معبرسایبری میرزا حسن

تاریخ: یکشنبه 01 آبان 1390 ساعت: 4:09 ب.ظ بازدید: 246 نویسنده: میرزا حسن

از ابتدای نهضت امام خمینی(س) تا اول آبان 1356 که مقارن با درگذشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی بوده، یک دوره تدارک صبورانه‌ای طی شد که در طول آن رهبری امام خمینی(س) ویژگی‌های منحصر به فرد خود را بر فعالان سیاسی مخالف رژیم پهلوی با گرایش‌ها و نظرگاه‌های گوناگون اثبات کرده بود و غالب جریان‌های مذهبی نیز زعامت بلامنازع امام خمینی(س) را پذیرفته بودند و هیچ اقدام مهمی در رابطه با مبارزه با حکومت پهلوی را بدون کسب رهنمود و موافقت ایشان صحیح و مؤثر نمی‌دانستند. در این زمان بین عناصر گوناگون نهضت امام خمینی(س)، به ویژه روحانیون، نیروهای مذهبی غیر روحانی، هیئت‌های مذهبی، دانشجویان مسلمان، اعضای انجمن‌های اسلامی داخل و خارج کشور و مردم مسلمان وحدت و هماهنگی قابل ملاحظه‌ای برقرار بود و روز به روز به سمت خالص شدن و استحکام بیشتر پیش می‌رفت؛ این موفقیت نیز مرهون رهبری ممتاز امام خمینی در هدایت هوشمندانه نهضت دردو دهه گذشته و عبور موفق از مشکلات و بحران‌های گوناگون بوده است.

 در سال 1356 دو رخداد مهم در پیشبرد روند نهضت امام خمینی(س) و شتاب بخشیدن به آن تأثیر قابل ملاحظه‌ای داشتند؛ یکی درگذشت رازناک دکتر علی شریعتی در خرداد 1356 و دیگری درگذشت اسرارآمیز آیت‌الله سید مصطفی خمینی در اول آبان 1356. در آن زمان غالب مردم و مبارزان معتقد بودند که هر دو توسط ساواک به شهادت رسیده‌اند و ابهام در شهادت یا درگذشت آنها، در فضای سیاسی جامعه فرصت بی‌سابقه‌ای برای تشدید مبارزه پدید آورد و حتی تبلیغات ضد رژیم به رسانه‌های گروهی و مطبوعات بین‌المللی نیز کشیده شد. تلاش‌های رژیم پهلوی برای خنثی کردن امواج پدید آمده نیز با موفقیت نسبی نیز همراه نبوده است. درگذشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی در شرایطی رخداد که درگذشت دکتر شریعتی اذهان را برای پذیرش هرگونه اقدام از سوی ساواک آماده کرده بود. علاوه بر آن سید مصطفی خود یک مبارز تمام عیار و فرزند ارشد رهبر مبارزه نیز بود و امام خمینی از ایشان به عنوان امید آینده اسلام نام برده بود.

 واکنش هوشیارانه و آینده‌نگرانه امام خمینی(س):

با وجود اینکه نزدیکترین افراد به سید مصطفی خمینی درگذشت وی را غیر طبیعی و غیر عادی اعلام کرده‌اند و متفق القول اعلام نموده‌اند که بر روی بدنش علائم مسمویت وجود داشته و نسبت به توطئه بودن آن نیز شواهد و دلائل دیگری ذکر کرده‌اند،[1] اما تنها راه علمی و عملی اثبات صحت و سقم آن، کالبد شکافی بوده که به راحتی می‌توانست به تردیدها و شبهه‌ها پایان دهد. امام خمینی(س) با هوشیاری و زمان شناسی خاصی که همواره داشته‌اند، با کالبد شکافی موافقت نکردند و گفتند: «با این کارها، دیگر مصطفی به ما باز نمی‌گردد». معصومه حائری، همسر سید مصطفی در این باره می‌گوید:

«وقتی خواستند از جسد کالبد شکافی به عمل آورند، حضرت امام(س) اجازه این کار را ندادند و فرمودند: عده‌ای بی‌گناه دستگیر می‌شوند و دستگیری اینها، دیگر برای ما آقا مصطفی نمی‌شود. به هر حال از طرف دولت بعث عراق نیز از اعلام نظر پزشکان جلوگیری شد و اجازه ندادند پزشکان نظر خود را اعلام کنند و حتی آنان را نیز تهدید کردند؛ چون صد در صد عارضه ایشان مسمومیت بود.»[2] ساواک نیز بدون در اختیار داشتن سند و مدرک و یا نظریه پزشکان اعلام کرد که درگذشت سید مصطفی ناشی از عارضه قلبی بوده است.[3]

آنچه در این واقعه اهمیت بالایی دارد واکنش عادی و صبر و استقامت بی‌نظیر امام خمینی می‌باشد. در واکنش به خبر این حادثه فقط سه بار «انا لله و انا الیه راجعون» را قرائت کرده و هیچ جزع و فزع و رفتار خاصی را بروز ندادند. در جریان تشییع و تدفین و مجالس و مراسم‌های ختم و سوگواری نیز اصلاً گریه نکرد. اما همه این رفتارهای حساب شده و به دلیل بهره‌مندی از ایمان والا و با هدف مأیوس کردن دشمنان بود؛ زیرا بدون کمترین تردید واقعیت این بود که سیدی مصطفی برای ایشان به منزله ستون فقرات نهضت و به تعبیر خود ایشان «امید آینده اسلام» بود.[4] نکته مهمتر در این رفتار امام که ارتباط مستقیم به وحدت مخالفان رژیم پهلوی نیز دارد این است که ایشان سعی کرد مصیبت به این بزرگی را بزرگ‌تر و فراتر از مصیبت‌های وارده بر مردم و امت اسلامی نداند، بلکه اعلام کرد که آن را جزئی از مصیبت کلی و عظیم وارده بر مسلمانان می‌داند.[5]

§ مجالس و مراسم‌های عزاداری برای سید مصطفی خمینی صحنه‌هایی از اتحاد و انسجام مخالفان حکومت پهلوی:

با ورود خبر درگذشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی به شهرهای مختلف ایران، به‌ویژه شهرهای بزرگ، مردم با تعطیلی بازارها، حوزه‌های علمیه و مراکز کسب و کار خود در مساجد به عزاداری پرداختند. ترکیب شرکت کنندگان در مراسم از طبقات مختلف و حتی با گرایش‌های سیاسی متفاوت بود. در واقع در جریان واکنش اقشار مختلف مردم ایران به رخداد یاد شده هرگونه مرزبندی‌های سیاسی و اجتماعی فرو ریخت، به طوری‌که طبق برنامه‌های از پیش اعلام شده، فعالان سیاسی- مذهبی با گرایش‌های فکری گوناگون، که تا آن زمان به هیچ وجه سابقه نداشت به برپایی مجالس ختم و مراسم‌های عزاداری گوناگون پرداختند و اعلامیه‌های متعدد صادر نمودند.

گرچه نیروهای انتظامی و امنیتی در آماده‌باش کامل به‌سر می‌بردند و از تمام مجالس و مراسم‌های بزرگداشت مراقبت می‌‎نمودند و دستورالعمل‌های لازم برای نحوه برخورد با تبلیغات و تحرکات احتمالی طرفداران امام خمینی را در اختیار داشتند، اما اتحاد و انسجام مخالفان ابتکار عمل را از آنها سلب کرده بود.

برنامه‌ریزی ها و هدایت مراسم‌های عزاداری و بزرگداشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی توسط روحانیون مبارز، نیروهای مبارز مذهبی و انقلابی، بازاریان سرشناس، دانشجویان عضو انجمن‌های اسلامی و حتی فعالان ملی- مذهبی انجام می‌گرفت. آنچه از گزارش‌های ساواک بر می‌آید بیانگر این واقعیت است که مجالس عزاداری سید مصطفی خمینی، از حالت مجالس معمول مشابه دیگر خارج شده و بیش از همه چیز به فرصت‌هایی برای مبارزه و مخالفت با حکومت پهلوی و تجلیل از امام خمینی تبدیل گردید؛ زیرا در مجالس منعقده گوناگون ضمن اینکه محتوای سخنان وعاظ و سخنرانان صبغه سیاسی و مبارزاتی داشت، در مجالس مذکور اعلامیه‌هایی انتقاد آمیز از حکومت پهلوی و اعلام حمایت و تجلیل از امام خمینی(س) در میان شرکت کنندگان پخش می‌شد. در بخشی از گزارش ساواک در مورد یکی از مراسم‌های برگزار شده در مسجد اعظم قم در تاریخ اول آبان 1356 آمده است:

«بعد از ظهر روز 1/8/36 [25] از طرف آیت‌الله گلپایگانی به مناسبت فوت یاد شده مجلس ترحیمی با حضور آیت‌الله گلپایگانی، شریعتمداری، نجفی مرعشی و شرکت قریب شش هزار نفر از طبقات مختلف و طلاب علوم دینی و روحانیون شهر قم در مسجد اعظم برگزار گردیده است. در این مجلس تعداد معدودی از طلاب علوم در بین جمعیت مبادرت به دادن شعار «درود بر خمینی»نموده‌اند که این جریان موجب بر هم خوردن نظم مجلس گردیده و حاضرین در مجلس با سرعت مسجد را ترک کرده‌اند.

در هنگام خارج شدن جمعیت از مسجد اعلامیه‌های مضره‌ای به امضای «روحانیون مبارز قم» و «کنفدراسیون دانشجویان ایرانی» در محوطه مسجد ریخته شده است...»[6]

در سراسر کشور کم و بیش وضعیت بدان منوال بود. مثلاً در قسمتی از گزارش ساواک یزد آمده است:

« صبح روز 6/8/36 [25] به مناسبت فوت مصطفی خمینی ختمی در مسجد قندهاری واقع در محمودآباد یزد برگزار، ابتدا شیخ رضا سلیمی علاوه بر اینکه چند مرتبه نام روح‌الله خمینی را با القاب کامل بیان نمود از وسایل ارتباط جمعی مانند رادیو تلویزیون و مطبوعات انتقاد نمود و گفت چرا خبر درگذشت مصطفی خمینی را منتشر نکردند و اضافه کرد در قم و عراق و سایر ممالک اسلامی به این منظور مجالس ختمی برگزار گردیده و همه مشکی پوشیده‌اند و در لفافه از وضع مملکت انتقاد نمود. در بین سخنرانی نامبرده جوان 22 ساله‌ای که موی سرش کوتاه و دارای ریش و سبیل بود و ظاهراً نشان می‌داد که طلبه علوم دینی است چند مرتبه با صدای بلند از حاضرین خواست تا برای سلامتی خمینی و شادی روح فرزندش مصطفی خمینی صلوات فرستاده شود. بعد از سخنرانی سلیمی شیخ محمد علی حافظیه سخنرانی کرد و گفت در اثر محدودیت آزادی که در بین طبقات مختلف اجتماع وجود دارد دین مقدس اسلام در حال از بین رفتن است... وی در سخنرانی خود با القاب کامل چند مرتبه نام روح‌الله خمینی را بر زبان آورد. در خاتمه شیخ راشد‌پور یزدی منبر رفت و ضمن اینکه مدعوین را به آرامش و سکوت دعوت کرد در بین سخنرانی خود مردم را به همبستگی و اتحاد بیشتر دعوت نمود و اضافه کرد شما با این کار ارادت خود را به خمینی که نماینده واقعی امام زمان می‌باشد ثابت نموده‌اید. ضمناً در بین سخنرانی خود چند مرتبه نام خمینی را با التهاب بیان و وی را رهبر شیعیان جهان اعلام داشت.»[7]

رویه ذکر شده در اکثر مراسم روزهای سوم، هفتم و چهلم درگذشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی تکرار شد و در مدت کوتاهی امواج انقلاب اسلامی در داخل و خارج از کشور به صورت قابل ملاحظه‌ای گسترش یافت. در میان مراسم‌های برگزار شده، مراسم‌های مسجد اعظم قم و مسجد ارک تهران دارای ویژگی‌های خاصی از نمایش وحدت و انسجام مخالفان سیاسی حکومت پهلوی بود.

§          مجلس بزرگداشت مسجد ارک تهران:

یکی از مهمترین مجالس ترحیم و بزرگداشت سید مصطفی که با مشارکت نیروهای ملی- مذهبی، بازاریان، تجار، اساتید دانشگاه و دانشجویان در کنار روحانیون و نیروهای مذهبی برگزار گردید، مجلس ترحیم مسجد ارک تهران در تاریخ 8 آبان 1356 بود. لذا از این مجلس به عنوان اولین هشدار جدی مخالفان سیاسی به رژیم پهلوی نام برده شده است.

گزارش‌ها و اعلامیه‌های گوناگونی وجود دارد که نشان می‌دهد برای برپایی و برگزاری مجلس مذکور برنامه‌ریزی و اطلاع‌رسانی دقیق و حساب شده انجام شده بود. در مساجد و دانشگاه‌ها اعلامیه‌های این مجلس در سطح گسترده‌ای پخش شده بود. در گزارش‌های ساواک تهران به موارد گوناگونی اشاره شده که چند مورد آنها نقل می‌شود:

«اطلاع واصله حاکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی آریا مهر به مناسبت فوت مصطفی خمینی یک برگ آگهی در ساختمان مجتهدی دانشگاه مذکور نصب و از دانشجویان خواسته شده ساعت 30/14 روز 8/8/36 [25] در مسجد ارک حضور به هم رسانند. ضمناً در این مورد تراکت‌های دیگری نیز پخش گردیده است.»[8]

یا در گزارش ساواک مذکور از مسجد همت تهران آمده است:

«در مورخه 5/8/36 [25] در مسجد همت بعد از اقامه نماز پیشنماز مسجد مذکور ضمن سخنرانی و ارشاد مردم اظهار داشت که مجلس ختم یاد شده بالا [مصطفی خمینی] در تاریخ 8/8/36 [25] در مسجد ارک تشکیل می‌گردد و از دوستان و آشنایان دعوت می‌گردد که در تاریخ مذکور روح آن مرحوم را شاد نمایند.»[9]

در مورد پخش اعلامیه مراسم مسجد ارک در اطراف دانشگاه تهران نیز آمده است:

« صبح روز جاری [8/8/1356] تعداد قابل ملاحظه‌ای اعلامیه در قطع کوچک (به صورت تراکت) در خیابان شاه رضا- 21 آذر و میدان 24 اسفند پخش گردیده است. مفاد اعلامیه‌های مزبور حاکی از شهادت سید مصطفی خمینی پسر بزرگ خمینی و دعوت از دانشجویان در مجلس ترحیم وی که در ساعت 15 الی 17 روز جاری در مسجد ارک برگزار می‌شود، می‌باشد.»[10]

همچنین در یکی از گزارش‌های ساواک تهران آمده است که حدود سه هزار نفر از طلاب علوم دینی و اهالی شهر قم به تهران آمده‌اند تا در مجلس مسجد ارک شرکت کنند.[11] در هر صورت مراسم در تاریخ و ساعت یاد شده برگزار گردید. ساواک تهران در مورد نحوه برگزاری، ترکیب شرکت کنندگان و برنامه‌های اجرا شده چنین گزارش داده است:

«از ساعت 15 روز 8/8/36 [25] مجلس ترحیم مصطفی خمینی، پسر روح‌الله خمینی در مسجد ارک تهران با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید شروع شد و در ساعت 16 آقای روحانی به سخنرانی پرداخت. تعداد افراد شرکت کننده حدود 3000 نفر بوده که در صحن مسجد حتی جایی برای سایر شرکت کنندگان نبوده و حدود 1500 نفر از طلاب مدرسه علمیه قم و همچنین تعدادی از دانشجویان مراکز عالی آموزشی در این مراسم شرکت نموده‌اند. ضمناً چند نفر از افراد شرکت کننده سعی نمودند با دادن شعار نظم مسجد را مختل نمایند؛ لکن توسط یکی از افراد مذهبی از این کار منع شدند. آقای روحانی در مورد شخصیت مذهبی خمینی و همچنین تعداد تلگرافات تسلیت رسیده از سایر کشورها، سخنرانی و اظهار داشت: تعداد دو فقره تلگراف از ایران واصل گردیده که عدم وصول تلگراف را معلول ترس مردم و یا سختگیری مأمورین دانست. ضمناً تعدادی اعلامیه تحت عنوان «دانشجویان مبارز مسلمان» در طبقه فوقانی مسجد ارک بین مردم توزیع گردیده است...»[12]

این مجلس و ترکیب آن تحلیل‌های زیادی را که به نوعی نشان‌دهنده نقطه عطف در اتحاد مخافان حکومت پهلوی بود به دنبال آورد. مهدی بازرگان، رهبر نهضت آزادی ایران و نیروهای ملی- مذهبی طی تحلیلی در این زمینه می‌گوید:

مجلس ختمی در مسجد ارک برقرار شد. تا آن زمان نه مسجد ارک چنین هجوم جمعیت را در شبستان‌ها، حیاط، ایوان‌ها و پشت‌بام‌ها و خیابان‌های خارج، به خود دیده و پلیس را تسلیم ساخته بود و نه چنان اعلامیه دعوتی با امضاهای مختلط از طریق ملّیون، روشنفکران، روحانیون و بازاری‌ها به صورت یکجا منتشر شده بود. توفیق در این امر کار آسانی نبود ... دعوت‌نامه جامع که با اسامی بدون القاب و عناوین و به ترتیب حروف الفبا صادر گردید، بسیار پر معنی بود و آن مجلس باشکوه، با چنان صاحب مجلس‌ها، مظهری از تجمع کلیه قشرها در نارضایتی و مخالفت با دستگاه و تمایل به وحدت در عمل به رهبری آیت‌الله خمینی، مرد مبارز روحانی شد.»[13]

شایان ذکر است که در پای اعلامیه دعوت مردم برای شرکت در مجلس یاد شده اسامی همه رهبران و اعضای ارشد تأثیرگذار نهضت آزادی ایران وجود داشت.[14] داریوش همایون، وزیر اطلاعات وقت در کابینه جمشید آموزگار که در واقع یک مقام سیاسی رسمی حکومت پهلوی بوده، در تحلیلی از مراسم مسجد ارک می‌گوید:

«پس از مرگ پسر خمینی، آن مجلس یادبودی که برایش در مسجد ارک برگزار کردند، نقطه تجمعی شد برای همه قشرهای پیشرو و لیبرال و آزادی‌خواه و جبهه ملی و چپ. هرچه که بود، غیر از نظام حکومتی، چهره‌های برجسته‌اش آنجا ظاهر شدند. پیدا بود که رهبری مذهبی توانسته است که همه اینها را جمع بکند و بسیج بکند.»[15]

هر دو تحلیل ذکر شده حاکی از تأثیر درگذشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی در اتحاد و انسجام آشکار مخالفان حکومت پهلوی و ناتوانی حکومت پهلوی در مهار بحران فزاینده می‌باشد. شایان ذکر است که مراسم مسجد ارک یک نمونه ملموس‌تر بود و در کنار آن ده‌ها مجلس با مشابهت‌هایی در تهران، قم و در سایر شهرها برگزار گردید.

§ نقش دانشجویان عضو انجمن‌های اسلامی در گسترش اتحاد مخالفان سیاسی حکومت پهلوی در داخل و خارج از کشور:

یکی از قشرهای انقلابی که بیشترین و مؤثرترین واکنش‌ها و فعالیت‌ها را در جریان درگذشت مشکوک آیت‌الله سید مصطفی خمینی از خود نشان داد دانشجویان بودند. گزارش‌های ساواک نشان می‌دهد که در بسیاری مجالس داخل کشور و به‌ویژه کشورهای اروپایی و ارسال اعلامیه و پیام به کشورهای اسلامی، دانشجویان نقش فعال داشته‌اند. در اولین اعلامیه اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا در تاریخ اول آبان 1356 اعلام شده که: «کلیه واحدهای اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در سراسر اروپا و سازمان اسلامی دانشجویی وابسته به انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا و کانادا و نیز انجمن‌های اسلامی دانشجویان در هند روزهای جمعه و شنبه 6 و 7 آبان‌ماه (28 و 29 اکتبر 1977) برابر با 14 و 15 ذی القعده مراسم یادبود و فاتحه برگزار خواهند کرد.»[16] در مراسم‌های برگزار شده نیز اعلامیه‌های امام خمینی خطاب به انجمن‌های اسلامی پخش می‌گردید.[17] چنانکه گفته شد، دانشجویان نیز همچون فعالان سیاسی ملی- مذهبی در تبلیغ و برنامه‌ریزی مراسم مسجد ارک نقش مؤثری داشتند. در چندین گزارش ساواک اعلام شده است دانشجویان دانشگاه‌های مختلف با انتشار اعلامیه‌هایی مردم را برای شرکت در آن مراسم دعوت نموده‌اند. در گزارشی از ساواک تهران آمده است که اعلامیه‌ای در دانشگاه پلی تکنیک پیدا شده که دانشجویان را به یک دقیقه سکوت به مناسبت درگذشت سید مصطفی دعوت کرده است.[18] ساواک تهران دو هفته بعد از درگذشت سید مصطفی وضعیت پدید آمده و فعالیت‌های مخالفان را چنین تحلیل می‌کند:

«تجلیلی که قاطبه روحانیون، بازاریان، اعضای سابق جبهه به اصطلاح ملی، نهضت به اصطلاح آزادی، دانشجویان و افراد عادی در خلال برگزاری مجالس ختم و سوگواری یاد شده بالا در مسجد ارک، مسجد جامع بازار، مسجد جامع سرسبز نارمک، مسجد اعظم قم، مسجد آیت‌الله کاشانی در پامنار، مسجد شهرری از خمینی به عمل آوردند و دنباله مراسم سوگواری به یک روز تعطیل عمومی در قم و یک روز تعطیل شدن بازار تهران انجامیده اکثر شرکت کنندگان در این مراسم و مجالس شعارهایی بر له خمینی و علیه دستگاه داده و همه دست به دعا بودند که یک بار دیگر خمینی به ایران مراجعت نماید. از طرفی در بعضی از محافل بازار و بین مردم عادی چنین شایع شده که مصطفی خمینی را نیز مانند علی شریعتی در خارج از ایران به وسیله دستگاه به قتل رسانیده‌اند. روی هم رفته مرگ مصطفی خمینی در بالا بردن شأن و وجهه پدرش بین قاطبه مردم بسیار مؤثر بوده است.»[19]

§ سراسری شدن مبارزه با حکومت پهلوی در مجالس ترحیم آیت‌الله سید مصطفی خمینی:

نکته مهم دیگری که در جریان برگزاری مراسم‌ها و مجالس گوناگون بزرگداشت و ختم به چشم می‌خورد، مبادله اطلاعات مجالس مهم و تکثیر و پخش سخنرانی‌های تأثیرگذار و پر محتوا در سطح کشور بوده است. هدف این کار تقویت شبکه پیام رسانی نهضت امام خمینی و ایجاد وحدت روش در مبار
تاثیر-شهادت-آیت-الله-سید-مصطفی-خمینی-در-پیشبرد-نهضت-امام(ره) تاثیر-شهادت-آیت-الله-سید-مصطفی-خمینی-در-پیشبرد-نهضت-امام(ره) تاثیر-شهادت-آیت-الله-سید-مصطفی-خمینی-در-پیشبرد-نهضت-امام(ره) تاثیر-شهادت-آیت-الله-سید-مصطفی-خمینی-در-پیشبرد-نهضت-امام(ره) تاثیر-شهادت-آیت-الله-سید-مصطفی-خمینی-در-پیشبرد-نهضت-امام(ره) امتیاز : 499 دیدگاه(0)

تاریخ: یکشنبه 01 آبان 1390 ساعت: 4:06 ب.ظ بازدید: 205 نویسنده: میرزا حسن

 

سید مصطفی در آذر 1309 شمسی، در قم متولد شد. و تحصیلات ابتدایی رادر مدرسه های «باقریه» و «سنایی» به پایان رساند. سپس، به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و در سال 1330، سطح را به پایان رسانید و در درس خارج امام قدس سره و آیت الله بروجردی قدس سره حضور یافت و دیری نپایید كه به درجه ی اجتهاد رسید و از تقلید بی نیاز شد. از دیگر اساتید او در علوم اسلامی، علاّمه طباطبایی، آیات عظام داماد، شیخ مرتضی حائری، سید محمد باقر سلطانی، شهید صدوقی، حاج شیخ محمد جواد قزوینی و سید ابوالحسن قزوینی هستند.

دوران مبارزات

شهید در سال 1341، همراه با امام قدس سره به مبارزه با رژیم برخاست و در پیشبرد نهضت اسلامی نقش به سزایی ایفا كرد. در سال 1342، در دورانی كه امام قدس سره در قیطریه ی تهران زیر نظر بودند، رییس وقت شهربانی كل كشور (سپهبد نصیری) او را به شهربانی جلب و هشدار داد كه اگر از فعالیت های سیاسی و مبارزاتی دست نكشد، تحت پیگرد قرار می گیرد. امام قدس سره در روز چهارم آبان 1343، علیه لایحه كاپیتولاسیون سخنرانی كردند و در این سخنرانی، ضمن برملا كردن خیانت رژیم در تصویب این لایحه، تكلیف خود و ملت ایران را با رژیم های امریكا، اسرائیل و همچنین با دست نشانده ی آنان، محمدرضا پهلوی یكسره كردند. در تاریخ 13 آبان همان سال امام قدس سره را شبانه دستگیر و به تركیه تبعید كردند. حاج سید مصطفی از این وحشیگری رژیم كه نمونه ی آن را نیز به چشم دیده بود، سخت بر آشفت و به خیابان آمد و با سیل خروشان مردم خشمناك قم به طرف بیوت آیات عظام به راه افتاد و همگام با مردم قهرمان قم با فریاد اعتراض خویش، جوّ رعب و وحشت را شكست و از مراجع وقت خواستار اقدام برای آزادی امام قدس سره شد. ساواك دستور جلب ایشان را به شهربانی قم صادر كرد. مأموران رژیم زمانی كه حاج آقا مصطفی در بیتِ آیت الله العظمی مرعشی نجفی قدس سره به گفتگو با ایشان مشغول بود، یورش بردند و ایشان را دستگیر كردند و مدت 57 روز در زندان قزل قلعه و اغلب در سلول انفرادی زندانی كردند. در تاریخ 8 دی 1343، از زندان آزاد و در 13 دی كه تنها پنچ روز از آزادی او می گذشت، به دنبال استقبال چشمگیر مردم از آن عالم مجاهد، مأموران رژیم به خانه ی او در قم یورش بردند و بار دیگر او را دستگیر نمودند. این یورش وحشیانه مایه ی بیم و هراس همسر آن بزرگوار و سقط جنین او گردید. سرانجام نیز روز 14 دی او را از ایران به تركیه تبعید كردند.

 

تبعید به عراق (نجف اشرف)  

در 13 مهر 1344، امام قدس سر ه و فرزندش از تركیه به عراق برده شدند و روز 23 مهر 1344، در نجف سكونت گزیده و بی درنگ درس و بحث را آغاز كردند و حاج آقا مصطفی افزون بر حضور در درس امام قدس سره، شخصاً به تدریس پرداخته و شاگردان فاضلی پرورش دادند.

آیت الله سید مصطفی در كنار برنامه های درسی و علمی، با راه ها و شیوه های نوینی، مبارزه با شاه را دنبال كرد و مشاوری برجسته و متعهد برای امام قدس سره بود. در 21 خرداد 1348، به دنبال یك سلسله فعالیت ها و كوشش هایی در راه برانگیختن آیت الله حكیم قدس سره علیه رژیم ضدّ اسلامی عراق، بعثی ها او را دستگیر و به بغداد بردند. رییس جمهور آن روز عراق (احمد حسن البكر) به وی هشدار داد در صورت ادامه ی فعالیت بر ضدّ حكام بغداد، با واكنش شدیدی روبرو خواهد شد.

شهادت

آیت الله سید مصطفی خمینی، در نیمه ی شب یكشنبه اول آبان 1356، به شكل مرموزانه ای به شهادت رسید. در پی شهادت او، امام قدس سره در یادداشتی چنین مرقوم كردند:

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

در روز یكشنبه نهم شهر ذی القعدة الحرام 1397، مصطفی خمینی نور بصرم و مهجه ی قلبم دار فانی را وداع كرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد.

اللهم ارحمه و اغفر له و اسكنه الجنّة بحقّ اولیائك الطّاهرین علیهم الصّلوة و السّلام.

 با انتشار خبر، حوزه ی نجف در هاله ای از غم و اندوه فرو رفت. درس ها تعطیل شد و روحانیت به سوگ نشست. جنازه آن شهید توسط یاران و شاگردان او به كربلا برده شد. در این مراسم جمعیت انبوهی شركت كردند و جنازه را با آب فرات غسل داده و در محل خیمه گاه امام حسین علیه السلام كفن كردند و پس از طواف در حرم مطهر حضرت سید الشهداء علیه اسلام و حضرت عباس علیه السلام، به نجف بازگرداندند و روز بعد جنازه ی آن شهید از مسجد بهبهانی (واقع در بیرون دروازه ی نجف) با شركت انبوهی از علما، فضلا، طلاب، كسبه، اصناف و دیگر اهالی نجف به طرف صحن مطهر علوی تشییع شد. امام قدس سره در مسجد بهبهانی حضور یافت و پس از توقفی كوتاه و خواندن فاتحه، با قامتی استوار به خانه بازگشت و در مراسم تشییع و خاكسپاری شركت نكرد. در هنگان تشییع جنازه، بازار نجف یكپارچه تعطیل شد. آیت الله خویی قدس سره در صحن مطهر امام علی علیه السلام، بر جنازه ی شهید نماز خواند و در كنار مقبره ی علامه حلی قدس سره به خاك سپرده شد.

شب هنگام امام خمینی قدس سره پس از زیارت حرم مطهر حضرت علی علیه السلام به سراغ فرزند عارف، عالم و مجاهد كه در دل خاك آرمیده بود، رفت و با چهره ای باز و آرام نخست برای یكایك عالمانی كه در آن مقبره دفن شده اند، اعلام قرائت فاتحه كردند و در پایان، از حاضران خواستند برای مصطفایش طلب مغفرت كنند و در آن لحظه كه همه ی چشم ها اشك ریزان بود، امام قدس سره از سر قبر فرزندش برخاست و بدون كوچكتری آزردگی و گرفتگی از حاضران تشكر كرد و از آن جا بیرون رفت.

تأثیر شهادت آیت الله بر نهضت اسلامی

این شهادت، نهضت اسلامی پانزده ساله ی ایران را جان تازه ای بخشید، به گونه ای كه یكباره فراگیر و به شكل انقلابی طوفان زا و كاخ برانداز در آمد.

البته شناخت و بررسی انگیزه ها و علل پیروزی انقلاب به مطالعات و تحقیقات گسترده ای نیاز دارد، اما به شكل كوتاه و گذرا علل و عوامل فراگیری نهضت امام قدس سره، در پی شهادت حاج سید مصطفی را می توان این گونه بر شمرد:

 

 

1- برگزاری مراسم بزرگداشت در بیشتر نقاط كشور: اصحاب مسجد و محراب در پی دریافت خبر شهادت مظلومانه ی مجتهدی كه مایه ی امید برای اسلام و ایران بود،  سخت به خشم آمدند و نتیجه گیری كردند كه رژیم شاه با دست زدن به این جنایت،انتقام كینه توزانه ای از امام قدس سره، آن هم در دیار غربت و در تبعید گرفته است. از این رو مصمم شدند كه دستكم با برپایی مراسم سوگواری با رهبر و امام امت همدردی كنند. رژیم شاه برای آن كه خود را بی طرف وانمود كند، از برپایی مراسم جلوگیری نكرد و كوشید كه خود را بی تفاوت بنمایاند. كارشناسان رژیم می پنداشتند شور و هیجانی كه كشور را فرا گرفته، به دنبال برپایی مراسم فروكش می كند و این مراسم سوپاپ اطمینانی است كه از انفجار پیشگیری خواهد كرد! غافل از ان كه این مراسم با آن گستردگی مایه ی آگاهی، رشد سیاسی و جرأت و جسارت بیشتر مردم و هر چه فروزان تر شدن آتش خشم و قهر آنان خواهند شد، خشم و خروشی كه كنترل ناشدنی است و مراسم بزرگداشت تا چهلم شهادت او به طور پیوسته در استان ها، شهرها و شهرستان ها تداوم یافت. در این مجالس گویندگان مذهبی و مجاهدان روحانی با بهره گیری از فرصت به دست آمده در تببین خط و اندیشه ی امام قدس سره و نمایاندن هرچه بیشتر ماهیت ضدّ اسلامی شاه و انگیختن توده ها بر ضدّ هیأت حاكمه ی خود كامه و وابسته به بیگانه، داد سخن دادند و با آوردن نام خمینی، آفریننده ی حماسه ها، شورش ها و خیزش ها، چهره ی جامعه را دگرگون كردند . از روز اول آبان ماه 1356، یكباره نام و یاد امام قدس سره در فضای پهناور ایران طنین افكندو شور و شوق نوینی در دل ها پدید آورد.

2- به صحنه آمدن مردم: ملت در طی نهضت اسلامی ایران در سنگر مسجد رشد سیاسی و آگاهی دینی بایسته ای یافته و به اسلام ناب محمدی تا اندازه ای شناخت پیدا كرده بودند و برای دست زدن به خیزشی همگانی، آمادگی كامل داشتند. برگزاری مراسم بزرگداشت، این مجال را به مردم داد تا آنچه را كه در مكتب انقلابی اسلام آموخته بودند به كار بندند و نفرت و بیزاری خود را از رژیم شاه اعلام كنند. مردم در این مراسم تنها به اظهار وفاداری و ابراز احساسات نسبت به امام قدس سره بسنده نكردند، بلكه با دست زدن به تظاهرات خیابانی و درگیری با پلیس، زمینه ی فراگیری انقلاب اسلامی را فراهم كردند. قیام خونین 19 دی 1356، در واقع اوج این تظاهرات و راه پیمایی مردمی بود.

3- رهبری های داهیانه ی امام قدس سره: از سال 1341، كه نهضت اسلامی آغاز شد، امام قدس سره همواره با راهنمایی ها و رهنمودهای سازنده و حیات بخش خود، ملت ایران را به سوی نور و روشنایی و حركت و خروش پیش می بردند و به آنان آگاهی و بینش می دادند. این رسالت را در تبعیدگاه تركیه و نجف نیز پی گرفتند. در تركیه با نگارش كتاب تحریرالوسیله و آوردن یك سلسله احكام سیاسی  و انقلابی اسلام در این كتاب، راه مبارزه، حركت و خیزش را به ملت های مسلمان نشان دادند. در نجف نیز با تدریس و بخصوص بحث ولایت فقیه یا حكومت اسلامی و با اعلامیه ها و سخنرانی های خود در فرصت های مناسب، نهضت اسلامی را تداوم بخشیدند و به رشد سیاسی مردم كمك كردند. در آن برهه ی حساس كه ملت ایران از شهادت آیت الله سید مصطفی، خشمگین بودند، امام قدس سره دریافتند كه اجتماعات بزرگی در نقاط مختلف كشور به این مناسب برپاست و گرم نگه داشتن این اجتماعات وبهره گیری شایسته از آن تنها با رهبری های حكیمانه امكان پذیر است. از این رو با یك سلسله اعلامیه ها و سخنرانی ها كوشیدند، این اجتماعات بزرگ سیاسی را گسترش دهند و با مغتنم شمردن فرصت پیش آمده، نگذارند مشعلی كه با شهادت فرزندشان فروزان شده به خاموشی گراید.

4- اتحادو یگانگی: با این شهادت اتحاد چشمگیر و كم نظیری در ملت پدید آمد. عموم مردم، روحانیون، دانشگاهیان، سازمان ها و گروه های سیاسی و ...، یكپارچه پشت سر امام قدس سره به حركت در آمدند كه این خود از مهمترین عوامل در پیروزی انقلاب است.

پیام امام خمینی قدس سره

امام قدس سره در پیامی خطاب به ملت ایران، فرمودند:

این طور قضایا مهم نیست، خیلی پیش می آید، برای همه ی مردم پیش می آید و خداوند تبارك و تعالی الطافی دارد به ظاهر و الطافی خفیه است. یك الطاف خفیه ای خدای تبارك و تعالی دارد كه ما علم به آن نداریم اطلاعی بر او نداریم، و چون ناقص هستیم از حیث علم، از حیث عمل از هر جهتی ناقص هستیم. از این جهت در این طور اموری كه پیش می آید جزع و فزع می كنیم، صبر نمی كنیم، این برای نقصان معرفت ماست به مقام باری تعالی. اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیه ای كه خدای تبارك و تعالی نسبت به عبادش دارد و «انه لطیف علی العباد» و اطلاع بر آن مسایل داشتیم، در این طور چیزهایی كه جزیی است و مهم نیست، آن قدر بی طاقت نبودیم، می فهمیدیم كه مصالحی در كار است، یك الطافی در كار است، یك تربیت هایی در كار است.

 

تألیفات شهید

شهید دارای آثار و تألیفات زیادی است كه این آثار نشانگر عظمت علمی و فكری است. در این خصوص مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی قدس سره می گویند: «اجازه بفرمایید در این مورد مقدمه ای عرض كنم و آن این است كه معمولاً افراد در بازدهی علمی و اجتماعی و یا تخصصی خودشان نیازمند به طی مراحلی هستند كه بعد از آن مراحل می توانند تز و یا اجتهاد خود را در معرض بهره برداری دیگران قرار دهند كه متأسفانه ایشان، پس از اتمام مراحل لازم و در آغاز تقریر و بیان نظریات علمی و اجتهادی خود به شهادت می رسد و در عین حال كتابهایی از ایشان باقی مانده است...»

تألیفات آن مرحوم عبارتند از:

1- القواعد الحكمیه (حاشیه بر اسفار كه مخطوط می باشد).

2- كتاب البیع (دوره ی كامل مباحث استدلالی بیع در سه جلد).

3- تحریرات فی الاصول (از اول اصول تا استصحاب تعلیقی).

4- شرح زندگانی ائمه معصومین علیها السلام تا زندگانی امام حسین علیه السلام.

5- مستند تحریر الوسیله.

6- تعلیقه ای بر عروة الوثقی.

7- تفسیر قرآن الكریم در سه جلد.

8- مبحث اجاره.

9- كتاب الاصول.

10- القواعد الرجالیه.

11- كتابی در مبحث نكاح.

نیز دو كتاب «قاعده لاتعاد» در 180 صفحه و «مكاسب محرمه» در 420 صفحه كه به هنگام اقامت در تركیه نوشته است.


زندگینامه-ی-ایت-الله-سید-مصطفی-خمینی(ره) زندگینامه-ی-ایت-الله-سید-مصطفی-خمینی(ره) زندگینامه-ی-ایت-الله-سید-مصطفی-خمینی(ره) زندگینامه-ی-ایت-الله-سید-مصطفی-خمینی(ره) زندگینامه-ی-ایت-الله-سید-مصطفی-خمینی(ره) امتیاز : 330 دیدگاه(0)

تاریخ: یکشنبه 01 آبان 1390 ساعت: 3:49 ب.ظ بازدید: 157 نویسنده: میرزا حسن



آشنايي با  سرشماري عمومي  نفوس و مسكن

مقدمه
بشر از ابتداي خلقت در جهت شناخت نيازها، يافتن وسايلي براي رفع آن ها و بهبود شرايط زندگي خود گام برداشته، بنابراين در فعاليت هايي كه توسط وي انجام شده همواره مبنا، نوع بشر و به عبارتي انسان بوده است. در ابتدا فقط نيازهاي فردي بشر مطرح بود اما به تدريج در مسير اجتماعي شدن و برنامه ريزي براي رفع نيازهاي جمعي گام برداشته شد. زماني كه تفكر هدايت جامعه و تشكيل حكومت شكل گرفت تامين منابع براي ادامه حاكميت به عنوان يك نياز اساسي مطرح شد. از عمده ترين اين منابع، ماليات و خراج حكومتي را مي توان نام برد.
بنابراين امروزه سرشماری عمومی نفوس و مسکن یکی از عمده ترین راه های شناخت ویژگی هاي جمعیت كشورها به منظور برنامه ريزي، نظارت،كنترل و ارزيابي خدمات و فعاليت هاي ملي و منطقه اي مي باشد و در اغلب كشور ها اين سرشماري كه عموماً با ويژگي هاي مسكن نيز توأم ، هر 5 يا 10 سال يك بار انجام مي شود.

تاریخچه سرشماری نفوس در جهان
سوابق تاریخی نشان می‌دهد که در حدود سال‌های 3800، 3000 و 2500 قبل از میلاد به ترتیب درکشورهای بابل، چین و مصر سرشماری جمعیت صورت می گرفته است. همچنین در قرون اول و دوم میلادی اجرای در سرشماری در قسمتی از خاک چین گزارش شده است. در یونان و رم باستان نیز سرشماری‌های جمعیتی متعددی به عمل آمده است که از طریق آنها، اطلاعاتمربوط به خصوصیات اجتماعی ـ اقتصادی مردم جمع‌آوری شده است.
همچنین در قرون اول و دوم میلادی اجرای در سرشماری در قسمتی از خاک چین گزارش شده است.
در یونان و رم باستان نیز سرشماری‌های جمعیتی متعددی به عمل آمده است که از طریق آنها، اطلاعاتمربوط به خصوصیات اجتماعی ـ اقتصادی مردم جمع‌آوری شده است.
در اوایل قرن هیجدهم میلادی، در اروپا سرشماری‌هایی صورت گرفته است که البته به صورت علمی وامروزی نبود و در مقیاس محدود انجام شده است.
از اولين سرشماري‌هاي نفوس به روش جديد مي‌توان از سرشماري سوئد در سال 1749 ، نروژ و دانمارك در سال1769، آمريكا در 1790 و فرانسه و انگلستان در سال 1801، نام برد.
گفته شده تا آغاز قرن بيستم كمتر از بيست درصد جمعيت دنيا سرشماري شده بود، اما در سال 1950 تقريباً 80 درصد از جمعيت دنيا مورد شمارش قرار گرفت.
براساس گزارش سالنامه آمار جمعيت سازمان ملل متحد تا سال 1975، 190 كشور جهان سرشماري عمومي نفوس انجام داده‌اند و بيش از 50 درصد اقلام مورد پرسش سرشماري كشورها براساس توصيه‌هاي سازمان ملل متحد بوده و قابليت مقايسه بين‌المللي دارد.
در سال 1853 در نخستين كنگره بين‌المللي آمارشناسان در بروكسل قطعنامه‌اي تصويب شد كه در آن كشورهاي جهان و دولت‌ها به سرشماري‌هاي عمومي نفوس در فاصله هر ده سال يكبار ترغيب شدند. اين كنگره اصول نخستين سرشماري‌هاي امروزي را تدوين نمود كه با پي‌گيري‌هاي اداره‌ي آمار سازمان ملل متحد و باتجربه كشورهاي جهان به تدريج اصلاح و تكميل شد.
سازمان ملل همچنان در توصيه‌هاي دور 2010 اجراي سرشماري را در فاصله زماني مشخص و حتي‌المقدور ده سال يك بار پيشنهاد مي‌كند ولي برخي كشورها به دليل تغييرات سريع جمعيتي و ضرورت دسترسي به اطلاعات در فاصله زماني كوتاه‌تر، اقدام به انجام سرشماري در ميانه دهه مي‌نمايند.

تاریخچه سرشماری نفوس در ایران
سابقه¬ي سرشماري نفوس در ايران به گذشته‌هاي بسيار دور برمي‌گردد. در امپراطوري ایران باستان غالبا برای دریافت مالیات سرانه و تعیین شماره‌ي مردان قادر به جنگ از سرشماری‌های عمومی جمعیت استفاده می‌شده¬ است.
اولين سرشماري جمعيتي ایران به روش نوين در سال 1264 شمسي (البته در سطحي محدود) در زمان ناصرالدين شاه و هم‌زمان با وزارت اعتضادالسلطنه بر وزارت علوم و معارف، توسط مهندس عبدالفخار، معلم رياضي مدرسه‌ي دارالفنون به عمل آمد. در اين سرشماري تهران به پنج محله ارگ، عودلاجان، چالميدان، سنگلج و بازار تقسيم‌بندي شده و همه‌ي محله‌هاي خارج از شهر نيز در يك طبقه قرار داده شده¬ بود.
درسال 1297، به منظور ثبت وقايع چهارگانه، اداره‌ي ثبت احوال كشور تاسيس شد. با ثبت اطلاعات مربوط به تولد، فوت، ازدواج و طلاق توسط اداره‌ي مذكور، ضرورت اطلاع از جمعيت كشور و تعيين سازماني كه موظف به جمع‌آوري اين اطلاعات باشد مورد توجه قرار گرفت و در سال 1303 با تصويب آيين نامه‌اي، مسئوليت جمع‌آوري و مركزيت بخشيدن به آمارهاي مورد نياز بر عهده‌ي وزارت كشور گذاشته شد.
اولين تلاش براي سرشماري در ايران، در سال 1318 صورت گرفت كه به دليل وقايع سال 1320، با سرشماري از 35 شهر عملاً ناتمام ماند.
با تصويب قانون آمار و سرشماري در پانزدهم اسفند سال 1334 توسط مجلس شوراي ملي وقت، مقرر شد كه در سال 1335، اداره‌ي كل آمار عمومي تاسيس و در همان سال، سرشماري عمومي نفوس اجرا شود. به اين ترتيب در سال 1335 اداره‌ي كل آمار عمومي تشكيل و سرشماري نفوس كه مقدمات آن از قبل تهيه شده و در چند نقطه‌ي كشور نيز به آزمايش گذاشته شده بود از دهم آبان ماه تا 25 آبان همان سال به مرحله‌ي اجرا گذاشته شد.
در سال 1345 اولین سرشماری عمومی نفوس و مسکن یک سال پس از تاسیس مرکز آمار ایران و سرشماری‌های بعدی به ترتیب در سال‌های 1355، 1365، 1375 و سال 1385 اجرا شد. البته يك استثنا در دوره ده ساله انجام سرشماريها وجود دارد كه مربوط به سرشماري جاری جمعیت سال 1370 است. دليل اين امر، تغييرات وسيع جمعيتي در پنجساله 1365 تا 1370 بود كه با پايان يافتن جنگ تحميلي صورت گرفت و بنابراين، چارچوبهاي آماري ساخته شده از سرشماري سال 1365 را بياعتبار نمود.
علاوه بر این پس از اتمام سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385، به دليل تحولات سريع جمعيت و تغيير الگوي ساخت وسازمسكن و نيز تغيير تقسيمات جغرافيايي وسيع در سطح كشور، بر اساس مصوبه شماره 26581/ت 537147 مورخ 86/2/24 هيات دولت، مقرر نمود در سال 1390 نيز سرشماري عمومي نفوس و مسكن اجرا شود.

تعریف سرشماری
از دیدگاه آماری، سرشماری عبارت است از بررسی خصوصیات و ویژگی های مورد نیاز تمامی واحدهای جامعه آماری مورد نظر. سرشماری می تواند در زمینه موضوعات مختلفی باشد که معمولا از نام آن می توان به موضوع بررسی آن رسید، مثل سرشماری کشاورزی، سرشماری کارگاهی و سرشماری عشایر کوچنده.

سرشماري جمعيت
سرشماري جمعيت به صورت «جريان كامل جمع‌آوري، ارزشيابي، تجزيه و تحليل و انتشار داده‌هاي جمعيتي، اجتماعي ـ ‌اقتصادي تمام افراد كشور يا منطقه‌اي مشخص از كشور در يك زمان معين» تعريف شده است.

سرشماري مسكن
سرشماري مسكن به صورت «جريان كامل جمع‌آوري، ارزشيابي، تجزيه و تحليل و انتشار داده‌هاي آماري تمام واحدهاي مسكوني و ساكنان آن در كشور يا منطقه‌اي مشخص از كشور در يك زمان معين» تعريف شده است.

اهداف عمده سرشماری عمومی نفوس و مسکن
• تهيه آمارهاي پايه تا كوچكترين سطوح جغرافيايي
• تهيه چارچوب‌هاي مناسب براي اجراي طرح‌هاي نمونه‌گيري
• شناخت نيازها،كمبودهاو امكانات بالقوه
• شناخت اثرات سياست‌هاي اجرا شده پيشين با مقايسه اطلاعات

اهميت و ضرورت و كاربرد سرشماري عمومی نفوس و مسكن
1. تعيين اندازه‌ي جمعيت و ويژگي‌هاي مهم آن و مشخصات مسكن مورد استفاده‌ي جمعيت در يكمقطع زماني معين تا حد كوچك‌ترين واحدهاي تقسيمات جغرافيايي.
2. مقايسه‌ي تصوير بهدست آمده از جمعيت و مسكن در يك مقطع زماني با مقاطع زماني گذشته و شناخت روند رشد جمعيت و تغييرات خصوصيات مربوط به جمعيت و مسكن.
3. شناخت كمبودها، نيازها و نيزامكانات بالقوه و استعدادهاي جامعه و استفاده از اين شناخت در تهيه و ارزيابي برنامه‌هاي اجتماعي و اقتصادي براي آينده .
4. . تهيه‌ي چارچوب‌هاي لازم براي انجامآمارگيري‌هاي نمونه‌اي در فاصله‌ي سرشماري‌ها.
5. تهيه‌ي فهرست لازم و مورد نيازبراي انجام ساير آمارگيري‌ها و
6. برنامه‌ريزي براي توزيع عادلانه منابع
7. شناسايي اوضاع اجتماعي
8. آمارهاي اختصاصي و پايه‌اي جمعيت
9. برآوردها و پيش‌بيني‌هاي جمعيتي
10. تهیه نقشه‌هاي شهري يا روستايي براي آمارگيري‌هاي مختلف
11. شناخت جمعیت اتباع بیگانه
12. آگاهی نسبت به مهاجران و جریان های مهاجرتی
13. شناخت اوضاع جمعیتی و اجتماعی از بزرگترین تا کوچکترین سطح جغرافیایی
خلاصه کلام اینکه آمار و اطلاعات صحيح جمعيتي و اجتماعي-اقتصادي و توضيح و تفسير و بررسي آنها، از جمله نيازهاي اساسي برنامه ريزان و تصميم گيران و سياستگذاران هر سرزميني به شمار مي آيد. به عقيده ی پژوهشگران بدون دسترسي به اطلاعات و آمار و ارقام مربوط به خصوصيات جمعيتي، اجتماعي و اقتصادي، اجراي برنامه ها و طرح هاي توسعه و عمراني از توفيق چنداني برخوردار نخواهند بود.

روش های سرشماری
شمارش جمعيت معمولاً بر مبناي دو روش دوژور (dejure) و يا دوفاكتو (defacto) صورت مي‌گيرد و یا ترکیبی از هر دو روش انجام می شود. هر روش محاسن و معايب خاص خود را دارد. هر دو روش در حالت نظري (مشروط بر اينكه مهاجرت به داخل و يا به خارج از كشور وجود نداشته باشد) بايد نتايج كلي يكساني را در مورد جمعيت بدست دهند.
الف- روش دوفاکتو Defacto
"دوفاکتو" واژه ی فرانسوی و ترجمه لغوی آن در فارسی "موقتی و مشروط" می باشد. در اصطلاح جمعیت شناسی و سرشماری روش دوفاکتو سرشماری جمعیت حاضر ترجمه می شود. در روش دوفاكتو كليه جمعيت حاضر در يك منطقه يا كشور شمارش مي‌شوند (صرفنظر از تابعيت). در این روش تاکید بر محلی است که شخص در روز سرشماری در آن جا حاضر بوده است و " هر فرد به مکانی که شب پیش از سرشماری در آنجا خوابیده است منتسب می گردد" . نتیجه کاربرد این روش در سرشماری به دست آوردن حجم و توزیع جمعیت حاضر است. در روش دوفاکتو مدت زمان اجرای سرشماری کوتاه بوده و معمولا 2 روز می باشد. بدیهی است که با این مدت کم اجرای سرشماری هزینه های آن نیز پایین می باشد.

ب- روش دوژور Dejure
"دوژور" واژه ی فرانسوی و ترجمه لغوی آن در فارسی " دایمی و قطعی " می باشد. در اصطلاح جمعیت شناسی و سرشماری روش دوژور جمعیت قانونی یا حقوقی ترجمه می شود. روش دوژور كليه جمعيت تابع يك كشور يا يك منطقه صرفنظر از محل سكونت مورد شمارش قرار مي‌گيرند. در این شیوه " تاکید بر محلی است که شخص خود را متعلق به آن می داند و معمولا یا قانونا در آن محل ساکن یا مقیم است. در این روش مامور سرشماری باید هر فرد را به محل اقامت یا اقامتگاه معمولی اش منتسب کند" . نتیجه کاربرد این روش در سرشماری به دست آوردن حجم و توزیع "جمعیت مقیم" است. در این روش مفهوم "محل سکونت دائمی یا معمولی" بسیار مهم و مورد توجه می باشد. به عبارتی می توان گفت روش دوژور سرشماري افرادي است که قانوناً ساکن منطقه اي باشند و تابعيت آن منطقه را داشته باشند و در اين روش حاضر يا غايب بودن مهم نيست.
ج-روش ترکیبی
در کشورهایی که تمام جمعیت ساکن نیستند و عده¬ای به صورت عشایری و متحرک زندگی می¬کنند، یعنی در ماه‌هایی از سال بین ییلاق و قشلاق در حرکت می¬باشند، بکارگیری روش "دوژور" و تعیین محل سکونت معمولی آنان در ییلاق و قشلاق مقدور نیست.
ناگزیر این گروه از جمعیت در هر کجا که مشاهده شوند، یعنی در مسیر راه ها و در حالت کوچ به عنوان جمعیت عشایری و متحرک با روش "دوفاکتو" صرفنظر از اینکه ییلاق یا قشلاق آنان در کدام منطقه است، در منطقه¬ای که مشاهده می¬شوند، سرشماری و به همان منطقه انتساب داده می شوند. لازم به یادآوری است که بقیه اهالی کشور اعم از جمعیت اسکان یافته یا نیمه اسکان یافته با روش دوژور سرشماری می¬شود. به این ترتیب، با کاربرد هردو روش (روش مختلط) سر شماری نفوس در این¬گونه کشورها انجام می¬شود. امتیاز این روش آن است که تصویر جامعی از جمعیت در محل سکونت معمولی به¬دست می¬آید بدون آنکه آن گروه از جمعیت که محل سکونت معمولی آن‌ها قابل تعریف نیست از قلم بیافتد.

توضیح اینکه در سرشماري هاي ايران به طور عمده از روش دوژوربا مراجعه به محل سكونت افراد استفاده مي شود و براي افراد غيرساكن و در حال كوچ از روش دوفاکتواستفاده مي‌شود
بنابراين در ايران هر دو روش به كار مي‌رود. مطابق توصيه هاي سازمان ملل متحد كاربرد تركيبي از دو روش مفيد است.





ماهيت سرشماري
• با عمليات اجرايي گسترده‌اي روبروست.
• تهيه مقدمات اجرا از چند سال قبل آغاز مي‌شود.
• توان كارشناسي و مديريتي بالايي را طلب مي‌كند.
• همكاري ساير دستگاه‌ها در زمان اجرا ضروري است.
• لازم است به تمام مكان‌ها و خانوارها در سراسر كشور مراجعه شود.

سرشماري‌هاي پنج ساله در كشورهاي مختلف
بررسي‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد در كشورهاي كانادا، ژاپن، استراليا، نيوزلند، فنلاند، كره جنوبي، كريباتي، جزاير كوك، پالائو و ساموا هر پنج سال يك بار سرشماري جمعيت انجام مي‌شود و در كشورهاي مكزيك (2005)، تركيه (1990)، سوئد (1985) و جزاير فالكلند به طور موردي برحسب نياز كشورها در ميانه دوره، يك يا دو سرشماري انجام شده است. همچنين در هنگ‌كنگ و ماكائو هر پنج سال يك بار سرشماري براي كسري از خانوارها اجرا مي‌شود.
دلايل مهم عنوان شده در اين كشورها براي كم كردن فاصله سرشماري عبارت است از:
- تغيير ساختار سني جمعيت، جواني و سالخوردگي جمعيت
- تعيين سطح توسعه‌يافتگي و دسترسي به شاخص‌هاي كليدي
- تغيير الگوي باروري
- تحول شاخص‌هاي توسعه
سرشماري‌ها همچنان به عنوان بهترين روش جمع‌آوري اطلاعات محسوب مي‌شود زيرا روش‌هاي سنتي شمارش افراد، اطلاعات صحيح و دقيقي را دراختيار برنامه‌ريزان قرار مي‌دهد.

دلايل لزوم سرشماري پنج ساله در ايران
ايران يكي از كشورهاي در حال توسعه است و از خصوصيات كشورهاي درحال توسعه، درحال گذار بودن است، بدين معني كه تغيير در وضعيت‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي بسيار گسترده است. بنابراين بهنگام بودن آمار و اطلاعات براي ايجاد شناخت وضعيت كشور در زمينه‌هاي مختلف ضروري است. در كشورهاي در حال توسعه به دليل شتاب زياد تغييرات، اكثر برنامه‌ها كوتاه مدت است و براي بهنگام كردن آمار و اطلاعات موردنياز برنامه‌ريزي‌ها تلاش مضاعفي بايد انجام پذيرد. دلايل عمده‌ي لزوم سرشماري پنج ساله در ايران را مي‌توان به شرح ذيل برشمرد.
1- تحولات جمعيتي : از جمله عوامل تاثیرگذار بر تحولات جمعیتی، تعداد موالید، مرگ و میر، ازدواج، ساخت سنی و جنسی جمعیت، میزان های باروری و مهاجرت می باشد. بررسی تغییرات عوامل مذکور در دوره های 10 یا 5 ساله تا سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1385 تغییرات قابل ملاحظه ای را نشان مي‌دهد. این تغییرات روند رشد جمعیت کشور را به گونه‌اي متحول می سازد که نمي‌توان مدل رشد جمعيتي براي يك دوره‌ي ده ساله براي آن پردازش نمود. بنابراين لازم است با استفاده از اطلاعات جمعيتي در يك دوره زماني كوتاه‌تر اقدام به پردازش مدل نمود.
2- دقت برآوردهاي جمعيتي : باتوجه به لزوم انجام پيش‌بيني‌هاي جمعيتي براي استفاده در موارد گوناگون از جمله دقت در تعميم نتايج آمارگيري‌هاي نمونه‌اي، آمايش جمعيت، انتخابات مجلس و يا رياست جمهوري و ... انجام سرشماري در فواصل زماني كوتاه‌تر و دستيابي به اطلاعات جمعيتي بهنگام، دقت در پيش‌بيني‌هاي جمعيتي را افزايش مي‌دهد و مي‌توان از نتايج پيش‌بيني‌ها با اطمينان بيشتر استفاده نمود.
3- تعيين جمعيت تقسيمات كشوري جديد : تغييرات تقسيمات كشوري يكي از عوامل عمده‌اي است كه لزوم كوتاه شدن فاصله سرشماري را نشان مي‌دهد. تعداد شهرهاي كشور از 889 شهر در سال 1380 به 1012 شهر در سال 1385 افزايش يافته است و يا تعداد شهرستان‌هاي كشور از 299 به 336 شهرستان تبديل شده است. از طرف ديگر تعداد آبادي‌هاي داراي سكنه كشور در سال 1375، 68122 آبادي بوده است كه تا سال 1385 به 63904 آبادي كاهش يافته است. بديهي است تبديل روستا به شهر يا تشكيل شهرستان‌هاي جديد عاملی است كه موجب تغييرات عمده‌ي جمعيتي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در شهر يا شهرستان‌هاي جديد مي‌شود.
4- نياز به واحد مسكوني : آمار نشان مي‌دهد تعداد صدور پروانه ساختمانی در نقاط شهری کشور از 154254 مورد در سال 1380 به 211813 مورد در سال 1385 افزایش یافته است. در فاصله سال های 1385-1380 بالغ بر یک میلیون پروانه ساختمانی صادر شده است. با توجه به اینکه کشور در حال گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن می باشد، به گونه ای که این وضعیت باعث شده تا تعداد خانوارهای هسته ای در مقابل خانوارهای گسترده در حال افزایش باشد، انتظار می رود در سال های بعد از 1385 با تغییرات بیشتری رو به رو باشیم. بنابراین به منظور هرگونه سياست گذاري و سرمايه گذاري در امر مسكن، دسترسی به اطلاعات جدید و بهنگام لازم و اجتناب ناپذير مي باشد.
5- فارغ التحصیلان آموزش عالی : تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی از 127117 نفر در سال 1380 به 130504 نفر در سال 1385 افزایش یافته است. به عبارتی در این دوره حدود 2 میلیون نفر فارغ التحصیل دانشگاهی داشتیم که اگر سرشماری 1385 انجام نمی شد از اطلاعات آنها کاملا بی اطلاع می ماندیم. به ویژه که این گروه از جمعیت از اهمیت به سزایی در برنامه ریزی برای فعالیت و اشتغال برخوردار می باشند. گرچه این وضعیت ناشی از جوانی ساختار جمعیت و افزایش ظرفیت دانشگاه های کشور است لیکن، بررسی این آمار از دیدگاه جنسیتی نکات جالبی را نشان می دهد. به این ترتیب که مقايسه زنان فارغ التحصيل در دوره هاي عالي درسال 1380 و 1385 نشان دهنده افزايش حضور زنان در سطوح مختلف آموزش عالی در چند سال اخیر می باشد. به بیانی دیگر تعداد زنان فارغ التحصیل دانشگاهی در فاصله سال های مذکور 2/1 برابر و تعداد مردان فارغ التحصیل دانشگاهی 9/0 برابر شده است. بدیهی است که چنین تغییراتی در سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها در آموزش و اشتغال بسیار مهم می باشد.
6- ارزيابي برنامه‌ها‌ي 5 ساله‌ي توسعه‌ي اقتصادي اجتماعي كشور : با توجه به اين كه برنامه‌هاي توسعه‌ي كشور به صورت 5 ساله تهيه مي‌شوند براي ارزيابي عملكرد هر برنامه و ارزيابي ميزان پيشرفت اهداف كمي آن طي سال‌هايي كه برنامه در دست اجراست و همچنين براي هدف‌گذاري بهتر، اجراي يك سرشماري در هر برنامه‌ي 5 ساله مطلوب به نظر مي‌رسد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد مراحل نهايي تهيه‌ي برنامه‌ي 5 ساله چهارم در سال 1383 انجام شد در حالي كه براي ارزيابي برنامه‌ي سوم و هدف‌گذاري در برنامه‌ي چهارم در بسياري از موارد به نتايج آخرين سرشماري كه در سال 1375 انجام شده بود. بديهي است داشتن آمار و اطلاعات بهنگام تأثير مستقيم و مطلوب در برنامه‌ريزي‌هاي توسعه دارد.
خلاصه این که نتايج مطالعات جمعيت شناختي كه عمدتا از سرشماری های عمومی نفوس و مسکن و آمارهاي جمعيتي حاصل مي شوند، زيربناي برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي خرد و كلان هر سرزميني به شمار مي آيند. به عنوان مثال براي تأسيس مدرسه و مراكز آموزشي، داشتن آمار دقيق درمورد جمعيت در سن تحصيل به تفكيك سن و جنس، براي ايجاد فرصت هاي شغلي داشتن آمار صحيح از جمعيت به ويژه جمعيت جوان و تحصيل كرده به تفكيك سن و جنس، براي توليد انواع مختلف محصولات كشاورزي، داشتن آمار صحيح از جمعيت و جمعيت مصرف كننده، براي ايجاد اماكن فرهنگي، ورزشي، آموزشي و بهداشتي دسترسي به آمار دقيق جمعيت به تفكيك سن و جنس، براي سياست گذاري و سرمايه گذاري در امر مسكن داشتن اطلاعات در خصوص جمعيت و بعد خانوار و .... لازم و اجتناب ناپذير مي باشد. بديهي است كه برنامه ريزي و سياستگذاري بدون توجه به آمارهاي جمعيتي جدید و به روز مي تواند صدمات جبران ناپذيري را به سرمايه و ثروت ملي وارد نمايد.
بنابراين با توجه به تحولات سريع جمعيت و تغيير الگوي ساخت وسازمسكن و نيز تغيير تقسيمات جغرافيايي وسيع در سطح كشور، بر اساس مصوبه شماره 26581/ت 537147 مورخ 86/2/24 هيات دولت، مقرر شد در سال 1390 نيز سرشماري عمومي نفوس و مسكن اجرا شود.

سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390
سرشماري سال 1390 طي دو مرحله آزمايش شده است:
• اولين آزمايش در پاییز سال 1388 با هدف شناسايي اقلام اطلاعاتي حساس و بررسي تاثير شيوه هاي جديد گردآوری اطلاعات، آموزش، استخراج و ... بر نتايج سرشماري اجرا شد.
• دومین آزمایش و به عبارتی آزمایش اصلی در سطحی وسیع تر و پس از بهره برداری از نتایج حاصل از آزمایش اول، در پاییز 1389 اجرا شد.
• در مدت کوتاهی پس از انجام آزمایش سرشماری 1389کلیه روش های جدید مورد بررسی و ارزیابی گروه ها و کمیته های ذیربط قرار گرفت و نتیجه آن شد تا در سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1390، شکل ظاهری پرسشنامه به صورت سطری، شیوه تکمیل پرسشنامه به صورت چهره به چهره و استخراج به روش ICR باشد.
• در سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 از 4 فرم استفاده می شود:
1. فرم1 – فرم فهرست برداری
2. فرم 2- پرسشنامه خانوار
3. فرم 3- پرسشنامه خانوارهای دسته جمعی
4. فرم 4- شناسنامه آبادی

اقلام سرشماري عمومي نفوس ومسكن 1390
الف- اقلام مرتبط با خانوار و جمعيت
• نوع خانوار
• نام و نام خانوادگي افراد خانوار
• شماره ملي
• بستگي با سرپرست خانوار 
• عضويت مادر در خانوار
• وضع اقامت
• جنس ( مرد يا پسر / زن يا دختر)
• تاريخ تولد‌ ( سال / ماه / روز )
• سن
• محل تولد
• دين
• تابعيت
• وضع معلولیت
• مهاجرت ( در پنج سال گذشته آبان 1385 تا آبان 1390)
• مدت اقامت در همين شهر يا آبادي (به سال تمام) براي مهاجران
• وضع زناشويي
• علت تغییر محل اقامت قبلی براي مهاجران
• نام شهرستان محل اقامت قبلي (براي خارج از كشور، نام كشور) براي مهاجران
• وضع سواد
• پايه، دوره يا مدرك تحصيلي
• رشته ت

در-مورد-اتفاقی-بزرگ-در-کشور-ایران(سرشماری-عمومی-مسکن-ونفوس1390) در-مورد-اتفاقی-بزرگ-در-کشور-ایران(سرشماری-عمومی-مسکن-ونفوس1390) در-مورد-اتفاقی-بزرگ-در-کشور-ایران(سرشماری-عمومی-مسکن-ونفوس1390) در-مورد-اتفاقی-بزرگ-در-کشور-ایران(سرشماری-عمومی-مسکن-ونفوس1390) در-مورد-اتفاقی-بزرگ-در-کشور-ایران(سرشماری-عمومی-مسکن-ونفوس1390) امتیاز : 450 دیدگاه(0)

تاریخ: سه شنبه 26 مهر 1390 ساعت: 8:02 ب.ظ بازدید: 1977 نویسنده: میرزا حسن

جملات ورزشی رهبری

*اگر بخواهید جسم را به قدرت، به زیبایى، به توانایى، به بروز قدرتها و استعدادهاى گوناگون برسانید، باید ورزش كنید.

*اگر در یك جمله‏ى كوتاه از من بپرسند كه شما از جوان چه مى‏خواهید، خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش.

*طلبه‏ها باید ورزش كنند؛ طلبه‏ها باید كوهنوردى بروند.

*كوهنوردى امتیازات برجسته و ممتازى دارد. مهمترینش همان عزم و اراده‏ى بین انسان و انگیزه‏هاى درونى خود او است.

*من مى‏خواهم ورزش جانبازان را هم، به طور مؤكّد متذكر شوم. البته، الحمدللَّه ورزش جانبازان خوب بود. الحمدللَّه در میدانها خوب بوده. *همین‏طور كه شما گفتید، در المپیك مدالها و افتخارات بیشتر و چهره‏هاى بهترى كسب كردند؛ اما بخصوص، روى اینها كار بكنید. علت آن هم این است كه جانبازان، سابقه‏ى جبهه دارند. اینها یك قهرمانى را انجام دادند، یعنى وضع جسمانى آنها، نشان‏دهنده‏ى قهرمانى است. *كارى است كه كردند و یك پرونده، با اینها همراه است. بنابراین، اینها آن‏جا امتحان دادند؛ باز هم مى‏توانند در میدانهاى ورزشى، ان‏شاءاللَّه امتحان بدهند.

*من ورزش را براى همه لازم مى‏دانم. [كوهنوردى‏] یك ورزش سنگین، خیلى باابهت و خوب است؛ بنابراین لازم است.

*ورزش زنان، كار لازمى است. زنان هم نصف جمعیت كشورند؛ باید ورزش بكنند؛ اما محیط ورزش زنان، بایستى به گونه‏یى باشد كه با حدود اسلامى، مطلقاً مساسى پیدا نكند.

*ورزش كوهپیمایى و راهپیمایى در كوه كارى است كه مى‏تواند عمومى، یعنى براى زن و مرد و بچه و بزرگ باشد؛ از همه‏ى ورزشهاى دیگر هم كم‏خرجتر است.

*ورزش، اطمینان و اعتماد نفس در انسان ایجاد مى‏كند. جوان را به خودش مطمئن و خاطر جمع مى‏كند. خاصیت طبیعى ورزش این است كه آنها را از آن حالت خمود و ركود بیرون مى‏آورد.


جملات-ورزشی-از-ولی-امر-مسلمین جملات-ورزشی-از-ولی-امر-مسلمین جملات-ورزشی-از-ولی-امر-مسلمین جملات-ورزشی-از-ولی-امر-مسلمین جملات-ورزشی-از-ولی-امر-مسلمین امتیاز : 549 دیدگاه(0)

تاریخ: سه شنبه 26 مهر 1390 ساعت: 8:01 ب.ظ بازدید: 256 نویسنده: میرزا حسن

بیانات امام خمینی(ره) در مورد ورزش

امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی

 

نعمت ورزش کردن

من خودم ورزشکار نیستم اما ورزشکارها را دوست دارم «اُحب الصالحین و لست منهم».

از خدای تبارک و تعالی خواهانم که شما جوان ها را که ذخیره ی این کشور هستید و مایه ی امید ملت و اسلام هستید هرچه بیشتر موفق کند که در همه ی ابعاد انسانی ورزش کنید. یک بعدش این بعدی است که شما متخصص در آن هستید و امید است که بعدهای دیگری هم که انسان دارد و انسانیت دارد در شما رشد کند.

ورزشکارها همیشه اینطور بودند که یک روح سالمی داشتند، از باب اینکه توجه به شهوات و لذات نداشتند، توجه به یک فعالیت جسمی داشتند که عقل سالم در بدن سالم است.

شما اگر دقت کنید در حال جامعه ها و طبقات جامعه می بینید که آن هایی که در عیش و عشرت می گذرانند، حقیقتاً عیش و عشرت نیست؛ بدنها افسرده، روحها پژمرده و کسالت سرتا پای آنها را گرفته است. اگر دو ساعت عشرت می کنند، بیست و دو ساعت در ناراحتی او هستند. آنهایی که اهل خدا هستند، توجه به خدا دارند، ورزش جسمی می کنند و ورزش روحی؛ آنها در تمام مدت، اشخاصی هستند که پژمردگی و افسردگی در آنها نیست، و این یک نعمتی است از خدای تبارک و تعالی، که خداوند نصیب همه بکند، ان شاءالله.

ورزشکاران نمونه و صدور انقلاب

شما نمونه باشید در کشورهای دیگر، که شماها از جمهوری اسلامی هستید. ما امروز احتیاج به این داریم که اسلام را در هر جا تقویت کنیم و درهر جا پیاده کنیم و از مملکت خودمان اسلام را به جاهای دیگر به آن معنایی که در مملکت الان حاصل شده است صادر کنیم و یکی از وجه صدورش همین شما جوانها هستید که در سایر کشورها که می روید، جمعیتهای زیادی به تماشای شما و قدرتهای شما می آیند. باید طوری بکنید که این جمعیتهای زیاد را دعوت کنید عملاً به اسلام. در اعمالتان، در رفتارتان، در کردارتان طوری باشید که نمونه باشد برای جمهوری اسلامی، و جمهوری اسلامی با شما به جاهای دیگر هم ان شاءالله برود.

ملتها دوستدار حق و ارزشهای انسانی هستند

همه موفق و مؤید باشید و ادامه بدهید به کارتان و همان طوری که در ورزشکاری دارید قدم بر می دارید، برای ملتتان هم قدم بردارید و این هم برای ملت است،… شما بازوان قدرتمند این جامعه هستید…

ملتها با حق اند، ملتها با چیزهایی هستند که ارزشهای انسانی است. این دولتها هستند که بسیاری از آنها از این ارزشهای انسانی هیچ اطلاعی ندارند. شما هم وقتی که آنجاها می روید با ملتها تماس دارید و ملتها به تماشای شما می آیند. همان طوری که عرضه می دارید ارزشهای بدنی خودتان را، قدرتهای بدنی خودتان را و برای ایران ارزش قائل می شوید و ارزش ایران را به آنها حکایت و نمایش می دهید، ارزشهای اخلاقی، ارزشهای اعمالی، ارزشهای عقیدتی، اینها هم توسط خود شما ان شاءالله در آنجاها منتشر بشود. و در اینجا هم که هستید به خدمت این جامعه باشید.

جامعه ی ما احتیاج به جوانها دارد و خدمت جوانها. اسلام امروز احتیاج دارد به اینکه این جوانها که در اینجا هستند و زورمند و قدرتمند هستند و قدرت روحی هم دارند، اینها همه کوشش کنند تا این کشور از شر مفسدین نجات پیدا کند. خداوند همه شما را موفق و مؤید و منصور کند و برای ما نگه دارد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


بیانات-امام-خمینی(ره)درمورد-ورزش بیانات-امام-خمینی(ره)درمورد-ورزش بیانات-امام-خمینی(ره)درمورد-ورزش بیانات-امام-خمینی(ره)درمورد-ورزش بیانات-امام-خمینی(ره)درمورد-ورزش امتیاز : 574 دیدگاه(0)

تاریخ: سه شنبه 26 مهر 1390 ساعت: 7:58 ب.ظ بازدید: 209 نویسنده: میرزا حسن

فوتبال از نگاه دکتر شریعتی

دکتر علی شریعتی یکی از متفکران اسلامی معاصر بود.

دیروز سی امین سالروز درگذشت این شخصیت ایرانی بود. او  به ورزش و فوتبال نگاهی وسیع داشت. متن زیر را بخوانید تا با نگرش او به ورزش هم تا حدودی آشنا شوید ؛

جالب تر آن است که شریعتی علاوه بر "هنر" به استفاده از "ورزش" به عنوان یک پدیده ی اجتماعی که قدرت "جمع کردن" انسانها را دارد، نیز اندیشیده بود. صغیری در خاطراتش در این باره می گوید:

 "یادم است ایامی که در حسینیه ی ارشاد بودم، دکتر با جمعی از دوستانش قصد داشت واحد ورزش حسینیه ی ارشاد را هم راه اندازی کند. معتقد بود که امروزه فوتبال به یک پدیده ی اجتماعی مهمی تبدیل شده و این قدرت را دارد که صد هزار نفر را در استادیوم جمع کند . دکتر اعتقاد داشت که چرا ما نباید برای مطرح کردن حرف و پیام خودمان از این فرصت مناسب استفاده کنیم. حتی معتقد بود که باید حسینیه ی ارشاد تیم فوتبال تشکیل بدهد و فوتبالیست های ماهر و مطرح را جذب خود بکند و نیروهای مستعد را پرورش دهد. البته تیم فوتبال تشکیل نشد اما دکتر حتی فکر این کار را هم کرده بود."


فوتبال-ومرحوم-دکتر-شریعتی فوتبال-ومرحوم-دکتر-شریعتی فوتبال-ومرحوم-دکتر-شریعتی فوتبال-ومرحوم-دکتر-شریعتی فوتبال-ومرحوم-دکتر-شریعتی امتیاز : 526 دیدگاه(0)

آخرین مطالب

چهارشنبه 05 تیر 1392
پنجشنبه 13 تیر 1392
شنبه 08 تیر 1392
جمعه 07 تیر 1392
جمعه 07 تیر 1392
پنجشنبه 06 تیر 1392
چهارشنبه 05 تیر 1392
چهارشنبه 05 تیر 1392
پنجشنبه 13 تیر 1392
شنبه 12 اسفند 1391

مطالب محبوب

یکشنبه 15 بهمن 1391
جمعه 27 بهمن 1391
سه شنبه 26 مهر 1390
دوشنبه 22 اسفند 1390
شنبه 12 اسفند 1391

صفحات مطالب

نظرسنجی
کلا" معبر باشه یا نه؟؟؟؟



نتايج|| آرشیو نظرسنجی