معبرسایبری میرزا حسن

تاریخ: پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت: 9:14 ب.ظ بازدید: 229 نویسنده: میرزا حسن

نهضت بزرگ علمى امام باقر (ع)

امام محمد باقر

 

پس از رسول خدا، ظاهرا قرآن، به عنوان منبع اصلى شناخت مسايل عقيدتى وعبادى و سياسى، در جامعه اسلامى باقى ماند، اما از آن جا كه اين منبع ژرف نياز به مفسرانى آشنا با پيام وحى داشت و دستهاى سياست، اين مفسران واقعى (اهل بيت عليهم السلام) را در جامعه منزوى ساخته بود، با گذشت زمان، نيازهاى اعتقادى و پرسشهاى عبادى و مسايل مستحدث يكى پس از ديگرى رخ نمود و كسانى كه در جامعه به عنوان عالم و محدث شناخته مى‏شدند، ناگزير بايد جوابى را براى هر پرسش و مسأله تدارك مى‏ديدند!

عدم احاطه كامل آنان بر مجموعه معارف قرآنى از يك سو، و عدم آشنايى آنان با فرهنگ ويژه وحى از سوى ديگر، سبب گرديد تا با قياس و توجيه گرى و استحسان و تكيه بر آراى شخصى و گاه احاديث بى‏ريشه و اقوال بى‏اساس، عقيده‏اى را ابراز كرده و يا فتوايى دهند.

بنابر اين، يكى از راههاى اساسى مبارزه با اين مشكل، بازگرداندن مردم به قرآن و هشدار دادن آنان نسبت به آراى ساختگى و غير مستند به وحى بود.

امام باقر (ع) در اين راستا مى‏فرمود: هر گاه من حديث و سخنى براى شما گفتم، ريشه و مستند قرآنى آن را از من جويا شويد.سپس آن حضرت در برخى سخنانش فرمود: پيامبر (ص) از قيل و قال (بگو مگو و مشاجره) و هدر دادن و تباه ساختن اموال و پرس و جوى زياد، نهى كرده است.

به آن حضرت گفته شد: اين مطالب در كجاى قرآن آمده است؟

امام باقر (ع) فرمود: در قرآن آمده است.

لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا 1

(اين آيه دلالت مى‏كند كه بيشتر سخنان نجوايى و به درازا كشيده فاقد ارزش است، مگر سخنى كه در آن امر به انفاق يا كار نيك و يا اصلاح ميان مردم باشد) .

وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَاماً وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا 2

(از اين آيه استفاده مى‏شود كه اموال را نبايد در معرض نابودى و تباهى قرارداد).

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللّهُ عَنْهَا وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ 3

(و اين آيه مى‏نماياند كه هر سؤالى شايسته و مفيد و مثبت نيست، و چه بسا پرسشهايى كه به ناراحتى و نگرانى خود انسان بينجامد) .4

امام باقر (ع) با اين شيوه، در صدد بود تا روحيه قرآن گرايى را در ميان اهل دانش و جامعه اسلامى تقويت نمايد، و از اين طريق انحراف بينشهاى سطحى و عالم نمايان خود محور را به مردم يادآور شود، چه، در برخى مباحثه‏ها، با صراحتى فزونتر به اين نكته پرداخته است :

حسن بصرى نزد امام باقر (ع) آمد و گفت: آمده‏ام تا مطالبى درباره قرآن از شما بپرسم .

پس از رسول خدا، ظاهرا قرآن، به عنوان منبع اصلى شناخت مسايل عقيدتى و عبادى و سياسى، در جامعه اسلامى باقى ماند، اما از آن جا كه اين منبع ژرف نياز به مفسرانى آشنا با پيام وحى داشت و دستهاى سياست، اين مفسران واقعى (اهل بيت عليهم السلام) را در جامعه منزوى ساخته بود.

امام فرمود: آيا تو فقيه اهل بصره نيستى؟

پاسخ داد: اين چنين گفته مى‏شود.

امام فرمود: آيا در بصره شخصى هست كه تو مسايل و احكام را از او دريافت كنى؟

پاسخ داد: خير.

امام فرمود: بنابر اين، همه مردم بصره، مسايل دينشان را از تو مى‏گيرند؟

گفت: آرى.

امام باقر (ع) فرمود: سبحان الله! مسؤوليت بزرگى را به گردن گرفته‏اى.از جانب تو سخنى برايم نقل كرده‏اند كه نمى‏دانم واقعا تو آن را گفته‏اى يا بر تو دروغ بسته‏اند.

حسن بصرى گفت: آن سخن چيست؟

امام فرمود: مردم گمان كرده‏اند كه تو معتقدى خداوند امور بندگان را به خود آنان تفويض كرده است!

حسن بصرى سكوت اختيار كرده و هيچ نمى‏گفت!

امام باقر (ع) براى اين كه وى را به ريشه اشتباهش متوجه سازد و بنماياند كه‏عامل اصلى كج فهمى او، ناتوانى در فهم معارف قرآن است، برايش نمونه‏اى روشن آورد و گفت:

اگر خداوند در قرآنش به كسى ايمنى داده باشد، آيا براستى پس از اين ايمنى تضمين شده از سوى خدا، بر او ترسى هست؟

حسن بصرى گفت: خير، ترسى بر او نخواهد بود.

امام باقر عليه السلام

امام باقر (ع) فرمود: اكنون آيه‏اى را برايت مى‏خوانم و سخنى با تو دارم، من گمان نمى‏كنم كه آن آيه را به گونه صحيح تفسير كرده باشى، و اگر غلط تفسير كرده‏اى، هم خودت را هلاك كرده‏اى و هم پيروانت را.

آن آيه اين است:

وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ 5

شنيده‏ام كه گفته‏اى مراد از سرزمين مبارك و امن، سرزمين مكه است؟ آيا كسانى كه براى حج به مكه سفر مى‏كنند مورد هجوم راهزنان قرار نمى‏گيرند و در مسير آن هيچ ترسى ندارند و اموالشان را از دست نمى‏دهند؟

حسن بصرى گفت: چرا.

امام فرمود: پس چگونه ايمن هستند و امنيت دارند؟ ! اين آيه مثالى است كه خداوند درباره ما اهل بيت رسالت، بيان داشته است.ما سرزمين مباركيم و سرزمينهاى آشكار (قرى ظاهرة) نمايندگان و فقهاى پيرو ما هستند كه ميان ما و شيعيانمان قرار دارند و مطالب ما را به آنان مى‏رساندند.

قدرنا فيها السير

مثالى است از حركت و كاوش علمى.

سيروا فيها ليالى و اياما

مثالى است از تهييج مردم براى كسب هماره دانش در زمينه حلال و حرام و واجبات و احكام از اهل بيت (ع) .

هر گاه مردم از اين طريق معارف دين را دريافت كنند، ايمن از شك و گمراهى‏اند...

اى حسن بصرى! اگر به تو بگويم جاهل اهل بصره‏اى! سخنى به گزاف نگفته‏ام، از اعتقاد به تفويض، اجتناب كن، زيرا خداوند به دليل ضعف و سستى، تمام كارخلق را به ايشان وا ننهاده و از سوى ديگر ايشان را بناروا بر گناهان مجبور نساخته است.6

نظير چنين مباحثه‏اى از امام باقر (ع) با قتادة بن دعامة نيز نقل شده است:

قتادة بن دعامة از محدثان و مفسران مشهور اهل سنت است و از فقهاى بصره به شمار مى‏آيد .

امام به او فرمود: آيا تو فقيه اهل بصره‏اى؟

قتاده گفت: چنين گمان مى‏كنند.

امام باقر (ع) فرمود: آيا قرآن را بر اساس شناخت و علم تفسير مى‏كنى يا از روى ناآگاهى؟

قتادة گفت: بر اساس علم و مبانى علمى، قرآن را تفسير مى‏كنم.

امام فرمود: اگر براستى بر اساس علم تفسير مى‏كنى، از تو سؤال مى‏كنم كه مراد از آيه قدرنا فيها السير سيروا فيها ليالى و اياما آمنين چيست؟

قتادة نظريه‏اى همانند سخنان حسن بصرى ابراز داشت، و امام همان پاسخ را به او ياد آور شد.


نهضت-بزرگ-علمی-امام-محمد-باقر(ع) نهضت-بزرگ-علمی-امام-محمد-باقر(ع) نهضت-بزرگ-علمی-امام-محمد-باقر(ع) نهضت-بزرگ-علمی-امام-محمد-باقر(ع) نهضت-بزرگ-علمی-امام-محمد-باقر(ع) امتیاز : 395 دیدگاه(0)

تاریخ: پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت: 9:07 ب.ظ بازدید: 244 نویسنده: میرزا حسن

امام باقر (علیه السلام) و علم هیات

شهادت امام باقر

 

یکی از رشته‏های دانش که امام باقر(ع) پیرامون آن به‏مناسبتهای مختلف به ایراد حدیث پرداخته، دانش فضا و علم هیات و نجوم است. خدای‏عالمیان در سراسر قرآن 13 بار از نجوم و احکام و آثار آن آیاتی نازل فرموده وامامان معصوم: آیات را تفسیر، تاویل و بیان مصداق کرده‏اند. از جمله امام‏باقر(ع) ذیل (و علامات و بالنجم هم یهتدون). «آنان به وسیله ستاره راه‏می‏یابند»،(نحل:16 ) فرمود: نجم عبارت است از ستاره «جدی‏» زیرا جدی ستاره‏ای‏است که از میان نمی‏رود [غروب نمی‏کند] و بر پایه آن «قبله‏» بنا شده و به وسیله‏آن اهل خشکی و دریا راهنمائی می‏شوند[1].

شایان ذکر است که امام باقر(ع) در مدینه می‏زیسته‏اند و بنا به قواعد هیات،قبله مدینه تقریبا به جانب جنوب است. و به سخن دقیق‏تر طبق جدول دانشمند بزرگ‏«عبدالرزاق بغائری‏» طول مدینه سی و نه درجه و پنجاه و نه دقیقه (59، 39)

فلکی، و طول مکه سی و نه درجه و پنجاه دقیقه (50 ، 39) فلکی است که اختلاف طول‏آنها تنها 9 دقیقه فلکی برابر با 36 سی و شش ثانیه زمانی و ساعتی است. و طبق‏جدول «سردار کابلی‏» نیز اختلاف طول و نصف‏النهار مکه و مدینه 10 دقیقه فلکی‏برابر با چهل(40) ثانیه زمانی و ساعتی است (3). از اینرو می‏بینیم با این که درآن زمان وسائل سنجش دقیق وجود نداشته و مردم کوچه و بازار عرب نیز از آن علم‏بهره چندانی نداشته‏اند، امام باقر(ع) در یک فرمول تقریبا فراگیر قبله را برپایه «جدی‏» و دانستن این ستاره دانسته و در توضیح آن افزوده است‏به وسیله آن‏اهل خشکی و دریا راهنممائی می‏شوند، و این نیست مگر این که ستاره جدی (به ضم جیم‏و فتح دال) نزدیک قطب شمال قرار دارد و تقریبا ثابت است، از اینرو می‏توان در شب‏از آن به عنوان شاخص استفاده کرد و در خشکی و دریا راه و مسیر حرکت را جهت‏بخشید.

نجم عبارت است از ستاره «جدی‏» زیرا جدی ستاره‏ای‏است که از میان نمی‏رود [غروب نمی‏کند] و بر پایه آن «قبله‏» بنا شده و به وسیله‏آن اهل خشکی و دریا راهنمائی می‏شوند.

گفتنی است: این ستاره از دیرباز بر عرب شناخته شده بوده است لذا امام باقر(ع) توضیح نداد در چه نقطه‏ای از آسمان قرار دارد، راوی هم سوال نکرد، اما راهیابی‏به وسیله‏ستارگان در قرآن مجید نیز مورد اشاره قرار گرفته است. (هو الذی جعل لکم‏النجوم لتشهدوا بها فی ظلمات البر والبحر)(انعام: 97). که در این میان ستاره‏جدی از جایگاه ویژه‏ای برخوردار است جدی ستاره کوچکی است از مجموعه «دب اصغر» خرس کوچک، ملاقه کوچک، بنات‏النعش صغری، جنب قطب حقیقی و تقریبا یک درجه(1)باقطب فاصله دارد، این ستاره در هر شبانه روز یک دایره بسیار کوچک به قطر دودرجه(2) رسم می‏کند بنابراین هر شبانه‏روز یک مرتبه با خط دایره نیم‏روز(نصف‏النهار) و یک مرتبه با دایره و خط نیم‏شب (نصف اللیل) هر شهر و دیار منطبق، وسپس از آن می‏گذرد، جدی با این که از جمله ثوابت‏به شمار می‏رود، از حرکت کندی‏برخوردار و به قطب عالم درحال نزدیک شدن است، چنان که در سال 2100 میلادی‏فاصله‏اش از قطب عالم نزدیک به نیم درجه(5/0) خواهد رسید، و این کمترین فاصله بین‏جدی و قطب عالم خواهد بود.

قطب عالم هم به نوبه خود ثابت نخواهد بود و با یک حرکت گردنایی پس از 5300 سال به ستاره «دارمین‏» خواهد رسید (ستاره دارمین، ستاره اصلی صورت کیکاوس ودر. میان کهکشان است، فاصله‏اش از زمین 49سال نوری و نور آن هفده برابر خورشیداست). اما فاصله ستاره قطبی (جدی) تا زمین 650 سال نوری و روشنائی آن 5000 برابر خورشید و قطر آن یکصد برابر آفتاب است. درباره جدی این گونه هم نوشته‏اندکه فاصله آن 470 سال نوری (10× 62/444 کیلومتر)، جرم آن هشت‏برابر خورشید وروشنائی آن 2000 برابر آفتاب است[2].

شهادت امام محمد باقر

حرکت گردنایی(قهقرایی)

ستاره جدی از زمان امام باقر(ع) تا عصر حاضر و تا مدت‏طولانی آینده، همچنان به عنوان ستاره قطبی به شمار می‏رود، لیکن در درازمدت ثابت‏نخواهد ماند، زیرا محور فرضی زمین (قطب) که اکنون نزدیکی ستاره جدی را نشان‏می‏دهد، دارای حرکتی است که این حرکت مانند حرکت دوم گردنا (فرفره کوچک چوبی که‏کودکان به آن نخ بسته و با شدت حرکت داده و برای چرخش آزاد می‏کنند) است و به‏حرکت قهقرائی نیز شهرت دارد، قطب عالم مداری را طی می‏کند که از ستاره جدی تاستاره «لورا» (چنگ) می‏باشد، و طی این دوره قوسی از ستاره جدی تا ستاره لورادر حدود 12 هزار سال، و قوسی از لورا تا جدی حدود 14 هزار سال طول می‏کشد که برروی هم حدود 26 هزار سال (25800) سال می‏شود، اگر یک دوره این سال بزرگ را بر360 درجه تقسیم کنیم سهم هر درجه 6666/71 سال خواهد بود، و این همان حرکتی است‏که در زمان قدیم به اختلاف بین 66 تا هفتاد (70) سال بر یک درجه حساب می‏کردند،این دوره را 25700 و یا 25850 و یا 26000 هزار سال هم به نگارش آورده‏اند.

این حرکت نخست توسط «هیپارک‏» (ابرخس)، (زاده، 190، ق،م) کشف شد و در زمان‏او نقطه اعتدال بهاری در برج حمل برابر اول فروردین بوده است و از زمان اوتاکنون نقطه اعتدال بهاری با یک سیر قهقرائی یک ساعت و 45 دقیقه تغییر مکان‏داده است (یعنی تقریبا 25 درجه)[3].

 

تاویل

امام باقر(ع) بنا به تفسیر ظاهر قرآن فرمود: مراد از نجم در آیه 16سوره نحل ستاره جدی می‏باشد، و از آنجا که قرآن مجید، باطن، بلکه بطونی دارد،پیامبر و پیشوایان معصوم علیهم السلام فرموده‏اند: مراد از نجم، رسول خدا(ص) و مقصود از «علامات‏»(نحل:16) پیشوایان‏طاهرین‏اند.

امام باقر(ع) در حدیثی می‏فرماید: نجم عبارت است از ما اهل بیت، چنان که امام‏صادق(ع) در تاویل آیه (فنظر نظره فی‏النجوم فقال انی سقیم) ابراهیم به ستاره‏نظر افکند و فرمود: من بیمارم(صافات: 88) می‏فرماید: وقتی حضرت ابراهیم(ع) درنجوم نظر افکند در محاسبه خویش به این نتیجه رسید که چه مصائبی بر امام حسین(ع)وارد می‏شود از اینرو فرمود: من بیمارم یعنی از آنچه به حسین(ع) خواهد رسید[4].


امام-باقر-(علیه-السلام)-و-علم-هیات امام-باقر-(علیه-السلام)-و-علم-هیات امام-باقر-(علیه-السلام)-و-علم-هیات امام-باقر-(علیه-السلام)-و-علم-هیات امام-باقر-(علیه-السلام)-و-علم-هیات امتیاز : 554 دیدگاه(0)

تاریخ: پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت: 9:02 ب.ظ بازدید: 261 نویسنده: میرزا حسن

امام باقر عليه السلام شکافنده علوم

امام باقر عليه السلام

 

امام باقرعليه السلام ، علاوه بر «شاکر» و « هادي » به ويژه به «باقر» به معناي شکافنده ملقب است ، و جابرن يزيد جعفي در توضيح لقب اخير گويد : آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت . يعقوبي نيز مي نويسد : بدان سبب باقر ناميده شد که علم را شکافت . راغب اصفهاني هم مانند اين عبارت را گفته است .ابن منظور در مورد کلمه «باقر» مي گويد : «تبقر» ، داشتن علم و مال زياد را گويند و به محمد بن علي بن حسين بن علي عليه السلام بدان جهت باقر گفته مي شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بيان فرمود .

 

موقعيت علمي امام

بي ترديد چنان که بسياري از علماي اهل سنت ، نيز گفته اند ، امام باقرعليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فرواني داشته و همواره محضر او از دوست دارانش ، از تمامي بلاد و سرزمينهاي اسلامي ، پر بوده است . موقعيت علمي ايشان ، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه ، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت ، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند . در اين ميان ، اهل عراق که بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند . مراجعه کنندگان ، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد : علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضوردر محضر امام باقرعليه السلام نديدم . حکم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم ، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد . شهرت علمي امام، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسي بخواهد آن را بيان کند . اين شهرت در زمان خود ايشان ، نه تنها در حجاز که «کان سيد فقهاء الحجاز » بلکه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگيرشده بود . چنانکه راوي مي گويد : ديدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند. ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد : ايشان از کساني است که بين علم و عمل ، سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و براي خلافت اهليت داشت . ابرش کلبي از هشام بن عبدالملک پرسيد: اين کيست که مردم عراق او را در ميان گرفته و مشکلات علمي خود را از وي مي پرسيدند ؟ هشام گفت: اين پيامبر کوفه است ، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن مي داند.

مورد کلمه «باقر» مي گويد : «تبقر» ، داشتن علم و مال زياد را گويند و به محمد بن علي بن حسين بن علي عليه السلام بدان جهت باقر گفته مي شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بيان فرمود.

در مکارم اخلاق حضرت :

مردي از اهل شام در مدينه ساکن بود که به خانه امام بسيار مي آمد و به امام مي گفت: « ... در روي زمين بغض و کينه کسي را بيش از تو در دل ندارم و با هيچ کس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم . و عقده ام آن است که اطاعت خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمني با تو است ، اگر به خانه ات رفت و آمد دارم ، بدان جهت است که تو مردي سخنور ، اديب و خوش بيان هستي . »

درعين حال امام باقر عليها السلام با او مدارا مي فرمود و به نرمي سخن مي گفت . چندي گذشت که مرد شامي بيمار شد و مرگ را روياروي خويش ديد پس از زندگي نااميد شد . وصيت کرد که چون در گذرد « امام باقر» بر او نماز گزارد .

شب به نيمه رسيد و بستگانش او را مرده ، يافتند . بامداد وصي او به مسجد آمد و امام را ديد که نماز صبح به پايان برده و به تعقيبات نماز نشسته است .

عرض کرد : آن مرد شامي به ديگر سراي شتافته و وصيت نموده که شما بر او نماز گزاريد .

امام فرمود : او نمرده است... شتاب مکنيد تا من بيايم.

پس برخاست ، دو رکعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت ، سپس به سجده رفت و تا طلوع خورشيد ، در سجده ماند

، آنگاه به خانه شامي آمد ، بربالين او نشست ، او را صدا زد و پاسخ داد ، امام او را نشانيد ، پشتش را بر ديوار تکيه داد و

امام باقر عليه السلام

شربتي طلبيده ، به کام او ريخت و به بستگانش فرمود : غذاهاي سرد به او بدهند و خود بازگشت .

پس از مدتي کوتاه ، مرد شامي شفا يافت ، به نزد امام آمد و عرض کرد : گواهي مي دهم که تو حجت خدا بر مردماني .


امام-محمد-باقر-شکافنده-علم امام-محمد-باقر-شکافنده-علم امام-محمد-باقر-شکافنده-علم امام-محمد-باقر-شکافنده-علم امام-محمد-باقر-شکافنده-علم امتیاز : 515 دیدگاه(0)

تاریخ: پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت: 8:37 ب.ظ بازدید: 164 نویسنده: میرزا حسن

از كف برنت صبر و نماندش دگر قرار      دين شد تهي ز مخزن اسرار كردگار

از ضعف بر حبين منيرش عرق نشست      اركان پنجمين امامت ز هم شكست

گاهي زبان به ذكر حق و گه شدي به هوش      از دل كشيده آه شرربار و شدخموش

 

 

مادر او حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبي (علیه السلام) است كه مكني به ام عبد الله يا ام الحسن بود و با اين ترتيب آن حضرت هم از جانب مادر و هم از جانب پدر فاطمي و  علوي بوده است، لقب ايشان به دليل دانش بيكران باقر يا باقر العلوم بوده است …شیخ صدوق و شیخ طوسي در امالي خود روايت كرده اند كه رسول الله (صلی الله علیه و آله) آن حضرت را باقر ناميد و به جابر بن عبد الله انصاري فرمود: « اي جابر زمان يكي از اولاد مرا كه از فرزندان حسين است درك خواهي كرد، او هم نام من است و علم را با مهارت بسط ميدهد و ميشكافد، وقتي او را ديدي سلام مرا به او برسان».  

 

۩  شخصيت اخلاقي:

در گفتار راستگو ترين و در ديدار گشاده رو ترين و در بذل جان در راه خدا بخشنده ترين و در اخلاق متواضع ترين مردمان بود.
از خوف خدا بسيار ميگريست و هنگام مشكلات اهل بيت را جمع ميكرد و با هم به ذكر و استغفار ميپرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق مي فرمود و خود مانند غلامانش در مزرعه كار ميكرد. در زهد و فضل و تقوي و آشنايي با رموز قرآن و سنت و تفسير و احكام شرع سرآمد همگان بود …

 

۩  اصحاب امام باقر (علیه السلام)

 آوازه علوم و دانش امام باقر (علیه السلام) چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعني شكافنده دانش ها گرديد. در مكتب امام ابوجعفر باقر العلوم -كه درود فرشتگان بر او- شاگرداني نمونه و ممتاز پرورش يافتند كه اينك به نام برخي از آنان اشاره مي ‏شود:

1- ابان بن تغلب: او محضر سه امام - امام زين العابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام - را درک نمود . ابان از شخصيتهاي علمي عصر خود بود و در تفسير، حديث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسياري داشت. والايي دانش ابان چنان بود که امام باقر عليه السلام به او فرمود: در مسجد مدينه بنشين و به راي مردم فتوا بده، زيرا دوست دارم، مردم فردي چون تو را در ميان شيعيان ما ببينند.

2- زراره: دانشمندان شيعه از ميان شاگردان امام باقر و امام صادق عليهما السلام، شش تن را فقيه تر مي شمرند  که زراره يکي از آنها است. از امام صادق نقل است که فرمود: اگر "بريد بن معويه"، "ابوبصير"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پيامبر (معارف شيعه) از ميان مي رفت، آنان بر حلال و حرام خدا امين هستند. باز فرمود: بريد، زراره، محمد بن مسلم و احول در زندگي و مرگ نزد من محبوبترين مردمان هستند.

3- کميت اسدي: شاعري سر آمد بود و زبان گويايش در دفاع از اهل بيت، اشعاري پر مغز مي سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسواگر بود که پيوسته از طرف خلفاي اموي تهديد به مرگ مي شد.

4- محمد بن مسلم: فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر و امام صادق عليه السلام بود. چنان که گفته شد، امام صادق او را يکي از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پيامبر به وجودشان پا برجا و باقي است.

 

۩  شخصيت علمي:
بي ترديد چنان که بسياري از علماي اهل سنت، نيز گفته اند، امام باقر عليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فراواني داشته و همواره محضر او از دوست دارانش، از تمامي بلاد و سرزمينهاي اسلامي، پر بوده است. موقعيت علمي ايشان، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند. در اين ميان، اهل عراق که بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند.

مراجعه کنندگان، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد: علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر عليه السلام نديدم. حکم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد.

۩  دوران زندگي و شهادت ايشان:

امام باقر (عليه السلام) با پنج خليفه از خلفاي بني اميّه معاصر بود كه عبارتند از: وليد بن عبد الملك (96 ق) و سليمان بن عبد الملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزيز (101 ق) و يزيد بن عبد الملك (107ق) و هشام بن عبد الملك ( 125 ق) معاصر بوده است. و همه آنان جز عمر بن عبدالعزيز در ستمگري و استبداد و خودكامگي دست كمي از نياكان خود نداشتند و پيوسته براي امام باقر (عليه السلام) مشكلاتي فراهم مي نمودند.
ولي در عين حال، او از طريق تعليم و تربيت، جنبشي علمي به وجود آورد و مقدّمات تأسيس يك مركز علمي اسلامي را در دوران امامت خود پي ريزي كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق
(عليه السلام) به نتيجه كامل رسيد.
وجود مقدس امام باقرعليه السلام و روش و حركات او در مدينه، گرچه مبارزه‏ي رو در رو و علني با دستگاه طاغوتي هشام نبود، ولي همه‏ي آن برنامه ‏ها نشانه‏ي يكنوع مخالفت با آن دستگاه بود، سرانجام هشام تصميم گرفت تا آن حضرت را از مدينه به شام تبعيد كند. مامورين، آن حضرت را با پسرش امام صادق ‏عليه السلام از مدينه به شام آوردند و براي اهانت به مقام آن حضرت سه روز به او اجازه‏ي ورود به نزد هشام ندادند، و حتي آن‏ها را در اردوگاه غلامان جاي دادند هشام بن عبدالملك به درباريان خود گفت: وقتي كه محمد بن علي ‏عليه السلام )امام باقر( وارد مجلس شد، نخست من او را سرزنش مي ‏كنم، وقتي كه سكوت كردم شما به اتفاق او را سرزنش كنيد. بعد از آن اتفاق هشام دستور داد آن حضرت را به زندان افكندند
. ولي طولي نكشيد كه روش آن حضرت در زندان، همه‏ي زندانيان را به سوي او جلب كرد، جريان را به هشام گزارش دادند، سرانجام هشام دستور داد آن حضرت را تحت نظر به سوي مدينه باز گرداندند.  
آنچه مسلم است اين است كه امام باقرعليه السلام با طرح مرموز و مخفيانه‏ ي هشام بن عبدالملك، مسموم شده و به شهادت رسيد، ولي عامل و چگونگي آن به روشني مشخص نيست. بعضي مي‏نويسند: ابراهيم ‏بن‏ وليد بن يزيد بن عبدالملك (پسر برادر زاده‏ي هشام) آن حضرت را مسموم نمود.
  و بعضي مي‏نويسند: زيد بن حسن به دستور هشام، زهر را به زين اسب ماليد و اسب را به حضور امام باقر آورد، و اصرار كرد كه آن حضرت بر آن سوار گردد، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد و سرانجام به شهادت رسيد. آن حضرت ساعات آخر عمر، كفنهاي خود را كه پارچه سفيدي كه با آن احرام به جا آورده بود مشخص نمود.

سرانجام، امام باقر
(عليه السلام) كه پيوسته مورد خشم و غضب خليفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، در روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 هجري قمري در 57 سالگي به شهادت رسيد. بدن مطهر آن درياي بيکران دانش خدايي در خاک بقيع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبي و امام سجاد عليهما السلام به خاک سپرده شده است.

 ۩  كلماتي از آن بزرگوار:
1 - همانا خداوند عز و جل نگاه دارد بوسيله تقوي بنده را از آنچه عقلش بدان دسترسي ندارد.
2 - بردباري جامه شخص دانا و عالم است مبادا خود را از آن برهنه كني
.
3 - خدا بر خويش مهرورزي را لازم كرده و رحمت او بر خشمش پيشي جسته  و از روي راستي و درستي به انجام رسيده، پس چنان نيست كه خداوند به بندگان خشم آغاز كند پيش از آنكه آنان او را به خشم آورند...
4 - هر ملتي كه كتاب خدا را به پشت سر انداخته خدا نيز علم كتاب را از آنها بگيرد …
5-
حريص بر دنيا، همچون کرم ابريشم است که هر چه پيله را بر خود بيشتر بپيچد، بيرون آمدنش مشکل تر مي شود.

 ۩  کرامات امام جواد علیه السلام:

نقره از برگ زیتون

ابوجعفر طبری از ابراهیم بن سعید نقل میكند كه حضرت امام جواد علیه السلام را دیدم كه بر برگ درخت زیتون دست میزد و آن برگها به برگ نقره تبدیل میشد. من آنها را از حضرت گرفتم، و با آنها در بازار معامله نمودم. آن برگها نقره خالص بودند و هرگز تغییری نكردند .

طلا شدن خاك

اسماعیل بن عباس هاشمی میگوید: در روز عیدی به خدمت حضرت جواد علیه السلام رفتم، از تنگدستی به آن حضرت شكایت كردم . حضرت سجاده خود را بلند كرد، از خاك قطعهای از طلا گرفت . یعنی خاك به بركت دست حضرت به پارهای طلای گداخته مبدل شد. آن را به من عطا كرد. من آن را به بازار بردم شانزده مثقال بود .

جای انگشت بر سنگ

عمر بن یزید میگوید: امام محمد تقی علیه السلام را دیدم. به آن حضرت گفتم: یابن رسول الله، نشانه امامت چیست؟

حضرت فرمود: امام كسی است كه توان چنین كاری را داشته باشد . دست خود را بر سنگی نهاد و جای انگشتش بر آن ظاهر شد .

 

نرم شدن آهن

راوی نقل میكند: حضرت امام جواد علیه السلام را دیدم كه آهن را بدون آن كه در آتش نهد میكشید و سنگ را با خاتم خود نقش میزد .


ویژه-نامه-شهادت-امام-محمد-باقر(ع)+تصاویر-بقیع(ادامه-مطلب) ویژه-نامه-شهادت-امام-محمد-باقر(ع)+تصاویر-بقیع(ادامه-مطلب) ویژه-نامه-شهادت-امام-محمد-باقر(ع)+تصاویر-بقیع(ادامه-مطلب) ویژه-نامه-شهادت-امام-محمد-باقر(ع)+تصاویر-بقیع(ادامه-مطلب) ویژه-نامه-شهادت-امام-محمد-باقر(ع)+تصاویر-بقیع(ادامه-مطلب) امتیاز : 440 ادامه مطلب| دیدگاه(0)

تاریخ: پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت: 11:32 ق.ظ بازدید: 173 نویسنده: میرزا حسن

سرشماری برای برنامه ریزی و بهره مندی از آینده مطلوب یک ضرورت است/مردم در اجرای طرح همکاری کنند

همزمان با اولین روز از آغاز طرح سرشماری عمومی نفوس و مسکن، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز (دوشنبه) در این طرح ملی شرکت کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در سخنانی، با توصیه به آحاد مردم برای همکاری با مأموران آمار در طرح سرشماری عمومی نفوس و مسکن تأکید کردند: سرشماری یک ضرورت برای کشور و برنامه ریزی صحیح بمنظور بهره مندی از آینده ای منطقی، معقول و مطلوب است.
حضرت آیت الله خامنه ای آمار را ستون فقرات برنامه ریزی در عرصه های مختلف دانستند و با اشاره به نقش مردم در سرشماری افزودند: از مردم عزیز کشورمان درخواست می شود تا ضمن همکاری کامل با مأموران سرشماری، به سؤالهای آنان با دقت و حوصله، پاسخ صحیح دهند.
ایشان دستگاههای مختلف را نیز به همکاری با مرکز آمار ایران برای طرح سرشماری عمومی نفوس و مسکن فراخواندند و خاطرنشان کردند: مرکز آمار نیز باید در کار سرشماری، وظیفه خود را دقیق، علمی، مبتنی بر واقعیات و بی طرفانه انجام دهد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه هیچ انگیزه سیاسی و غیرسیاسی نباید در پردازش داده های سرشماری تأثیرگذار باشد، خطاب به مدیران مرکز آمار افزودند: شما باید عملاً نشان دهید که در پردازش اطلاعات و داده ها کاملاً بیطرف و تابع واقعیات هستید تا دستگاههای مختلف هم به نتایج کار و آمارهایی که ارائه می شوند، اعتماد کامل کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای دستگاههای مختلف کشور را نیز به پرهیز از شتاب زدگی در ارائه آمار توصیه و خاطرنشان کردند: آمارهای رسمی باید از طریق دستگاه مسئول که مرکز آمار ایران است، اعلام شود و سپس دستگاهها براساس آن آمارها اطلاع رسانی و یا برنامه ریزی کنند.
ایشان همچنین مأموران سرشماری را به برخورد همراه با حوصله کامل و اخلاق اسلامی با مردم، توصیه کردند.
در این دیدار آقای عادل آذر رئیس مرکز آمار ایران، ضمن ارائه گزارشی از طرح سرشماری عمومی نفوس و مسکن، گفت: این سرشماری تا 22 آبان ماه ادامه خواهد داشت و برای 21 میلیون خانوار فرم سرشماری در نظر گرفته شده است.
وی با اشاره به تجهیزات پیشرفته ای که برای پردازش داده های این سرشماری بکار گرفته خواهد شد، افزود: سؤالهای فرم های سرشماری به گونه ای طراحی شده که ضمن ارزیابی اطلاعات مربوط به جمعیت، ارزیابی دقیقی از نحوه اجرا و تأثیر برنامه های دولت در بخشهای مختلف کشور به دست آید.


تاکید-رهبر-معظم-انقلاب،-همزمان-با-آغاز-طرح-سرشماری-نفوس-و-مسکن:- تاکید-رهبر-معظم-انقلاب،-همزمان-با-آغاز-طرح-سرشماری-نفوس-و-مسکن:- تاکید-رهبر-معظم-انقلاب،-همزمان-با-آغاز-طرح-سرشماری-نفوس-و-مسکن:- تاکید-رهبر-معظم-انقلاب،-همزمان-با-آغاز-طرح-سرشماری-نفوس-و-مسکن:- تاکید-رهبر-معظم-انقلاب،-همزمان-با-آغاز-طرح-سرشماری-نفوس-و-مسکن:- امتیاز : 511 دیدگاه(0)

تاریخ: چهارشنبه 11 آبان 1390 ساعت: 11:48 ب.ظ بازدید: 207 نویسنده: میرزا حسن
استکبار دوستی يا استکبار ستیزی؟

مسئله نوع ارتباط جمهوری اسلامی با دولت های بزرگ همیشه در صدر اخبار خبرگزاری های جهانی در طول سی و دو سال گذشته بوده است؛ تقابل جمهوری اسلامی با کشورهای بزرگ و قدرتمند جهان که روحیه استکباری دارند در طول این سال‌ها همیشه مشهود بوده است هرچند کمرنگ یا پررنگ بوده است.

چرا تقابل؟

جمهوری اسلامی به واسطه اصلی ترین شعار خود، یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، هیچ‌گاه در مقابل ابرقدرت ها و مستکبرین جهان سر کرنش فرود نیاورده است.

جمهوری اسلامی به واسطه حفظ استقلال خود، زیر بار فشار های کشورهای استکباری و در رأس انها ایالات متحده امريكا نمی رود. و این در حالی است که در کشورهای همسایه ایران به مانند عراق و افغانستان امريكا پایگاه نظامی دارد و حتی در کشورهای به ظاهر مستقلی مانند ژاپن و کره جنوبی هم دارای پایگاه نظامی است که اخبار تعرض های نظامیان امريكایی به زنان این دو کشور گاه و بی گاه منتشر می شود!

جمهوری اسلامی به واسطه آزادی منشعب شده از دین خود هم نمی تواند ابرقدرتی کشورهای مستکبر را قبول بکند.فرهنگِ سکولارِ تحمیل شده وارداتی، مرادش از آزادی، آزادی نفس است، و فرهنگ اسلامی، مرادش، آزادی از نفس است.

استکبار نه تنها با استقلال و آزادی ما مشکل دارد که به جمهوری و اسلامی ما هم مشکل دارد. عملکرد سی ساله ی انها در قبال جمهوری اسلامی به روشنی گویا این مطلب است. حامیان داخلی آنها و بلندگو های رسانه ای شان و سیاستمداران زبده اشان در طول این سی سال، همیشه ایران اسلامی را به دیکتاتوری متهم کرده اند و نقض حقوق بشر! و هر روز تحریمی را بر تحریم دیگر می افزایند! و این در حالی است که در پایین کشور ما کم کشور عربی سلطنتی نداریم که هنوز در آنها یک انتخابات هم بر گزار نشده است و آنهایی هم که برگزار کرده اند زنان در آنها حق رای ندارند، ولی استکبار چشم خود را بر آنها بسته و تمام توانش را بر روی زیر سئوال بردن جمهوریت ایران برده است!

در واقع امريكا به عنوان نماد استکبار، امروز با جمهوریت ایران مشکل دارد چرا که دست وی را از استراتژیک ترین منطقه خاورمیانه کوتاه کرده است.

استکبار با اسلامیت هم مشکل دارد، ولی با اسلامی که امام راحل(ره) مفسرش بود، یعنی اسلام ناب محمدی، و گرنه این همه مسجد در عربستان نماز می خوانند و هیچ کس ترسی از آن مسجد و از آن اسلام ندارد که اسلام امريكایی با اسلام سیاسی حامی عدالت علوی هراس دارد نه از اسلام سلطنتی کاخ سبز اموی.

تاریخچه‌ي تقابل

ماهیت انقلاب اسلامی بالذات در تقابل با استکبار است و برای همین هم هست که از همان روزهای اول این تقابل خود را نشان می دهد. آنچه به عنوان انقلاب دوم در کشور پیش آمد و دانشجویان پیرو خط امام لانه جاسوسی مستکبرین را فتح کردند تا دست استکبار دوستان را افشا و دست خود استکبار را قطع کنند ناشی از عملکرد یک ساله امريكا و حامیانش از سال 57 تا آبان 58 نبوده است.

به واسطه تقابل استکبار با اصلی ترین شعار جمهوری اسلامی، نه از همان روزهای اول که از آغاز نهضت اسلامی مردم در سال 42 این تقابل شروع شد. هر چند که این تقابل در سال های گذشته‌ی آن هم خود را نشان داده است، یعنی در 28 مرداد 1332 و دخالت مستقیم استکبار در سرنگونی دولت مصدق، و 16 آذر 1332 قیام دانشجویان ایرانی در مقابل ورود نیكسون معاون آیزنهاور رئیس جمهورى وقت به ایران خود را نشان داده است.

بعد از فتح لانه جاسوسی دیگر جمهوری اسلامی در میان کشور های ضد امريكایی و ازاده جهان به عنوان نماد مبارزه با استکبار شناخته شد و تقابل ایران اسلامی با امريكا وارد فازهای جدی تر و شدیدتر شد. هم‌زمان در ایران هم دو گروه شکل گرفتند، استکباردوستان و استکبار ستیزان! دولت موقت به خاطر وابستگی به استکبار دیگر توان ادامه کار را ندارد و بلافاصله بعد از تسخیر لانه جاسوسی استعفا می دهد. روابط ایران و امريكا قطع می شود! تحریم ها آغاز می شود. ایالات متحده متوجه می شود تفکری که در راس هرم حکومت ایران قرار دارد، با تهدید و تطمیع و تحریم عقب نشینی نمی کند! جواب تهدید ها را حضرت امام با یک عبارت کوتاه پاسخ می دهد، امريكا هیچ غلطی نمی تواند بکند!

امريكا 5 اردیبهشت سال 59 را به عنوان حمله نظامی به ایران برای رهایی گروگان ها انتخاب می کند ولی گویا همه‌ی عوامل مادی و ماورایی دست به دست هم داده اند تا بینی استکبار به خاک مالیده شود. طوفان شن معجزه می کند و طرح شکست می خورد. غرب فهمیده است که انقلاب اسلامی حکومتی است که نه زیر بار زور می رود و نه در مقابل زورگویان سکوت می کند و نه در دفاع از مظلوم ساکت می نشیند! مسئله‌ی فلسطین در راس مسائل سیاست خارجي ایران قرار دارد. تقابل گسترده نظامی با ایران در دستور کار غرب قرار می گیرد و عراق به عنوان مجری برگزیده می شود. انواع تسلیحات نظامی متعارف و غیر متعارف راهی عراق می شود. اما باز هم ایران سر خم نمی کند! امريكا که دیگر عراق را به عنوان یک تکیه گاه مطمئن قبول ندارد، زمین بازی را عوض می کند. مک فارلین راهی تهران می شود ولی با هوشیاری حضرت امام طرح شکست می خورد، امريكا خود مستقیما وارد جنگ می شود و هواپیمای مسافربری ایران را مورد هدف قرار می دهد!

ایران حتی بعد از پایان جنگ و پذیرش قطعنامه دست از آرمان‌های استکبار ستیزانه خود دست بر نمی دارد. حکم ارتداد سلمان رشدی شوک بزرگی را به جهان غرب وارد می کند! فشارها بر ایران افزایش می یابد، سفرای اروپایی به نشانه اعتراض ایران را ترک می کنند، ولی ایران ذره ای از مواضع خود کوتاه نمی آید، سفرا با سرافگندگی به ایران باز می‌گردند. همین داستان بار دیگر در ماجرای دادگاه میکونوس آلمان تکرار می شود و ایران در مقابل فشارهای مستکبرین کوتاه نمی آید.

در دهه 70 هم زمان با فشار هایی کشورهای استکباری، گروهی در ایران ظهور می کند که گرایشات استکبار دوستانه دارد. تمایلات برای نشستن با امريكا پشت میز مذاکره افزایش می یابد. تفکرات التقاطی ناشی از هجوم لیبرالیسم بعضی از انقلابیون 57 را به عدول از آرمان‌های خود می کشاند و سازش‌گری و ذلت پذیری جایگزین انقلابی‌گری و عزت خواهی می شود.

مسئله هسته ای از اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 به اصلی ترین موضوع برای فشار غرب به ایران تبدیل می شود، سیاست دولت اصلاحات اعتمادپذیری عنوان می شود ولی غرب از امتیازگیری از ایران خشنود است و تنها به یک گام عقب نشینی رضایت نمی دهد. رهبری هشدار می دهد که انتظارات غرب از ایران حد و مرزی ندارد که به یک گام عقب نشینی تمام شود، یو سی اف و نطنز پلمپ و غنی سازی تعلیق می شود. تفکر سازش‌گری و خیانت‌گری در دولت اصلاحات با هم کنار آمده است. نماینده ایران در مذاکرات دیگر به کشور بر نمی گردد و رییس گروه مذاکره کننده بعدها به عنوان جاسوس شناخته می شود. آخرین صحبت ها و رایزنی ها بین مقامات اصلاحات و طرف خارجی حاکی از پذیرش تعلیق 10 ساله‌ی تمام فرآیند هسته ای است اعم از تحقیقاتی تا غنی سازی!

سیاست های سازشکارانه اصلاحات غرب را در گرفتن امتیاز از طرف ایرانی بی پرواتر کرده است. حرکات انفعالی دولت اصلاحات با قرار گرفتن ایران در محور شرارت پاسخ داده می‌شود. نامه‌ی طرف ایرانی به کاخ سفید مبنی بر اعلام آمادگی برای خلع سلاح مقاومت در قبال کمتر شدن فشار ها از روی ایران، قبول شکست دیپلماتیک طرف ایرانی است.

اما در این مدت، ملت از سازشکاری بعضی مسئولین در قبال زورگویان به تنگنا آمده اند. جامعه در آستانه‌ی تحولی بنیادین قرار دارد. اقبال گسترده مردم به گفتمان عدالتخواهی و عزت طلبی پاسخ کوبنده‌اي به جهت گیری سیاست خارجي دولت وقت است. به اذن رهبری پلمپ ها شکسته می شود، و عزت طلبی و اعاده حقوق ملت در دستور کار سیاست خارجي قرار می گیرد.

گفتمان عدالتخواهی و پشتیبانی از مظلوم با استقبال گسترده مردم مسلمان منطقه نیز همراه می شود. صراحت ایران در بیان مواضع ابتکار عمل را از طرف غربی می گیرد. هر تهدید طرف خارجی، با شکستن پلمپی و افتتاح طرح جدید هسته ای پاسخ داده می شود.

تریبون سازمان ملل تبدیل می شود به بلندگویی برای بیان مواضع جمهوری اسلامی در راستای دیپلماسی عمومی دولت. این‌بار ایران است که غرب را به دروغ پردازی در هولوکاست و نقض حقوق بشر متهم می کند.

سیاست جنگ طلبی بوش، امريكا را به انزوا کشانده و اوبامای دموکرات فرصتی برای نشان دادن سیاست های تغییر خود پیدا می کند. دولت ایالات متحده این‌بار برای نجات از باتلاق عراق و افغانستان دست به دامان ایران می شود. رهبر انقلاب شروط مذاکره را بیان می کنند و هشدار می دهند که نرمش اوباما دستی چدنی در دستکشی مخملین است. نقاب اوباما هم با مقاومت ایران در قبال تهدیدات امريكا به کنار می رود و مستقیما به تهدید جمهوری اسلامی می پردازد.

سیاست خارجي جمهوری اسلامی در دوره جديد با روحیه انقلابی در دیپلماسی عمومی خود به‌طور موفق به پیش می رود. استقبال بی نظیر مردم لبنان از رییس جمهور ایران پیام های ناخوشایندی برای دولت های غربی دارد. نتیجه‌ی چند سال تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی اقبال پر رنگ مسلمانان منطقه و مردم آزادیخواه به ایران است.

تجربه سی و دو ساله دستگاه دیپلماسی جمهوري اسلامي نشان می دهد سیستمی که بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت حرکت می‌کند، در احقاق حقوق ملت ایران كاملاً كارآمد بوده و استکبار را در موضع انفعال و زوال قرار داده است.


استکبار-دوستی-یا-استکبار-ستیزی؟ استکبار-دوستی-یا-استکبار-ستیزی؟ استکبار-دوستی-یا-استکبار-ستیزی؟ استکبار-دوستی-یا-استکبار-ستیزی؟ استکبار-دوستی-یا-استکبار-ستیزی؟ امتیاز : 378 دیدگاه(0)

آخرین مطالب

چهارشنبه 05 تیر 1392
پنجشنبه 13 تیر 1392
شنبه 08 تیر 1392
جمعه 07 تیر 1392
جمعه 07 تیر 1392
پنجشنبه 06 تیر 1392
چهارشنبه 05 تیر 1392
چهارشنبه 05 تیر 1392
پنجشنبه 13 تیر 1392
شنبه 12 اسفند 1391

مطالب محبوب

یکشنبه 15 بهمن 1391
جمعه 27 بهمن 1391
سه شنبه 26 مهر 1390
دوشنبه 22 اسفند 1390
شنبه 12 اسفند 1391

صفحات مطالب

نظرسنجی
کلا" معبر باشه یا نه؟؟؟؟



نتايج|| آرشیو نظرسنجی