات دنیا نیست که در آن عالم همه مخلوقات داراى نفس انسانى به اختلاف مراتب از زندگى حیوانى و مادون حیوانى تا زندگى انسانى و مافوق آن زنده هستند، بلکه شرف بزرگ شهداى در راه حق، «حیات عند الرّب» و ورود در «ضیافة اللّه» است.

این حیات و این ضیافت را با قلمهاى شکسته اى مثل قلم من نمى توان توصیف و تحلیل کرد، این حیات و این روزى غیر از زندگى در بهشت و روزى در آن است. این لقاء اللّه و ضیافة اللّه مى باشد. آیا این همان نیست که براى صاحبان نفس مطمئنه وارد است «فادخلى فى عبادى و ادخلى جنّتى» که فرد بارز آن سید شهیدان سلام اللّه علیه است.»(8)

«از شهدا که نمى شود چیزى گفت. شهدا شمع محفل دوستانند. شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادى وصولشان «عند ربّهم یرزقون»اند، و از «نفوس مطمئنه اى» هستند که مورد خطاب «فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى» پروردگارند. اینجا صحبت از عشق است و عشق؛ و قلم در ترسیمش بر خود مى شکافد.»(9)

درباره مقام شهید احادیث بسیارى از معصومین علیهم السلام نقل شده است که در اینجا به مواردى از آنها اشاره مى شود.

حضرت امیرالمؤمنین على علیه السلام فرمود:

«ان اللّه کتب القتل على قومٍ و الموت على آخرین و کلّ آتیةٌ منیّتُه کما کَتبَ اللّه لَه فَطوبى للمجاهدین فى سبیل اللّه و المقتولین فى طاعته؛(10) خداوند براى گروهى کشته شدن و براى گروهى دیگر مرگ را مقرر فرموده است و هر کدام به اجل مقرر خود به آنگونه که خدا مقدّر فرموده مى رسند. پس خوشا به حال مجاهدان در راه خدا و کشتگان در راه اطاعتش.»

امام زین العابدین علیه السلام از قول جدش رسول اللّه(ص) مى فرمود:

«ما من قطرةٍ احبُّ الى اللّه عزّ و جلّ من قطرة دمٍ فى سبیل اللّه؛(11) هیچ قطره اى در پیشگاه خداوند محبوب تر از قطره خونى که در راه خدا ریخته مى شود، نیست.»

از پیغمبر اکرم(ص) نقل شده که فرمود:

«...و اول من یدخل الجنة شهید؛(12) اول کسى که وارد بهشت مى شود، شهید است.»

امام صادق علیه السلام از طریق پدرانش از جدش رسول اللّه(ص) نقل فرموده:

«ثلاثة یشفعون الى اللّه یوم القیامة فیفشَفِّعُهم الانبیاء ثم العلماء ثمّ الشهداء؛(13) سه گروه روز قیامت شفاعت مى کنند و شفاعت آنان مورد پذیرش خداوند قرار مى گیرد:انبیاء، علما، و شهداء.»

همچنین از پیغمبراکرم(ص) نقل شده که فرمود: «یشفع الشهید فى سبعین فى اهله؛(14) شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت مى کند.»

امام خمینى درباره شفاعت مى فرماید: «جلوه شفاعت شافعان در این عالم، هدایت، آنها است و در آن عالم، باطن هدایت شفاعت است. تو از هدایت اگر بى بهره شدى از شفاعت بى بهره اى و بهر قدر هدایت شوى شفاعت شوى.»(15)

با توجه به معنى شفاعت و رابطه آن با هدایت در این دنیا و نقشى که شهدا در امتداد انبیاء و علماء براى هدایت مردم ایفا مى کنند، جایگاه رفیع شهدا را مى توان دریافت. اگر در حدیث اخیر سخن از شفاعت هفتاد نفر از اهل شهید آمده است اولاً کلمه هفتاد ظاهراً اشاره به کثرت است و وسعت دائره شفاعت شوندگان در آخرت وابسته به دائره هدایت شوندگان از شهادت شهید در این دنیا است و ممکن است شهادت شهیدى مانند امام حسین علیه السلام منشأ هدایت میلیون ها میلیون انسان در این دنیا و شفاعت آنان در آخرت شود. ثانیاً به کاربردن تعبیر اهل در حدیث مزبور اشاره به اهلیت شفاعت شوندگان دارد که با نظر امام خمینى مبنى بر تطابق بین ظاهر و باطن شفاعت همسو مى باشد. آن چنانکه شفاعت حضرت نوح در مورد پسرش به درگاه خداوند پذیرفته نشد به دلیل آن که در فرهنگ قرآن «انه لیس من اهلک؛(16) او اهل حضرت نوح نبود!»

وظیفه جامعه نسبت به شهید

از آنجا که شهید براى خدا و در راه خدا، هستى خود را براى نجات و سعادت جامعه فدا مى نماید، هر چند پاداش اصلى خود را از خداوند دریافت مى کند، اما بنابر حکم عقل، جامعه نیز به لحاظ حقى که شهید بر گردن آنان دارد. مدیون شهید است و باید با تمام وجود دَین خود را در قبال شهید ایفاء نماید.

زنده نگهداشتن یاد و نام شهید و بزرگداشت زمان و مکان شهادت و مدفن او و الگوسازى از شخصیت و سیره زندگى و حماسه ایثارگرانه شهید، بخشى از وظائف جامعه نسبت به شهید مى باشد.

این نکته افزودنى است که فایده انجام این نوع وظائف عمدتاً به خود مردم باز مى گردد و در حقیقت این ما هستیم که نیازمند شهدا هستیم نه آن که شهدا نیازمند بزرگداشت ما باشند. اجر و مقامى که شهدا نزد پروردگارشان دارند با بزرگداشت یا غفلت مردم از آنان کم و زیاد نمى شود. بزرگداشت و تکریم شهید در جامعه یعنى بزرگداشت و تکریم فرهنگ شهادت و تمام نیکى ها و ترویج روحیه ایثارگرى و فداکارى براى ارزشها و دفاع از جامعه و سرزمین اسلامى. فرهنگ و روحیه اى که قوام و بقاء جامعه و نظام و سرزمین اسلامى، همواره نیازمند به آن مى باشد. و این مطلبى است که تمام ملل و کشورها در چارچوب جهان بینى و ارزشهاى خود به منظور حفظ استقلال و دفاع از موجودیتشان در برابر بیگانگان و مهاجمان مورد توجه و اهتمام جدى آنان قرار دارد.


 

پى نوشت ها :

1. وسائل الشیعه، ج 11، ص 10، ح 21.

2. بحارالانوار، ج 67، ص 8، ح 4.

3. صحیح بخارى، ج 4، ص 21.

4. نهج البلاغه، خطبه 23.

5. سوره بقره، آیه 154.

6. سوره آل عمران، آیه 169.

7. صحیفه امام، ج 20، ص 101، 20/5/65.

8. همان، ج 18، ص 325، 19/11/62.

9. صحیفه امام، ج 21، ص 147، 1/7/67.

10. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 3، ص 183.

11. وسائل الشیعه، ج 11، ص 8، ح 11.

12. بحارالانوار، ج 66،ص 393،ح 75.

13. همان، ج 97، ص 14، ح 24.

14. کنزالعمال، ج 4، ص 401، ح 11119.

15. کلمات قصار امام خمینى، صفحه 45، چاپ اول.

16.سوره هود، آیه 46.

17. صحیفه امام، جلد 17، ص 95، 25/8/1361.

شهدا شرمنده ایم............................


شهادت.... شهادت.... شهادت.... شهادت.... شهادت.... امتیاز : 503 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 22 اسفند 1390 ساعت: 1:47 ب.ظ بازدید: 308 نویسنده: میرزا حسن
آیت الله علوی گرگانی:
تمام مشکلات جامعه ما از این است که یا به اوامر خدا توجه نکردیم و یا به نواهی خدا عمل کردیم و حرف شنوی از خدا نداشتیم.
حضرت آیة الله العظمی علوی گرگانی مد ظله در دیدار جمعی از مردم اهل تشیع و تسنن کرمانشاه با ذکر آیه ای از قرآن فرمودند: خداوند برای بندگان خود راه را مشخص کرده است و در قرآن بیان کرده است و تصریح نموده که خانه آخرت متعلق به کسانی است که در زمین خودخواهی و خود کامگی نداشته باشند و مغرور نشوند وفساد درجامعه نکنند و لذا حکم محارب را خدا برای کسانی قرار میدهد که در زمین فساد می کنند و نسل و طبیعت و بشریت را از بن می برند .
ایشان در ادامه گفتند: انسانهای متقی وارثین بهشت هستند و اگر در بهشت رفتند دیگر خروجی نخواهند داشت
معظم له بیان داشتند: پیغمبر اکرم (ص) در اواخر عمر تصریح کردند که هیچ چیزی نیست که شما را به بهشت نزدیک کند و از جهنم دور کند مگر اینکه آن را به شما امر کردم و هیچ چیزی نیست که شما را از بهشت دور کند و به جهنم نزدیک کند مگر آنکه آن رانهی کردم و صریح قرآن نیز می باشد که میگوید : ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا هر چه را پیغمبر آورده است بگیرید و هر چه را پیغمبر از آن نهی نموده است را ترک کنید .
آن مرجع عالیقدر در پایان فرمود: تمام مشکلات جامعه ما از این است که یا به اوامر خدا توجه نکردیم و یا به نواهی خدا عمل کردیم و حرف شنوی از خدا نداشتیم.

ریشه-مشکلات-جامعه!!!! ریشه-مشکلات-جامعه!!!! ریشه-مشکلات-جامعه!!!! ریشه-مشکلات-جامعه!!!! ریشه-مشکلات-جامعه!!!! امتیاز : 644 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 22 اسفند 1390 ساعت: 1:45 ب.ظ بازدید: 274 نویسنده: میرزا حسن
حضرت آیت الله صافی در دیدار جمعی از امدادگران كمیته امداد امام خمینی (ره):
بسيج همگاني براي حل مشكل فقر و گراني و تورم لازم است.
مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت الله صافي گلپايگاني مدظله الوارف، صبح دوشنبه 15/12/1390 جمعي از امدادگران كميته امداد امام خميني ره را به حضور پذيرفتند.


معظم له در اين ديدار، با اشاره به اهميت خدمت به محرومان در جامعه اسلامي، و رفع نيازهاي اساسي مردم فرمودند: اگر فردي از امت اسلامي ناراحتي داشته باشد، ساير اعضاي جامعه بايد به او كمك نمايند تا آن كمبود برطرف شود.

در ابتداي اين ديدار، يكي از مسئولان محترم كميته امداد، به ارائه گزارشي در زمينه فعاليت‌هاي خيرخواهانه اين مركز پرداخت.

قسمتي از بيانات مرجع عاليقدر به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيد الاولين و الآخرين و خاتم الانبياء و المرسلين سيدنا ابي القاسم محمد و علي آله الطيبين الطاهرين المعصومين و لاسيما بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم اجمعين الي يوم الدين.

قال رسول الله صلي الله عليه و آله:

«إِنَّ اللهَ‏ فِي‏ عَوْنِ‏ الْعَبْدِ مَادَامَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيه‏»(1)

بنده اولاً از اظهار لطفي كه فرموديد و حقير را با ديدار خودتان، خوشحال و مسرور كرديد تشكر مي‌كنم، و عرض مي‌كنم كه بشارت‌هاي خوب و پر معنايي كه در گزارش ارائه كرديد، همه اسباب سرافرازي و افتخار براي هر مؤمن و مسلماني است.

در جامعه اسلامي، بايد روح اعانت و همكاري و كمك به يكديگر وجود داشته باشد، و هر كسي در حد تواني كه دارد به ديگران كمك نمايد، و خود را در معرض آن ثواب‌هاي عظيم الهي قرار دهد، حتي در روايات داريم كه

«دَخَلَ‏ عَبْدٌ الْجَنَّةَ بِغُصْنٍ‏ مِنْ شَوْكٍ كَانَ عَلَى طَرِيقِ الْمُسْلِمِينَ فَأَمَاطَهُ عَنْه‏»(2)

گاهي مي‌شود يك كمك كوچك و ناچيز به بندگان خداوند متعال، سبب نجات انسان و ورود او به بهشت مي‌شود.

آيات شريفه قرآن مجيد، روايات و سيره ائمه طاهرين عليهم السلام همه توصيه بر تعاون و همكاري مؤمنين با يكديگر دارند، به طور مثال اگر سيره اميرالمؤمنين علي عليه السلام را ملاحظه كنيد، مي‌بينيد كه آن بزرگوار چه نظارت و خدمتي به حال محرومان و ضعفا داشتند. در شعري كه از آن حضرت نقل شده است مي‌فرمايد:

مَا إِنْ تَأَوَّهْتُ مِنْ شَيْ‏ءٍ رُزِيتُ بِهِ

كَـمَا تَأَوَّهْتُ لِـلْأَطْفَالِ فِي‏ الصِّغَرِ

قَدْ مَاتَ وَالِدُهُمْ مَنْ كَانَ يَكْفُلُهُمْ

فِي‌النَّائِبَاتِ وَ فِي‌الْأَسْفَارِ وَ الْحَضَر

ايشان مي‌فرمايد: من براي هيچ چيزي به اندازه احوال كودكي كه يتيم مي‌شود ناراحت نمي‌شوم.

غرض اين‌كه سيره اهل بيت عليهم صلوات الله بر پايه تعاون و كمك به مؤمنان است. قم هم كه شهر اهل بيت و عش آل محمد عليهم السلام است، بايد بر پايه همين سيره سير كند، و يك شهر در همه جهات اسلامي و حافظ سنت‌هاي ديني باشد تا بتواند سرمشق و الگويي براي ديگر شهرها بشود.

همه بياناتي كه فرموديد داراي اهميت بسياري است. همين مسأله فقر زدايي در جامعه خيلي مهم است. هر چه تعداد فقراي جامعه كمتر باشد، و خانواده‌هايي كه در مضيقه هستند در وسعت قرار بگيرند، جامعه به سوي كمال خود پيش خواهد رفت.

بايد دانست كه هيچ عبادتي هم بالاتر از مسرور كردن برادران مؤمن نيست:

«مَا عُبِدَ اللهُ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللهِ مِنْ إِدْخَالِ‏ السُّرُورِ عَلَى‏ الْمُؤْمِنِ‏»(3)

امام باقر عليه الصلاة و السلام مي‌فرمايد: خداوند متعال به كار و عبادتي بهتر و محبوب‌تر از اين عبادت نشده است كه انسان، مؤمني را خوشحال كند.

آن‌قدر اسلام عزيز بر اهتمام به امور ديگر مؤمنين سفارش كرده است كه حتي اين‌كه انسان مؤمن با خوشرويي به برادر مؤمن خودش نگاه كند را داراي اجر و ثواب مي‌داند؛ تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ‏ أَخِيهِ‏ حَسَنَة(4)

بايد در جامعه اسلامي همكاري و تعاون در امور وجود داشته باشد چرا كه همه اعضاي امت اسلام به مانند يك جسد هستند. حضرت رسول اكرم صلوات الله عليه و آله مي‌فرمايد:

«مَثَلُ الْمُؤْمِنِ فِي تَوَادِّهِمْ وَ تَرَاحُمِهِمْ كَمَثَلِ‏ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى‏ بَعْضُهُ تَدَاعَى سَائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمَّى»(5)

مَثَل همه مؤمنين، مثل جسد واحدي هست كه اگر يك نفرشان ضعيف و داراي ناراحتي باشد همه ناراحت مي‌شوند، همان‌طور كه اگر يكي از اعضاي بدن ناراحت باشد، آرامش و استراحت از اعضاي ديگر سلب مي‌شود.

در جامعه اسلامي هم اگر يك نفر مستمند و فقير باشد، همه ناراحت مي‌شوند و بايد همكاري كنند تا اين كمبود برطرف شود.

و يا پيامبر بزرگوار اسلام مي‌فرمايند: «الخَلْقُ‏ كُلُّهُمْ‏ عِيَالُ‏ اللهِ فَأَحَبُّهُمْ إِلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ أَنْفَعُهُمْ لِعِيَالِهِ؛ مردم همه عايله خدا هستند، و محبوب‌ترين مردم نزد خدا كسي است كه نفعش به اين عايله بيشتر باشد.» (6)

مقصود اين‌كه تمدن عزيز اسلام، بر تعاون و همكاري در جامعه تأكيد زيادي كرده است، حتي اسلام‌شناساني كه راجع به تمدن اسلامي كتاب نوشته‌اند، به اين نكته اشاره دارند كه اسلام بر اين امر توجه زيادي داشته، و مسلمانان آن را بسيار با اهميت و بزرگ مي‌شمارند.

در جامعه ما هم عمده اين است كه فقر نباشد. در وضعيت فعلي كه گراني و تورم قيمت‌ها اوضاع را براي برخي مشكل كرده است، مثلاً چنانچه كسي مريض شود با داروهاي گران‌قيمت مواجه مي‌شود و در مضيقه قرار مي‌گيرد، اگر همكاري و كمك به يكديگر نباشد، جامعه منقرض مي‌شود.

يا همين مسأله ازدواج كه بيان داشتيد خيلي مهم است. اين‌كه انسان بتواند اسباب ازدواج دو نفر را فراهم نمايد ثواب بسيار و آثار اجتماعي فراواني دارد، و اگر به مسأله ازدواج جوانان اهتمام نداشته باشيم، مفاسد اجتماعي زيادي به وجود خواهد آمد. هر چه بتوانيم بر روي اين اهداف سعي و تلاش نماييم، به رضايت خداوند متعال نزديك‌تريم. اگر انسان وجدان ديني داشته باشد، وقتي وجدانش راحت است كه بداند انسان گرسنه و فقيري در جامعه نيست. اگر كسي كه داراي وجدان ديني است احتمال بدهد افرادي در جامعه هستند كه به حالشان رسيدگي نمي‌شود، بسيار ناراحت مي‌شود.

مسأله ازدواج جوانان، گراني و تورم و فقر از مشكلات مهمي است كه همه مسئولان بايد در فكر چاره‌جويي باشند. ما نمي‌توانيم ببينيم در جامعه‌اي كه افتخار دارد شيعه اميرالمؤمنين عليه السلام باشد و اين همه امكانات و منابع مادي دارد، مردم به سختي زندگي كنند.

به هر حال شما عزيزاني كه در مقام اين برآمده‌ايد كه محرومان جامعه را شناسايي كنيد و آن‌ها را كمك و ياري نماييد اجر بسيار بزرگي داريد. اميدوارم كه انشاء الله بر توفيقات شما افزوده شود، و حضرت بقية الله الاعظم امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف كه همه ما وابسته به وجود ايشان هستيم از شما راضي باشند. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته


پي نوشت‌ها:

1. مستدرك الوسائل؛ ج12، حديث14526.

2. وسائل الشيعة؛ ج16، حديث 21706.

3. كافي؛ ج2، ص188،حديث2.

4. همان.

5. بحار الانوار؛ ج58، باب43،حديث29.

6. بحار الانوار؛ ج93، باب14، حديث15.


اسلام-وانقلاب-کلید-حل-مشکلات اسلام-وانقلاب-کلید-حل-مشکلات اسلام-وانقلاب-کلید-حل-مشکلات اسلام-وانقلاب-کلید-حل-مشکلات اسلام-وانقلاب-کلید-حل-مشکلات امتیاز : 763 دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 22 اسفند 1390 ساعت: 1:41 ب.ظ بازدید: 353 نویسنده: میرزا حسن

۱-سلام قولا من رب رحیم (یس/۵۸)
«از جانب پروردگار [ی] مهربان [به آنان] سلام گفته می شود»


این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت، شادی و معنویت می بخشد، که به هیچ نعمتی برابر نیست، آری شنیدن ندای محبوب، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف سر تا پای بهشتیان را غرق سرور می کند، که یک لحظه آن برتمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد. از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله روایت شده: «درهمان حال که بهشتیان غرق در نعمت های بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می شود؛ نور لطف خداوند که برآنها پرتو افکنده است. پس ندایی بر می خیزد که «سلام بر شما ای بهشتیان» نظرلطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز او غافل می شوند، و همه نعمت های بهشتی را درآن حال به دست فراموشی می سپارند.

۲- سلام علی نوح فی العالمین (صافات/۷۹)

«درود برنوح در میان جهانیان»
چه افتخاری ازاین برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح علیه السلام، سلام می فرستد، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می ماند و تا دامنه قیامت گسترده می شود، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می شود، به خصوص اینکه لفظ «العالمین» معنای وسیعی دارد که نه تنها همه انسان ها، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در بر می گیرد.

۳- سلام علی ابراهیم (صافات/۱۰۹)

«درود برابراهیم»
درآیات پیش ازاین آیه، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم، و جریان دستور ذبح اسماعیل – فرزندایشان- و تسلیم بودن هر دوی آنها براین امر به میان آمده است که پس از یادآوری این قضایا، خداوند می فرماید: سلام برابراهیم [آن بنده مخلص و پاک باد.]

۴- سلام علی موسی و هارون (صافات/۱۴۰)

«درود برموسی و هارون»
در آیات پیش ازاین آیه، خداوند ضمن آیاتی، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می فرماید:
- ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم. (صافات / ۱۱۵)
- ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروزشدند. (صافات /۱۱۶)
- ما به آن دو، کتاب آشکار دادیم. (صافات/۱۱۷)
- ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم. (صافات/۱۱۸)
- ما ذکرو یاد خیرآنها را در اقوام بعد باقی و برقرار ساختیم. (صافات/۱۱۹)
و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند بر آن دو سلام می رساند.
سلامی از ناحیه پروردگار بزرگ و مهربان.
سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.
- سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.

۵- سلام علی آل یاسین (صافات/۱۳۰)

«درود بر پیروان الیاس»
خداوند می فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امت های بعد جاودان کردیم (صافات/۱۲۹)
امت های دیگر، زحمات این انبیاء بزرگ (الیاس و سلاله او) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذرایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند، هرگز فراموش نخواهند کرد و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.
تعبیر به «ال یاسین» به جای «الیاس» یا به خاطراین است که ال یاسین لغتی در واژه الیاس بوده و هر دو به یک معنی است و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.

۶- سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین (زمر/۷۳)

«… سلام برشما، خوش آمدید، در آن درآیید [و] جاودانه [بمانید.]
در این آیه، خداوند می فرماید که بهشتیان وقتی به بهشت می رسند، در حالی که درهای آن گشوده شده است، در این هنگام نگهبانان بهشت، آن ملائک رحمت به آنها می گویند: سلام بر شما، گوارا باد این نعمت ها بر شما، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.

۷- سلام هی حتی مطلع الفجر (قدر/۵)

«[آن شب] تا دم صبح، صلح و سلام است.» این آیه، در توصیف شب قدراست. آن شبی است که قرآن در آن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزارماه است، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می گردند.

ب:هفت سین محمدی صلی الله علیه و آله

۱- السعید من اختارباقیه یدوم نعیمها علی فانیه لا ینفد عذابها و قدم لما یقدم علیه مما هو فی یدیه قبل این یخلفه لمن یسعد بانفاقه و قد شقی هو بجمعه اعلام الدین، ۳۴۵
سعادتمند و خوشبخت کسی است که سرای باقی را که نعمتش پایداراست به سرای فانی که عذابش بی پایان است برگزیند و از آنچه در اختیاردارد برای سرایی که بدانجا خواهد رفت پیش فرستد قبل ازآنکه آنها را برای کسی گذارد که وی با انفاق آن خوشبخت شود ولی خود او با گرد آوردن آن بدبخت شده باشد.
۲- السخی قریب من الله، قریب من الناس، قریب من الجنه، بحارالانوار، ج ۷۳
سخاوتمند و بخشنده، هم به خداوند و هم به مردم و هم به بهشت نزدیک است.
۳- السوال نصف العلم. کنزل العمال
سئوال کردن و پرسشگری نیمی از دانایی است.
۴- السوق دار سهو و غفله فمن سبح فیها تسبیحه کتب الله له بها الف الف حسنه کنزل العمال
بازار سرای فراموشی و غفلت است لذا هر که درآنجا خدا را یک بار تسبیح گوید خداوند برایش هزار هزارحسنه می نویسد.
۵- ساب المومن کالمشرف علی الهلکه کنز العمال
کسی که به مومنان ناسزا و دشنام می دهد، همچون کسی است که در معرض هلاکت است.
۶- سموا اولادکم اسماء الانبیاء مکارم الاخلاق، ص ۴۷۴
فرزندان تان را به نام انبیا بنامید
۷- سید القوم فی السفرخادمهم فمن سبقهم بخدمه لم یسبقوه بعمل الا الشهاده کنز العمال
سرورمردم در سفر کسی است که به آنان خدمت می کند پس هر که در خدمت به همسفران خود برآنان پیشی گیرد هیچ کارشان به پای ارزش او نمی رسد مگر شهادت.
منبع:نشریه کوچه ما، شماره ۱۲٫


هفت-سین،هفت-نور هفت-سین،هفت-نور هفت-سین،هفت-نور هفت-سین،هفت-نور هفت-سین،هفت-نور امتیاز : 537 دیدگاه(0)

آخرین مطالب

چهارشنبه 05 تیر 1392
پنجشنبه 13 تیر 1392
شنبه 08 تیر 1392
جمعه 07 تیر 1392
جمعه 07 تیر 1392
پنجشنبه 06 تیر 1392
چهارشنبه 05 تیر 1392
چهارشنبه 05 تیر 1392
پنجشنبه 13 تیر 1392
شنبه 12 اسفند 1391

مطالب محبوب

یکشنبه 15 بهمن 1391
جمعه 27 بهمن 1391
سه شنبه 26 مهر 1390
دوشنبه 22 اسفند 1390
شنبه 12 اسفند 1391

صفحات مطالب

نظرسنجی
کلا" معبر باشه یا نه؟؟؟؟



نتايج|| آرشیو نظرسنجی