Warning: strtotime(): Invalid date.timezone value 'America/New York', we selected the timezone 'UTC' for now. in /home/blogveb/domains/blogveb.com/public_html/include/blogs_module/blog/previ.php on line 14
 معبرسایبری میرزا حسن

تاریخ: پنجشنبه 14 مهر 1390 ساعت: 2:43 ب.ظ بازدید: 332 نویسنده: میرزا حسن

خاطره‌ای از تشرف مقام معظم رهبری به حرم امام رضا (ع)

حجت‌الاسلام حقانی نقل می‌کند: هنگام غبارروبی مرقد مطهر حضرت امام رضا (ع) خدام حرم دستمال‌های سفید آغشته به گلاب ناب را برای غبارروبی به افراد می‌دهند. مقام معظم رهبری پس از مقداری غبار‌روبی، دستمال را به سر و صورت خود می‌کشند.

به گزارش فارس، حجت‌الاسلام حقانی در خصوص تشرف حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بارگاه حضرت علی‌بن موسی‌الرضا (ع) می‌گوید: هنگام غبار روبی مرقد مطهر حضرت امام رضا (ع) خدام حرم دستمال‌های سفید آغشته به گلاب ناب رابرای غبارروبی به افراد می‌دهند. مقام معظم رهبری پس از مقداری غبار‌روبی، دستمال را به سر و صورت خود می‌کشند. ایشان در یکی از غبار‌روبی‌ها به آقای واعظ طبسی (تولیت آستان قدس رضوی) فرمودند: آیا می‌توانم این دستمال متبرک را برای خود بردارم؟
مقام معظم رهبری، تولیت آستان قدس رضوی را به آقای واعظ طبسی سپرده بودند، ولی با این حال، برای برداشتن پارچه متبرک به غبار ضریح امام رضا (ع) از او اجازه می‌گیرند. احترام مقام معظم رهبری به قانون برای همه ما درس است.
ایشان پس از کسب اجازه از آقای واعظ طبسی در حالی که چشم‌هایشان پر از اشک بود و به راز و نیاز مشغول بودند، با دقت، دستمال را تا کردند و در جیب خود گذاشتند. برای ما خیلی زیبا بود که آقا در آن حال، این همه توجه دارند که دستمال متبرک را تا کنند و با نظم کامل در جیب خود قرار دهند.

****

زمانی که ضریح مطهر حضرت امام رضا (ع) در حال تعویض بود، در خدمت مقام معظم رهبری به پابوسی امام هشتم (ع) مشرف شدیم. مقام معظم رهبری برای زیارت در کنار مرقد آن امام (ع)، مشغول راز و نیاز بودند، چون ضریح را برداشته بودند حضور در کنار قبر رنگ و بوی دیگری داشت.
بعد از پایان راز و نیاز حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، آقای واعظ طبسی به ایشان عرض کردند: آقا زاده هم بیایند نزدیک‌تر تا از نزدیک امام را زیارت کنند. معظم‌له فرمودند: پس بقیه چی؟ این دقت را همواره حضرت آقا دارند. ایشان امتیاز ویژه و خاصی را برای فرزندانشان قایل نیستند. در آن روز هم فرمودند: اگر بقیه افراد می‌توانند از نزدیک قبر امام هشتم (ع) را زیارت کنند، فرزندان هم بیایند. پس از بیان آقا همه توفیق حضور یافتند.
مقام معظم رهبری در خصوص حضرت علی‌بن‌موسی الرضا (ع) فرمودند: «آستان قدس رضوی، مطاف فرشتگان و کروبیان و قبله اهل دل و ملجأ و پناه مؤمنان صادق امروز به برکت طلوع خورشید انقلاب اسلامی، پایگاه بلند اندیشه طلوع اسلام و پرچم معارف قرآن نیز هست.»
«اساس کار وجود مقدس علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) کار فرهنگی و تبلیغی بوده است.»


خاطره‌ای-از-تشرف-مقام-معظم-رهبری-به-حرم-امام-رضا-(ع) خاطره‌ای-از-تشرف-مقام-معظم-رهبری-به-حرم-امام-رضا-(ع) خاطره‌ای-از-تشرف-مقام-معظم-رهبری-به-حرم-امام-رضا-(ع) خاطره‌ای-از-تشرف-مقام-معظم-رهبری-به-حرم-امام-رضا-(ع) خاطره‌ای-از-تشرف-مقام-معظم-رهبری-به-حرم-امام-رضا-(ع) امتیاز : 551 دیدگاه(0)

تاریخ: پنجشنبه 14 مهر 1390 ساعت: 2:39 ب.ظ بازدید: 321 نویسنده: میرزا حسن

بايد اعتراف كنيم كه زندگى ائمه ، عليهم‏السلام، بدرستى شناخته‏نشده و ارج و منزلت جهاد مرارت‏بار آنان حتى بر شيعيانشان نيز پوشيده مانده است. على‏رغم هزاران كتاب كوچك و بزرگ و قديم و جديد درباره زندگى ائمه ، عليهم‏السلام، امروز همچنان غبارى از ابهام و اجمال، بخش عظيمى از زندگى اين بزرگواران را فرا گرفته وحيات سياسى برجسته‏ترين چهره‏هاى خاندان نبوت كه دو قرن و نيم از حساسترين دورانهاى تاريخ اسلام را دربرمى‏گيرد با غرض‏ورزى يا بى‏اعتنايى و يا كج‏فهمى بسيارى از پژوهندگان و نويسندگان روبرو شده است. اين است كه ما از يك تاريخچه مدون و مضبوط درباره زندگى پرحادثه و پرماجراى آن پيشوايان، تهيدستيم .

زندگى امام هشتم ،عليه‏السلام، كه قريب بيست‏سال از اين دوره تعيين كننده و مهم را فراگرفته از جمله برجسته‏ترين بخشهاى آن است كه بجاست درباره آن تامل و تحقيق لازم به كار رود .

مهمترين چيزى كه در زندگى ائمه ، عليهم‏السلام، به‏طور شايسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر «مبارزه حاد سياسى» است. از آغاز نيمه دوم قرن اول هجرى كه خلافت اسلامى به‏طور آشكار با پيرايه‏هاى سلطنت آميخته شد و امامت اسلامى به حكومت جابرانه پادشاهى بدل گشت، ائمه اهل بيت ،عليهم‏السلام، مبارزه سياسى خود را به‏شيوه‏اى متناسب با اوضاع و شرايط، شدت بخشيدند.

اين‏مبارزه‏بزرگترين‏هدفش تشكيل نظام اسلامى و تاسيس حكومتى بر پايه امامت‏بود. بى‏شك تبيين و تفسير دين با ديدگاه مخصوص اهل بيت وحى، و رفع تحريف‏ها و كج‏فهمى‏ها از معارف اسلامى‏و احكام‏دينى نيز هدف مهمى براى جهاد اهل بيت‏به حساب مى‏آمد. اما طبق قرائن حتمى، جهاد اهل بيت‏به اين هدفها محدود نمى‏شد و بزرگترين هدف آن، چيزى جز تشكيل حكومت علوى و تاسيس نظام عادلانه اسلامى نبود. بيشترين‏دشواريهاى‏زندگى‏مرارت‏بار و پر از ايثار ائمه و ياران آنان به خاطر داشتن اين هدف بود و ائمه ، عليهم‏السلام، از دوران امام سجاد ، عليه‏السلام، وبعدازحادثه عاشورا به زمينه‏سازى دراز مدت براى اين مقصود پرداختند.

در تمام دوران صدو چهل ساله ميان حادثه عاشورا و ولايتعهدى‏امام هشتم ،عليه‏السلام، جريان وابسته به امامان اهل بيت‏يعنى شيعيان هميشه بزرگترين و خطرناكترين دشمن دستگاههاى خلافت‏به حساب مى‏آمد. در اين مدت بارها زمينه‏هاى آماده‏اى پيش آمد و مبارزات تشيع كه بايد آن را نهضت علوى نام داد به پيروزيهاى بزرگى نزديك گرديد.

اما، در هر بار موانعى برسر راه پيروزى نهايى پديد مى‏آمد و غالبا بزرگترين ضربه از ناحيه تهاجم بر محور و مركز اصلى اين نهضت، يعنى‏شخص‏امام‏در هر زمان و به زندان افكندن يا به شهادت رساندن آن حضرت وارد مى‏گشت و هنگامى‏كه‏نوبت‏به امام بعد مى‏رسيد اختناق و فشار و سختگيرى به حدى بود كه براى آماده كردن زمينه به زمان طولانى ديگرى نياز بود .

ائمه ،عليهم‏السلام، در ميان طوفان سخت اين حوادث هوشمندانه و شجاعانه تشيع را همچون جريانى كوچك اما عميق و تند و پايدار از لابه‏لاى گذرگاههاى دشوار و خطرناك گذراندند . و خلفاى اموى و عباسى در هيچ زمان نتوانستند با نابود كردن امام، جريان امامت را نابود كنند و اين خنجر برنده همواره در پهلوى دستگاه خلافت، فرو رفته ماند و به صورت تهديدى هميشگى آسايش‏راازآنان‏سلب‏كرد.هنگامى‏كه حضرت‏موسى‏بن‏جعفر،عليه‏السلام، پس از سالها حبس در زندان هارونى مسموم و شهيد شد در قلمرو وسيع سلطنت عباسى اختناقى كامل حكمفرمابود .در آن فضاى گرفته كه به گفته يكى از ياران‏امام‏على‏بن موسى، عليه‏السلام، «از شمشير هارون خون مى‏چكيد».

بزرگترين هنر امام معصوم و بزرگوار ما آن بود كه توانست درخت تشيع را از گزند طوفان حادثه سلامت‏بدارد و از پراكندگى و دلسردى ياران پدر بزرگوارش مانع شود و با شيوه تقيه‏آميز و شگفت‏آورى جان خود را كه محور و روح جمعيت‏شيعيان بود حفظ كرد و در دوران قدرت مقتدرترين خلفاى بنى‏عباس و در دوران استقرار و ثبات كامل آن رژيم مبارزات عميق امامت را ادامه داد. تاريخ نتوانسته است ترسيم روشنى از دوران ده‏ساله زندگى امام هشتم در زمان هارون و بعد از او در دوران پنج‏ساله‏جنگهاى‏داخلى‏ميان‏خراسان و بغداد به ما ارائه كند. اما به تدبر مى‏توان فهميد كه امام هشتم در اين دوران همان مبارزه دراز مدت اهل بيت ،عليهم‏السلام، را كه در همه اعصار بعد از عاشورا استمرار داشته با همان جهت‏گيرى و همان اهداف ادامه مى‏داده است. هنگامى كه مأمون در سال صد و نود و هشت از جنگ قدرت با امين فراغت‏يافت و لافت‏بى‏منازع را به چنگ آورد يكى از اولين تدابير او حل مشكل علويان و مبارزات تشيع بود، او براى اين منظور، تجربه همه خلفاى سلف خود را پيش چشم داشت.

تجربه‏اى كه نمايشگر قدرت ، وسعت و عمق روزافزون آن نهضت و ناتوانى دستگاههاى قدرت از ريشه‏كن كردن و حتى متوقف و محدود كردن آن بود. او مى‏ديد كه سطوت و حشمت هارونى حتى با به‏بندكشيدن طولانى و بالاخره مسموم كردن امام هفتم در زندان هم نتوانست از شورشها و مبارزات سياسى، نظامى، تبليغاتى و فكرى شيعيان مانع شود. او اينك در حالى كه از اقتدار پدر و پيشينيان خود نيز برخوردار نبود و بعلاوه بر اثر جنگهاى داخلى ميان بنى عباس، سلطنت عباسى را در تهديد مشكلات بزرگى مشاهده مى‏كرد بى‏شك لازم بود به خطر نهضت علويان به چشم جدى‏ترى بنگرد. شايد مأمون در ارزيابى خطر شيعيان براى دستگاه خود واقع‏بينانه فكر مى‏كرد. گمان زياد بر اين است كه فاصله پانزده ساله بعد از شهادت امام هفتم تا آن روز و بويژه فرصت پنج‏ساله جنگهاى داخلى، جريان تشيع را از آمادگى‏بيشترى‏براى‏برافراشتن‏پرچم حكومت‏علوى‏برخوردار ساخته بود.

مأمون اين خطر را زيركانه حدس زد و درصدد مقابله با آن برآمد و به دنبال همين ارزيابى و تشخيص بود كه ماجراى دعوت امام هشتم از مدينه به خراسان و پيشنهاد الزامى وليعهدى به آن حضرت پيش آمد و اين حادثه كه در همه دوران طولانى امامت كم‏نظير و يا در نوع خود بى‏نظير بود تحقق يافت.

اكنون جاى آن است كه باختصار، حادثه وليعهدى را مورد مطالعه قرار دهيم.

در اين حادثه امام هشتم على‏بن موسى‏الرضا ،عليه‏السلام، در برابر يك تجربه تاريخى عظيم قرار گرفت و در معرض يك نبرد پنهان سياسى كه پيروزى يا ناكامى آن مى‏توانست‏سرنوشت تشيع را رقم بزند، واقع شد.

دراين نبرد رقيب كه ابتكار عمل را به دست داشت و با همه امكانات به ميدان آمده بود مأمون بود. مأمون با هوشى سرشار و تدبيرى قوى و فهم ودرايتى‏بى‏سابقه‏قدم در ميدانى نهاد كه اگر پيروز مى‏شد و مى‏توانست آنچنان كه برنامه‏ريزى كرده بود كار را به انجام برساند، يقينا به هدفى دست مى‏يافت كه از سال چهل هجرى يعنى از شهادت على‏بن ابى‏طالب ،عليه‏السلام، هيچ يك از خلفاى‏اموى و عباسى با وجود تلاش خود نتوانسته بودند به آن دست‏يابند، يعنى مى‏توانست درخت تشيع را ريشه‏كن كند و جريان معارضى راكه همواره همچون خارى در چشم سردمداران خلافتهاى طاغوتى فرو رفته بود به كلى نابود سازد.

اما امام هشتم با تدبيرى الهى بر مامون‏فائق آمد و او را در ميدان نبرد سياسى كه خود به وجود آورده بود به‏طور كامل شكست داد و نه فقط تشيع، ضعيف يا ريشه‏كن نشد بلكه حتى‏سال‏دويست و يك هجرى، يعنى سال ولايتعهدى آن حضرت، يكى از پربركت‏ترين‏سالهاى‏تاريخ‏تشيع شد و نفس تازه‏اى در مبارزات علويان دميده شد؛ و اين همه به بركت تدبير الهى امام هشتم و شيوه حكيمانه‏اى بودكه‏آن‏امام‏معصوم‏دراين آزمايش بزرگ از خويشتن نشان داد.

براى اينكه پرتوى بر سيماى اين حادثه عجيب افكنده شود به تشريح كوتاهى‏ازتدبيرمامون‏وتدبيرامام در اين حادثه مى‏پردازيم.

مامون‏ازدعوت‏امام‏هشتم‏به‏خراسان چند مقصود عمده را تعقيب مى‏كرد: اولين و مهمترين آنها، تبديل صحنه مبارزات حاد انقلابى شيعيان به عرصه‏فعاليت‏سياسى‏آرام‏و بى‏خطر بود . همان‏طور كه گفتم شيعيان در پوشش‏تقيه،مبارزاتى خستگى‏ناپذير و تمام نشدنى داشتند، اين مبارزات كه با دو ويژگى همراه بود، تاثير توصيف‏ناپذيرى‏در برهم زدن بساط خلافت داشت، آن دو ويژگى، يكى مظلوميت‏بود و ديگرى قداست.

شيعيان با اتكاء به اين دو عامل نفوذ، انديشه شيعى را كه همان تفسير و تبيين اسلام از ديدگاه ائمه اهل‏بيت است، به زواياى دل و ذهن مخاطبان‏خودمى‏رساندندوهركسى‏را كه از اندك آمادگى برخوردار بود، به آن طرز فكر متمايل و يا مؤمن مى‏ساختند و چنين بود كه دائره تشيع، روز به روز در دنياى اسلام گسترش‏مى‏يافت و همان مظلوميت و قداست‏بودكه با پشتوانه تفكر شيعى اينجاو آنجا در همه دورانها قيامهاى مسلحانه وحركات‏شورشگرانه‏را بر ضددستگاههاى‏خلافت‏سازماندهى مى‏كرد.

مأمون مى‏خواست‏يكباره آن خفا و استتار را از اين جمع مبارز بگيرد و امام را از ميدان مبارزه انقلابى به ميدان‏سياست‏بكشاندو به اين وسيله كارايى‏نهضت‏تشيع‏راكه بر اثر همان استتار و اختفا روز به روز افزايش يافته بود به صفر برساند. با اين كار مأمون آن دو ويژگى مؤثر و نافذ را نيز از گروه علويان مى‏گرفت زيرا جمعى‏كه‏رهبرشان‏فردممتازدستگاه خلافت و وليعهد پادشاه مطلق‏العنان وقت‏و متصرف در امور كشور است نه مظلوم است و نه آن چنان مقدس.

اين تدبير مى‏توانست فكر شيعى را هم در رديف بقيه عقايد و افكارى كه درجامعه طرفدارانى داشت قرار دهد و آن‏را از حد يك تفكر مخالف دستگاه كه اگرچه از نظر دستگاهها ممنوع و مبغوض‏است‏ازنظر مردم بخصوص ضعفا پرجاذبه و استفهام برانگيز است‏خارج سازد.

دوم، تخطئه مدعاى تشيع مبنى بر غاصبانه بودن خلافتهاى اموى و عباسى و مشروعيت دادن به اين خلافتهابود، مأمون با اين كار به همه شيعيان‏مزورانه‏ثابت‏مى‏كردكه‏ادعاى غاصبانه‏و نامشروع بودن خلافتهاى مسلطكه‏همواره‏جزء اصول اعتقادى شيعه به حساب مى‏آمده است‏يك حرف بى‏پايه و ناشى از ضعف و عقده‏هاى حقارت بوده است، چه اگر خلافتهاى ديگران نامشروع و جابرانه بود خلافت مامون‏هم‏كه جانشين‏آنهاست‏مى‏بايد نامشروع و غاصبانه باشد و چون على‏بن‏موسى الرضا، عليه‏السلام، با ورود در اين دستگاه و قبول جانشينى مأمون او را قانونى و مشروع دانسته پس بايد بقيه‏خلفا هم از مشروعيت‏برخوردار بوده‏باشند و اين، نقض همه ادعاهاى شيعيان است، با اين كار نه فقط مأمون از على‏بن موسى‏الرضا ، عليه‏السلام، بر مشروعيت‏حكومت‏خود و گذشتگان اعتراف مى‏گرفت‏بلكه يكى از اركان اعتقادى تشيع يعنى ظالمانه بودن پايه حكومتهاى قبلى را نيز درهم مى‏كوبيد.

علاوه بر اين ادعاى ديگر شيعيان مبنى بر زهد و پارسايى و بى‏اعتنايى ائمه به‏دنيانيزبا اين كار نقض مى‏شد كه‏آن‏حضرات‏فقط در شرايطى كه به دنيا دسترسى نداشته‏اند نسبت‏به آن زهد مى‏ورزيدند و اكنون كه درهاى بهشت دنيا به روى آنان باز شدبه‏سوى آن شتافتند ومثل ديگران خود را از آن متنعم كردند.

سوم، اينكه‏مامون‏با اين كار، امام را كه‏همواره‏يك‏كانون‏معارضه‏ومبارزه بود دركنترل دستگاههاى خود قرار مى‏داد. به جز خود آن حضرت، همه سران و گردنكشان و سلحشوران علوى را نيز در سيطره خود درمى‏آورد و اين موفقيتى بود كه هرگز هيچ يك از اسلاف مأمون چه بنى‏اميه و چه بنى‏عباس بر آن دست نيافته بودند.

چهارم، اينكه امام را كه يك عنصر مردمى و قبله اميدها و مرجع سؤالها و شكوه‏ها بود در محاصره ماموران حكومت‏قرار مى‏داد و رفته رفته رنگ مردمى بودن را از او مى‏زدود و ميان او و مردم و سپس ميان او و عواطف و محبتهاى مردم فاصله مى‏افكند.

پنجم، اين بود كه با اين‏كار براى خود وجهه و حيثيتى معنوى كسب مى‏كرد. طبيعى بود كه در دنياى آن روز همه او را بر اينكه فرزندى از پيغمبر و شخصيتى مقدس و معنوى را به وليعهدى خود برگزيده و برادران و فرزندان خود را از اين امتياز محروم ساخته است، ستايش كنند و هميشه چنين است كه نزديكى دينداران به دنياطلبان از آبروى دينداران مى‏كاهد و بر آبروى دنياطلبان مى‏افزايد.

ششم، آنكه در پندار مأمون، امام با اين‏كار به يك توجيه‏گر دستگاه خلافت‏بدل مى‏گشت، بديهى است‏شخصى در حد علمى و تقوايى امام باآن‏حيثيت‏وحرمت‏بى‏نظيرى كه وى به عنوان فرزند پيامبر در چشم همگان داشت اگر نقش توجيه حوادث را در دستگاه حكومت‏بر عهده مى‏گرفت هيچ نغمه مخالفى نمى‏توانست‏خدشه‏اى بر حيثيت آن دستگاه وارد سازد، اين خود در حكم حصار منيعى بود كه مى‏توانست همه خطاها و زشتى‏هاى دستگاه خلافت را از چشمها پوشيده بدارد .

به جز اينها هدفهاى ديگرى نيز براى مأمون متصور بود.

چنانكه مشاهده مى‏شود اين تدبير به‏قدرى پيچيده و عميق است كه يقيناهيچ‏كس‏جز مأمون نمى‏توانست آن را بخوبى هدايت كند و بدين جهت‏بود كه دوستان و نزديكان مأمون از ابعاد و جوانب آن بى‏خبر بودند. از برخى گزارشهاى تاريخى چنين برمى‏آيد كه حتى «فضل‏بن سهل» وزير و فرمانده كل و مقربترين فرد دستگاه خلافت نيز از حقيقت و محتواى اين سياست، بى‏خبر بوده است.مامون‏حتى‏براى‏اينكه هيچ‏گونه ضربه‏اى‏برهدفهاى وى از اين حركت پيچيده وارد نيايد داستانهاى جعلى براى‏علت‏وانگيزه‏اين اقدام مى‏ساخت و به اين و آن مى‏گفت.

حقا بايد گفت‏سياست مأمون از پختگى و عمق بى‏نظيرى برخوردار بود. اما آن سوى ديگر اين صحنه نبرد، امام على‏ابن موسى‏الرضا ، عليه‏السلام،است و همين است كه على‏رغم زيركى شيطنت‏آميز مأمون تدبير پخته و همه جانبه او را به حركتى بى‏اثر و بازيچه‏اى كودكانه بدل مى‏كند، مأمون با قبول آن همه زحمت و با وجود سرمايه‏گذارى عظيمى كه در اين راه كرد از اين عمل نه تنها طرفى بر نبست‏بلكه سياست او به سياستى بر ضد او بدل شد. تيرى كه با آن، اعتبار و حيثيت و مدعاهاى امام على‏بن موسى‏الرضا ، عليه‏السلام، را هدف گرفته شده بود خود او را آماج قرار داد، به طورى‏كه بعد از گذشت مدتى كوتاه ناگزير شد همه تدابير گذشته خود را كان‏لم‏يكن شمرده، بالاخره همان شيوه‏اى را در برابر امام در پيش بگيرد كه همه گذشتگانش درپيش‏گرفته‏بودنديعنى «قتل» و مأمون كه در آرزوى چهره قداست مآب خليفه‏اى موجه و مقدس و خردمند، اين همه تلاش كرده بود سرانجام در همان مزبله‏اى كه همه خلفاى پيش از او در آن سقوط كرده بودند، يعنى فساد و فحشا و عيش و عشرت توام با ظلم و كبر فرو غلطيد. دريده شدن پرده ريا مأمون را در زندگى پانزده ساله او پس از حادثه وليعهدى در دهها نمونه مى‏توان مشاهده كرد كه از جمله آن به خدمت گرفتن قاضى القضاتى فاسق و فاجر و عياش همچون يحيى‏بن اكثم و همنشينى و مجالست با عموى خواننده و خنياگرش ابراهيم‏بن‏مهدى‏وآراستن بساط عيش و نوش و پرده‏درى در دارالخلافه او در بغداد است.

اكنون به تشريح سياستها و تدابير امام على بن موسى الرضا، عليه السلام، در اين حادثه مى‏پردازيم:

1. هنگامى كه امام را از مدينه به خراسان دعوت كردند آن حضرت فضاى مدينه را از كراهت و نارضايى خود پر كرد، به طورى كه همه كس در پيرامون امام يقين كردند كه مأمون با نيت‏سوء حضرت‏را از وطن خود دور مى‏كند، امام بد بينى خود به مأمون را با هر زبان ممكن به همه گوشها رساند، در وداع با حرم پيغمبر، در وداع با خانواده‏اش، در هنگام خروج از مدينه، در طواف كعبه كه براى وداع انجام مى‏داد، با گفتار و رفتار با زبان دعا و زبان اشك، بر همه ثابت كرد كه اين سفر، سفر مرگ اوست، همه كسانى‏كه بايد طبق انتظار مأمون نسبت‏به اوخوش‏بين و نسبت‏به امام به خاطر پذيرش پيشنهاد او بدبين مى‏شدند در اولين لحظات اين سفر دلشان از كينه مأمون كه امام عزيزشان را اين‏طور ظالمانه از آنان جدا مى‏كرد و به قتلگاه مى‏برد لبريز شد.

2. هنگامى كه در مرو پيشنهاد ولايتعهدى آن حضرت مطرح شد حضرت بشدت استنكاف كردند و تا وقتى مأمون صريحا آن حضرت را تهديد به قتل نكرد، آن را نپذيرفتند. اين مطلب همه‏جا پيچيد كه على‏بن موسى‏الرضا ،عليه‏السلام، وليعهدى و پيش از آن خلافت را كه مأمون به او با اصرار پيشنهاد كرده بود نپذيرفته است، دست‏اندركاران امور كه به ظرافت تدبير مأمون واقف نبودند ناشيانه عدم قبول امام را همه‏جا منتشر كردند حتى فضل‏بن سهل در جمعى از كارگزاران و ماموران حكومت گفت من هرگز خلافت را چنين خوار نديده‏ام اميرالمؤمنين آن را به على‏بن موسى‏الرضا ، عليه‏السلام، تقديم مى‏كند و على‏بن موسى دست رد به سينه او مى‏زند.

خود امام در هر فرصتى، اجبارى بودن اين منصب را به گوش اين و آن مى‏رساندوهمواره مى‏گفت من تهديد به قتل شدم تا وليعهدى را قبول كردم. طبيعى بود كه اين سخن همچون عجيب‏ترين پديده سياسى، دهان به دهان و شهر به شهر پراكنده شود و همه آفاق اسلام در آن روز يا بعدها بفهمند كه در همان زمان كه كسى مثل مأمون فقط به دليل آنكه از وليعهدى برادرش امين عزل شده است‏ به جنگى چند ساله دست مى‏زند و هزاران نفر از جمله برادرش امين را به خاطر آن به قتل مى‏رساند و سر برادرش را از روى خشم شهر به شهر مى‏گرداند كسى مثل‏على‏بن‏موسى‏الرضا،عليه‏السلام، پيدا مى‏شودكه به وليعهدى با بى‏اعتنايى نگاه مى‏كند و آن را جز با كراهت و در صورت تهديد به قتل نمى‏پذيرد.

مقايسه ‏اى كه از اين رهگذر ميان امام‏على‏بن‏موسى‏الرضا،عليه‏السلام، و مأمون عباسى در ذهنها نقش مى‏بست درست عكس آن چيزى را نتيجه مى‏داد كه مأمون به خاطر آن سرمايه‏گذارى كرده بود.

3. با اينهمه على‏بن موسى‏الرضا، عليه‏السلام،فقط بدين‏شرط وليعهدى را پذيرفت كه در هيچ يك از شؤون حكومت دخالت نكند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبير امور نپردازد و مأمون كه فكر مى‏كرد فعلا در شروع كار اين شرط قابل تحمل است و بعدا بتدريج مى‏توان امام را به صحنه فعاليتهاى خلافتى كشانيد، اين شرط را از آن حضرت قبول كرد، روشن است كه با تحقق اين شرط، نقشه مأمون نقش برآب مى‏شد و بيشتر هدفهاى او برآورده نمى‏گشت.

امام در همان حال كه نام وليعهد داشت و قهرا از امكانات دستگاه خلافت‏ نيز برخوردار بود چهره‏اى به خود مى‏گرفت كه گويى با دستگاه خلافت، مخالف و به آن معترض است، نه امرى نه نهى نه تصدى مسؤوليتى، نه قبول شغلى، نه دفاعى از حكومت و طبعا نه هيچ‏گونه توجيهى براى كارهاى آن دستگاه.

روشن است كه عضوى در دستگاه حكومت كه چنين با اختيار و اراده خود، از همه مسؤوليتها كناره مى‏گيرد، نمى‏تواند نسبت‏به آن دستگاه صميمى و طرفدار باشد، مأمون بخوبى اين نقيصه را حس مى‏كرد و لذا پس از آنكه كار وليعهدى انجام گرفت‏بارها درصدد برآمد امام را بر خلاف تعهد قبلى با لطائف‏الحيل به مشاغل خلافتى بكشاند و سياست مبارزه منفى امام را نقض كند، اما هر دفعه امام هوشيارانه نقشه او را خنثى مى‏كرد.

يك نمونه همان است كه معمربن خلاد از خود امام هشتم نقل مى‏كند كه مأمون به امام مى‏گويد : اگر ممكن است‏به كسانى كه از او حرف شنوى دارند در باب مناطقى كه اوضاع آن پريشان است، چيزى بنويس و امام استنكاف مى‏كند و قرار قبلى كه همان عدم دخالت مطلق است را به يادش مى‏آورد و نمونه بسيار مهم و جالب ديگر ماجراى نماز عيد است كه مأمون به اين بهانه«كه مردم قدر تو را بشناسند و دلهاى آنان آرام گيرد»، امام را به امامت نماز عيد دعوت مى‏كند، امام استنكاف مى‏كند و پس از اينكه مأمون اصرار را به نهايت مى‏رساند امام به اين شرط قبول مى‏كند كه نماز را به شيوه پيغمبر و على‏بن ابى‏طالب به جا آورد و آنگاه امام از اين فرصت چنان بهره‏اى مى‏گيرد كه مأمون را از اصرار خود پشيمان مى‏سازد و امام را از نيمه‏راه نماز برمى‏گرداند، يعنى بناچار ضربه‏اى ديگر بر ظاهر رياكارانه خود وارد مى‏سازد .

4. اما بهره ‏بردارى اصلى امام از اين ماجرا بسى از اينها مهمتر است: امام با قبول وليعهدى، دست‏به حركتى مى‏زند كه در تاريخ زندگى ائمه پس از پايان خلافت اهل بيت در سال چهلم هجرى تا آن‏روز و تا آخر دوران خلافت‏بى‏نظير

سخنان-مقام-معظم-رهبری(حفظه-الله)در-مورد-آقا-امام-رضا(ع) سخنان-مقام-معظم-رهبری(حفظه-الله)در-مورد-آقا-امام-رضا(ع) سخنان-مقام-معظم-رهبری(حفظه-الله)در-مورد-آقا-امام-رضا(ع) سخنان-مقام-معظم-رهبری(حفظه-الله)در-مورد-آقا-امام-رضا(ع) سخنان-مقام-معظم-رهبری(حفظه-الله)در-مورد-آقا-امام-رضا(ع) امتیاز : 523 دیدگاه(0)

تاریخ: شنبه 09 مهر 1390 ساعت: 5:21 ب.ظ بازدید: 721 نویسنده: میرزا حسن
روز ولادت امام رضا( ع ) در خراسان رضوي تعطيل رسمي است
استاندار خراسان رضوي گفت : سالروز ولادت با سعادت حضرت علي ابن موسي الرضا (ع) همانند سال گذشته در اين استان تعطيل رسمي است .
روز ولادت امام رضا( ع ) در خراسان رضوي تعطيل رسمي است

'محمود صلاحي' عصر چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگاران در مشهد افزود : تعطيلي روز يكشنبه هفدهم مهر ماه جاري مصادف با ولادت هشتمين ستاره پر فروغ آسمان امامت و ولايت ،
فرصتي مغتنم براي حضوري باشكوه در برنامه هاي جشن ميلاد آن امام همام است.
وي گفت : اين تعطيلي همچنين فرصتي براي دستگاههاي خدمات رسان براي ارايه خدمات مطلوب به زائران و مجاوران ثامن الحجج حضرت علي ابن موسي الرضا ( ع ) است .


روز-ولادت-امام-رضا-(ع)در-خراسان-رضوی-باز-هم-تعطیل-اعلام-شد روز-ولادت-امام-رضا-(ع)در-خراسان-رضوی-باز-هم-تعطیل-اعلام-شد روز-ولادت-امام-رضا-(ع)در-خراسان-رضوی-باز-هم-تعطیل-اعلام-شد روز-ولادت-امام-رضا-(ع)در-خراسان-رضوی-باز-هم-تعطیل-اعلام-شد روز-ولادت-امام-رضا-(ع)در-خراسان-رضوی-باز-هم-تعطیل-اعلام-شد امتیاز : 617 دیدگاه(0)

تاریخ: پنجشنبه 14 مهر 1390 ساعت: 9:28 ب.ظ بازدید: 409 نویسنده: میرزا حسن
مستطیع

« يا علي تارك الحج و هُو مُستطيع كافر »

اي علي (ع) كسي كه مستطيع است و به حج نرود كافر است.»
( تفسير صافي، ج 1، ص 282 )

حج مبرور
 

حج مبرور (حجی که با آن خوش کلامی و اطعام دادن باشد) ، هیچ جزایی ندارد مگر بهشت.

محجة البیضاء ، ج   2 ، ص 191 


حجر الاسود
حجرالاسود دست خداست در میان خلق ، که آن بندگان مصافحه می کنند با او چون مصاحفه بنده با آقا ، یا دخیل کسی با کسی.بحارالانوار ، ج  99  ، ص  225   ، ح 22 (با اندکی تفاوت)

معنی کعبه
کعبه از آن جهت کعبه نامیده می شود که در وسط زمین قرار دارد.
من لایحضره الفقیه ،  ج 2  ،   ص  124

طواف

زینت ایمان ، اسلام و زینت کعبه ، طواف است.

مستدرک ، ج 9 ، ص 375


تفاوت نماز و طواف

طواف همچون نماز است با این تفاوت که در طواف می توانند سخن بگویند اما در نماز نه.

 سنن ترمذی ، ص 153

منزلت طواف کننده

خداوند به طواف کنندگان فخر می کند و اگر قرار بود ملائکه با کسی مصافحه کنند، با طواف کنندگان خانه خدا مصاحفه می کردند.

 شفاء الغرام ، ج 1 ، ص  292

اجر طواف

هیچ طواف کننده ای نیست که هنگام زوال آفتاب با سر و پای برهنه گرد این خانه طواف کند ، در حالی که پیاده در حرکت است ، گام های خود را کوتاه بر می دارد ، چشمانش را به زمین می دوزد و در هر شوطی از طواف ؛ حجرالاسود را لمس می کند بدون آن که کسی را آزار رساند و یاد و ذکر خدا از زبانش بیفتد ، مگر آن که خداوند در هر گامی که بر می دارد ، هفتاد هزار حسنه برای او ثبت می کند ، هفتاد هزار گناه او را می پوشاند و او را هفتاد هزار درجه بالا می برد و ثواب آزاد کردن هفتاد هزار برده که قیمت هر یک ده هزار درهم باشد به او می دهد و می تواند هفتاد نفر از بستگانش را شفاعت کند و هفتاد هزار حاجت او را برآورده می شود اگر خواست در دنیا و اگر خواست در آخرت.

 کافی ، ج 4 ، ص 412  ،  حدیث  3   ؛ من لایحضره الفقیه ، ج  3  ، ص33

پاداش طواف

کسی که پنجاه مرتبه طواف کند از گناه پاک می شود ، همچون زمانی که از مادر متولد شده است.

 شفاء الغرام ، ص 484

پاداش سعی

آنگاه که میان صفا و مروه سعی کنی ، نزد خداوند پاداش آن که پیاده از شهرش به مکه آمده و نیز پاداش آن کس که هفتاد بنده مومن را آزاد کرده خواهی یافت.

بحار ، ج 96 ، ص 236

 


وجوب اعمال حج

انداختن سنگ به جمره ها  سعی بین صفا و مروه برای بپا داشتن یاد و ذکر خداوند بلند مرتبه ، تشریع شده است.

ترمذی کیف ترمی الجمار ، باب 64 ، ج 3 ، ص 246 ، ح 902


بی اعتنایی در حج

مَن سَوّفَ الحَجَّ حتّى‏ يَموتَ بَعثَهُ اللَّهُ يَومَ القِيامَةِ يَهوديّاً أو نَصْرانيّاً .

هر كس در رفتن حجّ چندان تعلّل ورزد تا مرگش فرا رسد ، خداوند او را در روز رستاخيز يهودى يا نصرانى برانگيزد .


فقر

الحَجّ يَنْفي‏الفَقرَ 

 حجّ فقر و تهيدستى را از بين مى‏برد


مال حرام

مَن حَجَّ بمالٍ حَرامٍ فقالَ : لَبَّيْكَ اللّهُمَّ لَبَّيْكَ ، قالَ اللَّهُ لَهُ : لا لَبَّيْكَ ولا سَعْدَيْكَ ، حَجُّكَ مَردودٌ علَيكَ .

هر كس با مال حرام حجّ كند و بگويد : لبّيك اللهم لبّيك ، خداوند به او فرمايد لا لبّيك و لا سعديك ، حَجّت از آنِ خودت باد !



سخنان-رسول-اکرم(ص)-در-مورد-حج سخنان-رسول-اکرم(ص)-در-مورد-حج سخنان-رسول-اکرم(ص)-در-مورد-حج سخنان-رسول-اکرم(ص)-در-مورد-حج سخنان-رسول-اکرم(ص)-در-مورد-حج امتیاز : 562 دیدگاه(0)

تاریخ: پنجشنبه 14 مهر 1390 ساعت: 9:24 ب.ظ بازدید: 367 نویسنده: میرزا حسن

حج

در لغت به معنی قصد و هدف قرار دادن کار معین است و در اصطلاح فقه اسلامی به قصد رفتن به سوی مکه و خانه خدا در روزهای معینی از سال به هدف انجام تکالیف دینی آن  است و بر هر مسلمانی واجب است با داشتن شرایط برای یک بار در عمر خود آن را انجام دهد و انجام ندادن آن با دارا بودن شرایط و اقرار و اعتراف به وجوب آن از گناهان کبیره شمرده شده است.

علاوه بر این انکار اصل این تکلیف و فریضه در صورتی که مستند بر شبهه نباشد سبب کافر شدن مسلمان می گردد. عبادت حج از سنن یکتا پرستی حضرت ابراهیم (ع) بوده است که پس از قرنها فراموشی و انحراف و آلودگی به مظاهر شرک بت پرستی، پیامبر اسلام (ص) آن را مجددا احیا نمود و مسلمانان را به انجام آن تشویق کرد.

گردهمائی‌ میلیونی‌ مسلمانان‌ در حج‌، پدیده‌ئی‌ بی‌نظیر و شگفت‌انگیز است‌. همه‌ی‌ ملتهای‌ مسلمان‌ از همه‌ جای‌ جهان‌ و از همه‌ی‌ قشرهای‌ اجتماعی‌، دراین‌ چند روز در خانه‌ی‌ خدا، زادگاه‌ اسلام‌ و پیامبر عظیم‌ الشأن‌ آن‌ گرد میآیند و آئینهای‌ پررمز و راز حج‌ را برپا میدارند. در این‌ شعائر پرشکوه‌ و پرمعنی‌، پیوند دلها با خدای‌ بزرگ‌، پیوند دلها با یکدیگر، حرکت‌ بر محور توحید، سعی‌ و تلاش‌ همگانی‌، رمی‌ شیطان‌ و برائت‌ از طاغوت‌، ذکر و تضرّع‌ و خشوع‌ در برابر خدا، و احساس‌ عزت‌ و عظمت‌ در پرتو اسلام‌، همه‌ در عمل‌ و بگونه‌ئی‌ نمادین‌ به‌ ملتهای‌ مسلمان‌، آموزش‌ داده‌ میشود؛ و مهربانی‌ و همزیستی‌ با برادران‌ و استحکام‌ و سرسختی‌ با دشمنان‌، و رها شدن‌ از پیرایه‌های‌ خودپرستی‌ و پیوستن‌ به‌ دریای‌ عزت‌ و عظمت‌ الهی‌ در قالب‌ مناسک‌ حج‌ تجسّم‌ می‌یابد.

حاجیان از آخرین روزهای ماه ذیقعده از موطن خود بقصد مناسک حج وارد سرزمین عربستان می شوند.و از روز هشتم ذیحجه در میقات احرام عشق بسته و پس از بیتوته در سرزمین های عرفات،  سرزمین آمرزش گناهان و انجام قربانی و منی سرزمین برآورده شدن آرزوها و انجام حج ابراهیمی در روز دوازدهم این ماه سرزمین منی را بقصد مکه ترک میگویند.

 حج از نظر شرعى مجموعه اى از اعمال مخصوصى است که به قصد اطاعت پروردگار انجام مى گیرد و یکى از ارکانى است که اسلام بر آن بنا شده است. امام محمدباقر(علیه السلام) مى فرماید:
«بنى الاسلام على خمس، على الصلاة والزکاة والصوم والحج و الولایة»
«اسلام بر پنج پایه استوار گشته است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت»

حج خواه واجب باشد و خواه مستحب، داراى فضیلت بسیار و پاداش فراوان است. روایات زیادى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت او (علیهم السلام) در فضیلت حج وارد شده است.

… در قرآن کریم سوره های به نام حج نازل شده که بیست و دومین سوره قرآن است. آیات این سوره درباره چگونگی مناسک حج راهنما می باشد. علاوه بر این در چند سوره دیگر: بقره،‌ 158 و 189 و 196 و 197 و آل عمران، 97 و توبه 3 درباره برخی از مناسک حج نظیر طواف، وقت و زمان حج، قربانی عمره تمتع، ممنوعیت زناشویی، ممنوعیت کارهای ناشایست و ممنوعیت دعوا و درگیری و فخرفروشی احکامی وضع شده است.

ـ در لغت روایات فراوانی از امامان معصوم (ع) دربارة اصل و وجوب حج و چگونگی انجام آن آمده است و در حقیقت آیات قرآن درباره حج تنها اصول کلی آن را بیان کرده است ولی چگونگی به جای آوردن مناسک حج و خصوصیات آن را مسلمانان از سفر حجی که پیامبر (ص) به جای آورد آموخته اند و امامان در روایات خود به جزییات مسائل این حج پرداخته و سنت پیامبر در کیفیت انجام این مناسک را برای مسلمانان  تشریح نموده اند.

                                                                                 

 

شرایط واجب شدن حج

ـ بلوغ و دارا بودن رشد عقلی
- آزادی
- دارا بودن لوازم و وسائل سفر
ـ فراخی وقت و زمان کا
فی برای رسیدن به مکه
ـ صحت و سلامتی بدن
ـ امنیت راه

اقسام حج:

ـ حج افراد : این گونه حج بر مسلمانی واجب است که فاصله منزل تا مسجدالحرام کمتر از 88 کیلومتر بوده باشد….

 ـ حج قرانْ: مانند حج افراد است.

ـ حج تمتع: این گونه حج بر تمام کسانی واجب است که فاصله وطن و منزلگاه دائمی آنها تا مکه و مسجدالحرام بیش از 88 کیلومتر بوده باشد. از این رو بیشتر مسلمانان این گونه حج را بجا می آورند. حج تمتع از دو عبادت جداگانه ولی پیوسته به هم تشکیل شده است که عبارتند از: عمره تمتع، حج تمتع. مقصود از پیوسته و جداگانه بودن این دو عبادت این است که مسلمان حج گذارمی بایست عمره تمتع را با شرایطی و در حال احرام پیش از روز نهم ذی الحجه به جای آورده و آن گاه از احرام بیرون می آید، لیکن در فاصله میان پایان یافتن مناسک عمره تمتع و روز نهم ذی الحجه حق بیرون رفتن از مکه را نداشته و باید خود را برای حج تمتع و پوشیدن احرام و رفتن به سوی دشت عرفات در روز ذی الحجه آماده کند….

ـ با فرا رسیدن روز نهم ذی الحجه مکلف حج گذار باید خود را آماده انجام حج تمتع کند.                               

حج عمره:

      ـ …. اصل عبادت عمره مستحبی بود و تنها در صورت استطاعت برای حج و یا نذر و یا با سوگند خوردن به انجام آن و یا عهد و پیمان بستن با خداوند برای انجام آن واجب می گردد.

       عمره مفرده را می توان در تمام ماههای سال انجام داد لیکن انجام آن در دو ماه رجب و رمضان نیکوتر است…  

حج تمتع دارای 13 کار واجب است که عبارتند از:

      1- پوشیدن لباس احرام درون شهر مکه یا درون مسجدالحرام پس از نیت حج تمتع نمودن.

      2- رسانیدن خود به صحرای عرفات به گونه ای که از ظهر شرعی تا غروب آفتاب روز نهم ذی الحجه را در محدوده این دشت بگذارند.

      3- حرکت به سوی مشعرالحرام که در فاصله ده کیلومتری عرفات قرار دارد، و گذراندن تمامی شب تا هنگام طلوع آفتاب روز دهم ذی الحجه  را در آن.

            4- حرکت از دشت مشعر به سوی دشت منی از مسیر معینی که بدان وادی محشر گویند و پرتاپ نمودن سنگ ریزه به نخستین
      ستون شیطان (که به حجره عقبه شهرت دارد)

      5- قربانی نمودن گاو یا شتر یا گوسفند در قربانگاه منی در همان روز دشت منی.

      6- تراشیدن سر یا کوتاه کردن قسمتی از موی آن در دشت منی.

      7- ماندن در منی در شبهای یازدهم و دوازدهم ذی الحجه.

      8- پرتاپ نمودن سنگ ریزه به سه ستون شیطان در روزهای  یازدهم و دوازدهم.

      9- حرکت از منی به سوی مکه پس از ظهر شرعی روز دوازدهم ذی الحجه

      و 7 بار طواف نمودن گرد خانه کعبه که طواف حج تمتع شهرت دارد.

           10-خواندن دو رکعت نماز طواف پشت مقام حضرت ابراهیم (ع)

           11-7 بار سعی و راه رفتن بین صفا و مروه.

      12-انجام 7 بار طواف دیگر گرد خانه خدا که میان شیعیان به طواف نساء و در میان سنیان به طواف وداع شهرت دارد.

      13-بجای آوردن دو رکعت نماز طواف نساء پشت مقام حضرت ابراهیم (ع)

     بدین سان مناسک و کارهای واجب حج تمتع به پایان رسیده است. و از این پس مسلمان (حاجی) می گردد و تکلیف حج از او برداشته می  شود
   

فضیلت و حکمت تشریع آن :

ـ در برخی از روایات خداوند برای هر قدمی که حج گذار در راه مکه و رسیدن به آن می گذارد وعدة ثواب و پاداشی دنیوی و اخروی داده است .......

ـ انجام فریضه حج و عمره و طواف بیت الله الحرام خود میزان و پاداش و ارزش گذاری کردارهای نیک مسلمانان است یعنی انجام بسیاری از کارهای نیک (مثل زیارت امام حسین (ع))با تعدادی حج وعمره پاداش داده میشود ......

ـ همچنین حج به عنوان جایگاهی برای اجتماع سالیانه مسلمانان مورد خواسته و نظر شریعت بوده و شرع بسیاری از مسلمانان متمکن و دارا را به رفتن سوی آن برای به دست آوردن منافع دنیوی و اخروی آن تشویق نموده است.

ـ میزان و اصل در حج ابراهیمی که پیامبر(ص) احیاء کننده آن است حجی است که حج گذار آگاهانه در مقام تقرب به درگاه پروردگار و برای زدودن زنگار خود پرستی و دنیا پرستی و منیتهای پلید نفس اماره، و وسوسه های شیاطین انس و جن بدان قیام کند و حجی است که حج گذار با آگاهی و آشنایی با اولیایی که خداوند آنان را ولی قرار داده و ولایت امر را به آنان سپرده است انجام پذیرد .

      -در روایات متعددی آمده است که همه ساله امام زمان (عج) در حج مسلمانان شرکت کرده و در روز عرفه و صحرای عرفات ناظر و شاهد عبادت مردم خواهد بود، از این رو شرکت در حج وقوف در عرفات به گونه ای تجدید پیمان و بیعت با آن حضرت از سوی شیعیان شمرده می شود..

       -از سوی دیگر اجتماع و گرد آمدن جمعیت فراوانی از مسلمانان درحرم امن الهی یکی از عوامل بسیار مهم در نزدیکی و دوستی و الفت و  رفع کدورتها و فراهم آمدن برادری و همکاری شمرده شده است…

حج در کلام امیرالمومنین علی (ع)

 

زیارت خانه اش را فریضه کرد بر شما مردمان که قبله اش ساخت برای همگان، و آمدنگاه مسلمانان، تا بدان درآیند چون چارپایان و بدان پناه برند چون کبوتران، و دو نشانه برای دینداران. فروتنی برابر عظمت او، و اعتراف به عز او؛ و از آفریدگانش آن را گزید که چون دعوت او شنید در گوش کشید، و به جان و دل خرید. اینان به راه افتادند، و پا بر جای پای پیامبران نهادند، و چون فرشتگان گرد عرش بر پای بندگی ایستادند. بر سودهای روز بازار عبادت هر دم فزودند، و به هنگام تشریف، مغفرت او را از یکدیگر ربودند. خدا کعبه را برای اسلام نشان،‌ و برای پناهندگان خانة امان ساخت، رفتن به سوی خانه را واجب گرداند، و حق آن را بشناساند و بندگان را به زیارت آن خواند که فرمود: «بر هر کس که تواند، زیارت خانه واجبی از سوی خدای بی انباز است،‌ و آن که سر باز زند خدا از جهانیان بی نیاز است». 

 

نمی بینید خدای سبحان، پیشینیان از آدم (ص) تا پسینیان از این عالم را آزمود ـ به حرمت نهادن ـسنگهایی  بی زیان و سود،‌ که نبیند و نتواند شنود. پس خدا آن را خانة با حرمت خود ساخت و برای فراهم آمدن و عبادت مردمانش پرداخت. پس آن خانه را در سنگلاخی نهاد از همة سنگستانهای زمین دشوارتر، و ریگزاری رویش آن از همه کمتر. به دره ای از دیگر دره ها تنگتر، میان کوههایی سخت و ریگهایی نرم دشوار گذر، و چشمه هایی زه آب آن کم و جدا از هم،‌که شتر در آنجا فربه نشود و اسب و گاو و گوسفند علف نیاید.

پس آدم و فرزندان او را  فرمود تا روی بدان خانه دارند ـ و با حرمتش شمارند ـ پس خانه برای آنان جایگاهی گردید که سود سفرهای خود را در آن بردارند و مقصدی که بارهای خویش در آن فرود آرند. دلها در راه دیدار آن شیدا، از دشتهایی بی آب و گیاه،‌ و مغاک دره های ژرف و جزیره های از یکدیگر جدا،‌ در پهنة ـ دریا تا از روی خواری شانه هاشان را بجنبانند و گرداگرد خانه کلمة تهلیل بر زبان رانند،‌و بر گامها روند دوان،‌ خاک آلود و مو پریشان.

جامه ها را به یک سو انداخته، و با واگذاشتن موها خلقت نیکوی خود را زشت ساخته. آزمایشی بزرگ و امتحانی دشوار و آزمودنی آشکار برای پدید آمدن نافرمان از فرمانبردار. خدا زیارت خانه را موجب رحمت خود فرمود، و وسیلت رسیدن به بهشت نمود.

 

      ـ و اگر خدای سبحان می خواست خانة با حرمت و عبادتگاه با عظمت خود را میان باغستانها نهد و جویبار، و در زمین نرم و هموار، و  درختستانهای از هم ناگسسته، و میوه ها در دسترس و عمارتها درهم و دهستانها به یکدیگر پیوسته، میان گندمزارهای نیکو . باغهای سرسبز تازه رو و زمینهای پر گیاه گرداگرد او، و بقعه های پر باران و باغستانهای خرم، و راههای آبادان، پاداش کم بود و آزمایش ناچیز هم،‌ و اگر بنیادی که پایة آن بناست، و سنگهایی که خانه بدانها برپاست، از زمرد سبز بود و یاقوت سرخ فام، و با روشنی و درخشش تمام، از راه یافتن دو دلی در سینه ها می کاست، و کوشش شیطان را از دلها دور می کرد، و شک و تردید از مردمان برمی خاست. لیکن خدا بندگانش را به گونه گون سختیها می آزماید،‌و با مجاهدتها به بندگی شان وادار می نماید،‌ و به ناخوشایندها آزمایششان می کند تا خود پسندی را از دلهاشان بزداید، و خواری و فروتنی را در جانهاشان جایگزین فرماید، و آن را درهایی سازد گشاده به بخشش او، و   وسیلتهایی آماده برای آمرزش او.

آیات و روایات در باب اهمیت حج
دلیل وجوب حج آیات متعدد قرآن و احادیث وارده از نبى اکرم و ائمه معصومین(علیهم السلام) مى باشد و این عبادت یکى از ضروریات دین بشمار رفته و ترک آن با علم به وجوب آن توسط کسى که جامع شرائطى است که در آینده بیان مى شود، یکى از گناهان کبیره است. خداوند متعال در قرآن کریم مى فرماید:
«وللّه على الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلاً و من کفر فانّ اللّه غنىٌّ عن العالمین»

از امام صادق(علیه السلام) نیز نقل شده است که: «هر کس از دنیا برود در حالى که حَجّة الاسلام را انجام نداده باشد، به دین یهود یا نصرانیّت از دنیا خواهد رفت; مگر آنکه انجام ندادن حج به جهت نیاز شدیدى که او را مستاصل کرده، یا بیمارى و علتى که توانایى حج را از او گرفته یا ممانعت حکومت باشد».

به-مناسبت-هفته-حج(در-مورد-حج) به-مناسبت-هفته-حج(در-مورد-حج) به-مناسبت-هفته-حج(در-مورد-حج) به-مناسبت-هفته-حج(در-مورد-حج) به-مناسبت-هفته-حج(در-مورد-حج) امتیاز : 569 دیدگاه(0)

تاریخ: سه شنبه 12 مهر 1390 ساعت: 5:16 ب.ظ بازدید: 249 نویسنده: میرزا حسن
به گزارش سرویس اجتماعی برنا، سردار دکتر اسماعیل احمدی مقدم صبح امروز در نشست خبری با حضور نمایندگان رسانه های جمعی در ستاد نیروی انتظامی برنامه های هفته نیروی انتظامی را تشریح کرد.

فرمانده نیروی انتظامی در ادامه این نشست رسانه ها را پل ارتباطی بین دستگاه های اجرایی و مردم دانست.

سردار احمدی مقدم با بیان اینکه سهم من در امنیت و آرامش به‌عنوان شعار هفته گرامیداشت نیروی انتظامی در نظر گرفته شده است، اظهار داشت: تلاش خواهیم کرد با برنامه هایی که در طول این هفته به اجرا خواهیم گذاشت از تمام ظرفیت های نیروی انتظامی برای جلب مشارکت مردمی استفاده کنیم.

وی اضافه کرد: شعار امسال هفته نیروی انتظامی سهم من در امنیت و آرامش است که با این شعار به دنبال پایه‌گذاری یافتن پدیده‌ها، علت‌ها و ریشه‌ها هستیم و تلاش داریم تا پایه و اساس ناهنجاری‌ها را کنترل کنیم و از معلول‌گرای صرف خارج شویم.

سردار احمدی‌مقدم اظهار داشت: باید هشدار‌ها را دریافت کرد و به دنبال علل رفت لذا این مهم نیازمند گفتمان‌سازی و آگاه‌سازی تا جامعه پذیرای آن باشد.

وی ادامه داد: نیروی انتظامی به دنبال آشنا‌کردن دیگر دستگاه‌ها به وظایف خود است. چرا که نیروی انتظامی به تنهایی نمی‌تواند در تأمین امنیت ایفای نقش کند ما به دنبال مسئول‌کردن دستگاه‌ها و پاسخ‌گو کردن هر چه بیشتر نیروی انتظامی هستیم.

سردار احمدی‌مقدم با اشاره به حضور مقام معظم رهبری در دانشکده انتظامی گفت: براساس تأکید مقام معظم رهبری نیروی انتظامی باید یک نیروی پاک و موتور اصلاح‌کننده باشد.

فرمانده انتظامی کشور اظهار داشت: همراهی و اقتدار، رحمت و رأفت و مهربانی مورد تأکید مقام رهبری است و ما به دنبال رسیدن به این آرمان هستیم چرا که افزایش اقتدار هیچ منافاتی با رفتار انسانی ندارد.

احمدی مقدم با اشاره به پرونده فساد 3 هزار میلیاردی گفت: هنوز این پرونده در مرحله مقدماتی است لذا دستگاه قضا هیچ حکمی را برای پیگیری بین‌المللی برای ما صادر نکرده و مأموریتی در این زمینه به ما داده نشده است.

وی بیان داشت: 2 سال است کمیته استاندارد‌سازی رفتارها در 31 استان ایجاد شده تا خلاء‌های آموزشی در این بحث از بین برود.

وی به اقلیم سازی خدمت نیز اشاره کرد و اظهار داشت: ما به دنبال اعزام سربازان در اقلیم‌های بومی خود که شامل چند استان اطراف محل سکونت سرباز است هستیم. ولی اگر ضرورت‌ها به اعزام خدمت سربازی باعث خدمت او در مراکز دیگر شود. وی نهایتا تا 6 ماه به محل اقلیم سکونت خود باز خواهد گشت.

احمدی‌مقدم ادامه داد: خوشبختانه طی اقدامات صورت گرفته میانگین حقوق و مزایای دریافتی کارکنان به رقم یک میلیون تومان رسیده است که با این وجود هیچ تخلفی از سوی مأموران پذیرفته نیست در اینجا اعلام خواهیم کرد که اگر کسی در نیروی انتظامی حتی مبلغ 5 هزار تومان خارج از سیستم دریافت کند از نیرو اخراج خواهد شد.

وی با اشاره به کاهش سطح جرائم در کشور گفت: از نیمه دوم سال 88 تا 89 با افزایش جرایم روبرو بودیم ولی با تلاشی که در شورای امنیت صورت گرفت دستاوردهای مناسبی حاصل شد به نحوی که آمار شش ماهه سرقت مسلحانه در سال جاری با کاهش 20 درصدی سرقت در پوشش مأمور 21 درصد، سرقت از طلا‌فروشی 19 درصد، راه‌زنی 50 درصد، آدم‌ربایی 27 درصد، قتل 7 درصد و نهایتا شرارت با کاهش شش درصدی روبرو شده است.

احمدی مقدم ادامه داد: در بخش مبارزه با مواد مخدر امسال 54 درصد کشفیات در مرزهای شرقی افزایش و در حواشی شهرها با 18 درصد رشد روبرو بوده است.

وی ادامه داد: با این برآورد ما کاهش ورود و افزایش کشفیات را داشته‌ایم. به طوری که امسال 216 تن مواد مخدر طی شش ماهه اول کشف شده است. که این رقم طی مدت مشابه سال گذشته دو درصد رشد داشته است.

فرمانده نیروی انتظامی اظهار داشت: هم اکنون هواپیماهای بدون سرنشین به صورت پایلوت در مرز و ساحل مورد استفاده قرار می‌گیرد که امیدواریم به زودی اینها از مرحله زیرساختی گذشته و باعث فاز عملیاتی شوند چرا که استفاده از این تجهیزات نیازمند بومی‌سازی می‌شود.

وی در بخش دیگری از این نشست خبری به جمع‌آوری ماهواره‌ها اشاره کرد و اذعان داشت: هیچ مأمور انتظامی بدون حکم قضایی حق ورود به حریم مشاعات و خصوصی افراد را ندارد لذا ما رایزنی‌های لازم را با قوه قضائیه داشته‌ایم تا در مأموریت‌های خود نمایندگانی از دستگاه قضا را به همراه داشته باشیم. اگر مردم در این زمینه با مشکلی روبرو شده‌اند می‌توانند با 197 تماس گرفته و شکایت خود را مطرح کنند.

وی به افزایش 30 درصدی حضور مردم در مراسم‌های مذهبی اشاره کرد و گفت: بیداری اسلامی که توسط ایران صادر شده و امواج آن هم‌اکنون بسیاری از وجدان‌های خفته را بیدار کرده است. لذا ما شاهدیم که تیپولوژی حجاب تغییر کرده و 20 تا 30 درصد حجاب در کشور بهبود یافته است.

وی ادامه داد: طی بررسی‌های انجام شده ناهنجاری‌ها در سواحل کشور با کاهش 30 تا 50 درصدی روبرو شده است.

سردار احمدی مقدم به ارزیابی‌های صورت گرفته از کلانتری‌ها نیز اشاره کرد و اظهار داشت: رضایتمندی مردم در نوع برخورد با تخلفات و اقتدار پلیس برای ما دارای اهمیت است. لذا پلیس به دنبال کسب مطالبات اجتماعی است.

فرمانده نیروی انتظامی ادامه داد: متأسفانه صدا و سیما تاکنون نتوانسته صورت مشخصی ازوضعیت کنونی پلیس ارائه دهد. چرا که هنوز بازداشتگاه‌ها به رنگ سیاه نشان داده می‌شود این در شرایطی است که هم اکنون حقوق شهروندی مورد تجدید‌نظر قرار گرفته است.

فعالیت-های-هفته-نیروی-انتظامی-تشریح-شد فعالیت-های-هفته-نیروی-انتظامی-تشریح-شد فعالیت-های-هفته-نیروی-انتظامی-تشریح-شد فعالیت-های-هفته-نیروی-انتظامی-تشریح-شد فعالیت-های-هفته-نیروی-انتظامی-تشریح-شد امتیاز : 626 دیدگاه(0)

آخرین مطالب

چهارشنبه 05 تیر 1392
پنجشنبه 13 تیر 1392
شنبه 08 تیر 1392
جمعه 07 تیر 1392
جمعه 07 تیر 1392
پنجشنبه 06 تیر 1392
چهارشنبه 05 تیر 1392
چهارشنبه 05 تیر 1392
پنجشنبه 13 تیر 1392
شنبه 12 اسفند 1391

مطالب محبوب

یکشنبه 15 بهمن 1391
جمعه 27 بهمن 1391
سه شنبه 26 مهر 1390
دوشنبه 22 اسفند 1390
شنبه 12 اسفند 1391

صفحات مطالب

نظرسنجی
کلا" معبر باشه یا نه؟؟؟؟



نتايج|| آرشیو نظرسنجی